🔹رستم بعد از پیروزی در هفتخوان و ترکوندن دیوها ، خشابش رو پر کرد برای آزادسازی کیکاووس !
🔹رستم در یک حرکت کماندویی ، کیکاووس و مابقی سربازان ایران رو از زندان دیوها نجات داد و با ریختن خون جیگر دیو روی چشمان کیکاووس ، چشمانش را به حالت طبیعی برگرداند !
🔹کیکاووس بعد از جشن آزادی ،نامه تند و تیزی برای شاه مازندران نوشت و به گُردفرهاد داد تا بهش برسونه !
🔹فرهاد هم پیام تسلیم رو به شاه مازندران داد !!!!
شاه مازنی هم گفت نه داداچ! ازین خبرا نیست !!!!
🔹بعد چند روز هم یک هیئت عالی رتبه از طرف شاه مازندران ، آمدند دربار کیکاووس!
🔹خلاصه دو سه باری به هم دیس و دیس بک دادند تا همدیگه رو سبک و سنگین کنند!
🔹آخرش هم رستم میره به دربار مازندران و شاه ، حسابی رستم رو با زر و سیم و طلا چرب و چیلی میکنه تا حاجی رو بخره!
ولی رستم میزنه زیر میز و قبول نمیکنه!
آخرش هم دیپلماسی جواب نداد و دوطرف آماده جنگ شدند !
🔹درنهایت دو لشکر به قصد پاره کردن، با هم گلاویز میشن و در نهایت رستم با غلتک از روی شاه مازندران رد میشه و پرچم رو میبره بالا !
🔹بعد پیروزی ایران ، اولاد(همونی که تو خوان ششم پاچه رستم رو گرفته بود ) رو پادشاه مازندران میکنند به شرطی که حرف گوش کنه و سر هر سال مثل بچه آدم خَراجش رو بده و جفتک هم نندازه !
(منظور از مازندران در شاهنامه ، ساری امل بابل قائمشهر و اینا نیست منظور حاجی ، منطقه وسیعی شامل افغانستان و هند و احتمالا تاجیکستان بوده!!!)
🔹سپاه ایران هم خوش و خرم برمیگرده و رستم هم میره سیستان برای ریکاوری !
🔹یه مدت آرامش به ایران برمیگرده ولی ازونجایی که کیکاووس آدم پردردسری بوده و معمولا از مغزش استفاده نمیکرد
دوباره برای ایرانی ها دردسر درست کرد ! (اگه رستم نبود ، خودش و دربار و ایران رو در قضیه مازندران به باد فنا داده بود !)
🔹کیکاووس این دفعه تیز کرد برای شرق ایران و لشکرکشی به دیار توران !!!
🔹حسابی هم گرد و خاک کرد و همه رو به جان هم انداخت !
🔹 آتیش بازی کیکاووس که تموم شد یه سر رفت به سیستان و یک ماهی مهمان زال و رستم بود تا این که از «هاماوران» خبرهای ناخوشی رسید!
🔹هاماوران منطقه ای بود شامل سرزمین های عربستان و یمن و پادشاهش به همراه سران مصر و شام برای ایران شاخ شدند و شروع کردن به گنده گویی !
🔹کیکاووس هم که دنبال دردسر بود تاج و تخت رو سپرد به زال و رستم و با یک حمله گاز انبری از دریا ،طومار هاماوران رو پیچید و دهن همه شون رو گِل گرفت !
🔹در نبرد با هاماوران همه چی خوب پیش میرفت ولی ازونجا که کیکاووس استاد تِر زدن بود و همش رو مخ بود ! دوباره جفت پا رفت تو دست انداز و باز هم دست به دامن ناجی ایران ، عمورستم شد !
@Hs_Land
زمستان بدنیا آمد ، زمستان کودتا کرد و در زمستان ، سلسله ش منقرض شد !
سیزدهمین بچه عباسعلی و نوش آفرین قفقازی، در میانه راه مازندران و تهران به دنیا آمد و به سرپرستی دایی اش در سنگلج تهران بزرگ شد!
یازده سالش که شد ، سپردنش به قزاقخانه! اولش مسلسل چی شد و بهش ماکسیم و شصت تیر هم میگفتن!
از مسلسل چی بودن یاد گرفته بود که تر و خشک رو با هم بسوزاند !
محافظ سفارت هلند و بلژیک و آلمان و بعدش تیربارچی قزاق ها در جنگ با مشروطه طلبان تبریز شد !
خودی که نشان داد فرمانده قزاق ها در جنگ های داخلی در سوادکوه و همدان و قزوین شد!
بعد از خروج گادفادرشان از ایران ( روس ها پدر معنوی قزاق ها بودند ) جز اولین کسانی بود که غش کرد به سمت انگلیسی ها !!!
اردشیر ریپورتر (مامور اطلاعاتی انگلیس)و عین الملوک هویدا (بابای هویدا) براش تارگت زدند!
نسخه انگلیسی ها ساخت دولت قوی برای ترکیه،افغانستان،ایران جