eitaa logo
شبکه سید عبدالله حسینی
734 دنبال‌کننده
423 عکس
506 ویدیو
48 فایل
آثار خودم و مطالب متنوعی که برای خودم جالبه رو در این‌کانال به اشتراک میذارم
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ ✳️پسری که پدرش را مجبور کرد ماشین قراضه‌اش را دو خیابان پایین‌تر پارک کند، اما نامه‌ای که بعد از مرگ پدر در داشبورد پیدا کرد، او را منقلب کرد... 🚗🏚️😭 «فرهاد» دانشجوی پزشکی بود و همیشه از وضعیت ظاهری پدرش و بخصوص ماشین پیکان قدیمی و پر سروصدای او خجالت می‌کشید... هر روز صبح که پدرش او را به دانشگاه می‌رساند، فرهاد با لحنی تند می‌گفت: «بابا! تو رو خدا جلوی در دانشگاه نرو! همین‌جا توی کوچه پشتی نگه‌دار. آبرویم می‌رود اگر بچه‌ها ببینند من با این لگن می‌آیم! دود ماشینت همه را خفه کرد!» پدر هر بار با لبخندی مهربان و چشمانی که کمی غمگین می‌شد، می‌گفت: «چشم پسرم... هرطور تو راحت باشی.» و او را دور از چشم همه پیاده می‌کرد... سال‌ها گذشت... فرهاد پزشک شد پولدار شد و برای خودش ماشین شاسی‌بلند خرید و دیگر سوار ماشین پدر نشد... پدر پیر شد و از دنیا رفت. بعد از مراسم خاکسپاری، فرهاد تصمیم گرفت آن ماشین قراضه را که گوشه حیاط خاک می‌خورد، به اسقاطی بفروشد تا از شرش خلاص شود. وقتی داشت مدارک ماشین را از داشبورد خالی می‌کرد، چشمش به یک عکس قدیمی و سیاه و سفید افتاد. عکسِ پدرش بود در جوانی، که با کت و شلواری شیک به یک ماشین «بنـز» آخرین مدل تکیه داده بود و می‌خندید. فرهاد تعجب کرد. پدرش هیچوقت نگفته بود که چنین ماشینی داشته است. پشت عکس را نگاه کرد. دست‌خط پدرش بود با جوهری که کمی پخش شده بود: «امروز این عروسک ( بنز ) را فروختم. دلم سوخت، چون خیلی دوستش داشتم... اما دکترها گفتند هزینه عمل قلبِ پسر کوچکم "فرهاد" خیلی سنگین است و فقط با پول این ماشین جور می‌شود. ماشینم رفت، اما فدای یک تپشِ قلبِ پسرم. با باقی‌مانده پول، این پیکان را خریدم تا مسافرکشی کنم و خرج داروهایش را در بیاورم. خدایا شکرت که پسرم زنده ماند...» فرهاد روی فرمان ماشین قراضه افتاد. بوی عرق تن پدرش هنوز توی ماشین بود. او سال‌ها از ماشینی خجالت می‌کشید که «قیمتِ زنده ماندنِ خودش» بود. او سوار بر وسیله‌ای شده بود که پدرش غرورش را با آن معامله کرده بود تا قلب پسرش از حرکت نایستد. فرهاد آن ماشین قراضه را نفروخت آن را در حیاط خانه‌اش نگه داشت، تا هر روز یادش نرود که ضربان قلبش را مدیون چه کسی است. نتیجه اخلاقی: پدرها قهرمانان خاموش تاریخ‌اند. آن‌ها از آرزوهایشان، از جوانی‌شان و از غرورشان می‌گذرند تا ما قد بکشیم. اگر پدرت ماشین مدل پایین دارد، اگر لباسش کهنه است، اگر دستانش میلرزد...، خجالت نکش! این‌ها جای زخم‌هایی است که برای سپر شدن جلوی مشکلات تو برداشته است... یک چالش مردانه: همین الان اگر پدرت زنده است، برو و بر دستانش بوسه بزن. اگر ماشینش مدل پایین است، با افتخار کنارش بنشین و شیشه را پایین بده تا همه ببینند تو پسرِ این شیرمرد هستی. پ.ن: آخرین نسل این گونه پدرها درحال انقراضه نه من مثل پدر مرحومم هستم نه فرزندانم مثل من و نه نوه هایم مثل پدرشان... همه چیز با نسل ما از میان خواهد رفت چه تاریک و وحشتناک خواهد بود، آن روزگار... 😭😔😨 🟢 به شبکه سید عبدالله حسینی در ایتا بپیوندید. https://eitaa.com/HoseiniNetwork
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥خاطره و مثال شنیدنی مرحوم حائری شیرازی درباره کم کاری حوزه در عرصه اقتصاد و فرهنگ 🟢 به شبکه سید عبدالله حسینی در ایتا بپیوندید. https://eitaa.com/HoseiniNetwork
⭕️ جنگ امارات و عربستان، آشی که در تل‌آویو پخته می‌شود 🔹پس از سال‌ها گمانه‌زنی و تحلیل‌های مختلف رسانه‌ای درباره اختلافات پشت پرده ریاض و ابوظبی، اتفاقات امروز در یمن دیگر جای هیچ تردیدی از عمق شکاف میان دو کشور باقی نگذاشت. برای اولین بار در تاریخ، جنگنده‌های سعودی کشتی‌های امارات را در جنوب یمن بمباران کردند و وزارت خارجه سعودی نیز با صدور بیانیه‌ای صراحتا گفت که اقدامات امارات امنیت ملی عربستان را تهدید می‌کند. 🔹چنین تحولی در صحنه یمن هرچند همواره مورد انتظار بود و بارها از وجود درگیری‌ها و اختلافات پشت پرده میان عربستان سعودی و امارات سخن گفته شده است، اما شدت و دامنه آن اکنون به حدی رسیده که سعودی‌ها را مجبور به اتخاذ چنین اقدامات علنی کرده است؛ به علاوه تحولات دیگر منطقه و منابعی که از بازیگری آشکار اسرائیل در صحنه یمن خبر می‌دهند، نشان می‌دهد ما با یک طرح گسترده‌تری مواجه هستیم که طراحی آن نه در ریاض و ابوظبی بلکه در اتاق فکر اسرائیل ساخته و پرداخته می‌شود. 🟢 به شبکه سید عبدالله حسینی در ایتا بپیوندید. https://eitaa.com/HoseiniNetwork
🔻 ۱۶ تفاوت اعتراض با اغتشاش 🔰 همه ما دغدغه‌ها و مشکلاتی داریم که باید دیده شوند. اعتراض کردن یعنی ما به سرنوشت خودمان و جامعه‌مان اهمیت می‌دهیم و این بسیار ارزشمند است اما وقتی فضا به سمت اغتشاش و خشونت می‌رود، اولین قربانی، همان صدای حق‌طلبانه‌ی مردم است. در اینجا به تفاوت اعتراض و اغتشاش خواهیم پرداخت: ۱. در اعتراض فضای گفت و شنود دو طرفه است اما اغتشاش فقط یک طرفه و بدون اجازه گفتگو؛ ۲. در اعتراض شعارها منطق و گفتمان دارد اما در اغتشاش شعارها ساختارشکنانه و توهین‌آمیز؛ ۳. اعتراض مسلحانه نیست اما اغتشاش مسلحانه است؛ ۴. اعتراض به قصد اصلاح است و اغتشاش به قصد تخریب؛ ۵. در اعتراض پلیس برای مراقبت، حضور دارد تا به اغتشاش تبدیل نشود اما در اغتشاش به مقابله با پلیس می‌روند؛ ۶- اعتراض یعنی اعتراض به یک قانون و روند؛ که بعد از پیگیری‌های قانونی و به نتیجه نرسیدن خودش را به صورت اعتراض مدنی نشان می‌دهد اما اغتشاشات هیچ کدام از این مسیر را طی نمی‌کند؛ ۷- اعتراض مسالمت‌آمیز است و اغتشاش خشونت‌آمیز؛ ۸- در اعتراض هیچ آسیب به اموال مردم و بیت‌المال نمی‌رسد اما در اغتشاش یکی از اهداف تخریب اموال است؛ ۹- در اعتراض خبری از فحاشی و توهین نیست اما در اغتشاش بیشترین توهین به کشور می‌شود؛ ۱۰- اعتراض، گفتمان و هدف و ساختار دارد اما اغتشاش هیچ کدام از این‌ها را ندارد؛ ۱۱- اعتراض نماینده دارد اما اغتشاش لیدر دارد؛ ۱۲- در اعتراض از حضور یک مسئول استقبال می‌شود تا به مشکلاتشان بپردازد اما در اغتشاش اگر مسئولی حضور پیدا کند، اگر کشته نشود مورد ضرب و شتم یا توهین قرار خواهد گرفت؛ ۱۳- در اعتراض پلیس آسیب نمی‌بیند اما در اغتشاش بسیاری از حملات به پلیس صورت می‌گیرد؛ ۱۴- در اعتراض دعوا درون گفتمانی و داخل کشور است اما در اغتشاش از بیرون هدایت و مدیریت می‌شود؛ ۱۵- در اعتراض یا دشمن ورود نمی‌کند و یا چون نمی‌تواند از آب گل آلود، ماهی‌گیری کند رها می‌کند اما در اغتشاشات از ابتدا تا انتها دشمن همراهی خواهد کرد؛ ۱۶- اعتراض برای نظام هزینه ندارد بلکه در بسیاری از مواقع نظام از اعتراض استقبال و مشکل را حل می‌کند اما در اغتشاش سراسر هزینه است. 🟢 به شبکه سید عبدالله حسینی در ایتا بپیوندید. https://eitaa.com/HoseiniNetwork
بر بانک مرکزی ز‌ حماقت گماردند آقای همتی نوسان گیر پوده را تا افکند دوباره گره بر گماشتند از کار اقتصاد گره نا گشوده را زین کار میشوید پشیمان. حکیم گفت خبط است آزمودن یک آزموده را
جهان آنقدر بزرگ و عظیم است که اگر کل کهکشان راه شیری با همه عظمتش منهدم شود مانند آن است که یک عدد ریگ بسیار کوچک در سواحل خلیج فارس را را در هاون بکوبید و دوباره به ساحل بیندازید.چه رسد به اتفاق کوچکی در سیاره زمین که خود ریگ دیگری است در برابر کهکشان راه شیری. 🟢 به شبکه سید عبدالله حسینی در ایتا بپیوندید. https://eitaa.com/HoseiniNetwork
✅ ترکیه سال نو میلادی را با تظاهرات در حمایت از فلسطین آغاز کرد 🔸در اولین روز سال ۲۰۲۶، مردم استانبول برای دفاع از حقوق مردم مظلوم غزه، بر روی پل گالاتا تجمع ضد صهیونیستی برگزار کردند. 🔸«ساکت نمی‌شویم، فلسطین را فراموش نمی‌کنیم و نمی‌گذاریم فراموش شود» شعار این تجمع و راهپیمایی است. 🟢 به شبکه سید عبدالله حسینی در ایتا بپیوندید. https://eitaa.com/HoseiniNetwork
ممدانی با دست بر قرآن سوگند خورد 🔸«زهران ممدانی» با دست گذاشتن روی یک نسخه تاریخی قرآن کریم به‌عنوان اولین شهردار مسلمان نیویورک سوگند یاد کرد. 🔸ممدانی که اولین شهردار مسلمان ‌آسیایی‌تبار بزرگ‌ترین کلان‌شهر ایالات متحده است، در مراسم تحلیف خصوصی که در یک ایستگاه مترو متروکه زیر میدان تایمز نیویورک برگزار شد، از قرآنِ متعلق به پدربزرگش و همچنین یک نسخه ۲۰۰ ساله که به امانت از کتابخانه عمومی نیویورک گرفته شده بود، برای ادای سوگند استفاده کرد. 🔸او قصد دارد در مراسمی که روز جمعه در تالار شهر نیویورک برگزار می‌شود هم از دو نسخه قرآن کریم متعلق به پدربزرگ و مادربزرگش برای ادای سوگند استفاده کند. 🟢 به شبکه سید عبدالله حسینی در ایتا بپیوندید. https://eitaa.com/HoseiniNetwork
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیامی از ایران که اسرائیل را در شوک فرو برد...
یکسال از رحلت اندوهبار عارف صمدانی، عالم ربانی حضرت آیت الله حسینی نجفی گذشت. با عروج آن روح ملکوتی که در حلقه علم و اندیشه به ابوریحان معاصر مشهور بود ثلمه بزرگی در حوزه علمیه و جهان اسلام بوجود آمد که این خلاء به آسانی قابل جایگزینی نیست. یک عمر تلاش و مجاهدت آن عالم عامل و مجاهد نستوه در عرصه های جهاد و اجتهاد میراث بیاد ماندنی آن بزرگوار خواهد بود. تألیف و تصحیح بیش از ۱۲۰ عنوان کتاب علمی از باقیات صالحات آن فقیه متأله است که انشالله در کتابخانه آستانقدس رضوی در غرفه ویژه ای مورد استفاده همگان قرار خواهد گرفت. ‌ حضور مثال زدنی دوستان و علاقمندان به والد فقید در مراسم تشییع و خاکسپاری و بزرگداشت آن عزیز سفر کرده و این در مراسم سالگرد عروج آن روح ملکوتی نشانگر قدرشناسی عزیزان از یک عالم خدوم و خدا اندیش است. او که یک عمر با همسر مهربان و فداکارش بانو ام البنین اکبری عاشقانه زیست بعد از ارتحال همسرش مدت زیادی فراق اورا تحمل نکرد و به او در ملکوت اعلی پیوست. بهمن مناسبت مجلس بزرگداشتی امروز در مشهد مقدس با حضور علما دوستان، علاقمندان، آشنایان و اقوام بر گزارش شد که از حضور همه عزیزان در این مراسم از طرف خود و‌اخوان‌و اخوات قدردانی میکنم. همچنین از دوستانی که در این مجلس زحمت پذیرایی و مداحی و سخنرانی را کشیدند بخصوص حاج آقای جوادی و هاشمی سپاسگزارم. سید عبدالله حسینی
نوشته ی جالبی از عطاء الله مهاجرانی روزنامه ایران.  سه شنبه ۹ دی ماه ۱۴۰۴ *جنگ نرم را سخت جدی بگیریم* *استسباع؟!* ✍️سید عطاءالله  مهاجرانی نخستین‌بار واژه «استسباع» را در آثار شهید والا آیت‌الله مرتضی مطهری در روزگار جوانی دیدم. در توضیح آورده بود: شیر وقتی با حیوانات ضعیف‌تر از خود رویارو می‌شود چنان نگاه مُهیبِ میخکوب‌کننده و ویرانگری به آن‌ها می‌افکند که حیوان بیچاره هیچگونه واکنشی نشان نمی‌دهد. درمانده و بیچاره و منجمد بر جای می‌ماند تا بلعیده شود. این حالت را استسباع می‌گویند. بگذارید تجربه‌ای را برایتان روایت کنم. در بحبوحه جنگ دوازده روزه، ✓وقتی فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای ما ترور شده بودند، ✓وقتی مراکز نظامی و خدماتی و پاسگاه‌های مرزی و… بمباران می‌شدند، ✓وقتی طراحی سی ساله برای سقوط نظام و تجزیه سرزمینی و ملی ایران انجام می‌شد، ✓وقتی ترامپ مردم تهران را به تخلیه تهران تهدید می‌کرد، یکی از دوستان قدیمی دوران دانشجویی به قول خودش از «سر خیرخواهی» به من زنگ زد. می‌خواست از نظام فاصله بگیرم و حمایت نکنم. وقتی گفتم فرماندهان را اگر ترور کردند، ‌جانشین برایشان انتخاب شده است، گفت: «جانشینان را هم زدند و می‌زنند.» گفتم بسیار خوب سازمان نظامی را که نمی‌شود ترور کرد. بازهم جانشینان دیگری خواهند بود. مگر در نبرد موته هر سه فرماندهی که پیامبر ما صلوات‌الله علیه انتخاب کرده بود شهید نشدند؟ هر سه از چهره‌های ممتاز و یاران گرانقدر پیامبر بودند. زید بن حارثه اولین فرمانده و جعفربن‌ابیطالب دومین فرمانده و جانشین زید و عبدالله بن رواحه سومین فرمانده و جانشین جعفر بود. پس از شهادت هر سه فرمانده ، خالدبن‌ولید فرماندهی را بر عهده گرفت. دوست قدیمی صحبت را ادامه نداد. من تصورم این بود که دچار استسباع شده است. جنگنده‌های اف ۳۵ و ترور‌ها ، او را ترسانده بود. به نظرش رسیده بود نگذارد برای آینده من مشکلی پیش بیاید! خوشبختانه همان روز‌ها در برنامه راهبرد سیما شرکت کردم و دیگر تمام‌قد در قاب دفاع از نظام قرار گرفتم! از جنگ دوازده روزه اکنون بیش از شش ماه گذشته است. انسجام ملی و توان نظامی و دفاعی ایران بیش از زمان آغاز جنگ دوازده روزه است. تا جایی که نتانیاهو در آستانه سفرش به آمریکا و دیدار با ترامپ و لابد گفت‌و‌گو درباره امکان حمله دیگری به ایران ، نعل وارونه زده و در جمع خلبانان اسرائیل گفته است.: *«اسرائیل به دنبال درگیری با ایران نیست!»* بدیهی است که مطلقاً و سرسوزنی نبایستی به نتانیاهو و بدتر از نتانیاهو ، به ترامپ اعتمادی داشت. اما سخن او نشان می‌دهد که در جنگ دوازده روزه در برابر تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا و حمایت ناتو و همکاری برخی کشورهای منطقه، ایران بر پای ایستاد و دچار استسباع نشد. از توفان تهاجم و صدمات ویرانگر ترور فرماندهان و حتی حمله به شورای عالی امنیت ملی نهراسید. ایستاد.  رمز رویارویی با جنگ نرم و سخت همین است. وقتی اراده‌ها صیقل زده باشند. تن انسان به مشقت و زحمت می‌افتد. چنانکه متنّبی سروده است: اذا کانت النفوس کبارا تعبت فی مرادها الاجسام مثل مجاهد در جبهه نبرد که گلوله خورده و خون از تنش جاری است اما از مقاومت دست بر نمی‌دارد. *گلوی رعب و ارعاب و استسباع را فشردن، رمز ماندگاری است.* جلال‌الدین محمد بلخی داستان بسیار عبرت‌آموزی تحت عنوان مسجد میهمان‌کش در دفتر سوم مثنوی روایت کرده است. البته چنان که شیوه مولانا و مثنوی اوست داستان مسجد میهمان‌کش را در لا‌به‌لای داستان‌های گوناگون پیچیده است. فشرده ماجرا این است که در شهر ری مسجدی بود که آن را مسجد میهمان‌کش می‌نامیدند. هر کس شبی در مسجد به سر می‌برد صبح روز بعد جنازه‌اش را از مسجد بیرون می‌آوردند. مردم روایت‌های مختلفی داشتند.  یکی می‌گفت جنّ و پری در این مسجد است. برخی می‌گفتند مسجد طلسم شده است. از بس دیده بودند که میهمانان غریب شب به مسجد رفتند و تا صبح زنده نماندند. گمان می‌کردند برای مسجد نگهبانی بگذارند. هر غریبه‌ای که می‌خواست وارد مسجد شود و شب بماند او را پرهیز دادند. روزی غریبه‌ای از راه رسید. به او هم پند دادند که: هین برو جلدی مکن سودا مپز که نتان پیمود کیوان را به گز چون تو بسیاران بلافیده ز بخت ریش خود برکنده یک‌یک لخت‌لخت هین برو کوتاه کن این قیل و قال خویش و ما را درمیفکن در وبال گفتند برو و خودت را در معرض نابودی قرار مده. غریبه کنجکاو بود. با خود گفت بایست از راز مسجد میهمان‌کش سر دربیاورد. دست از جان شسته بود. هر چه او را نصیحت کردند، در او تأثیری نکرد. نصیحت همه عالم به گوش او باد بود. شب در مسجد ماند. نیمه شب صدای بسیار هولناکی در مسجد پیچید: نیمشب آواز با هولی رسید کایم آیم بر سرت ای مستفید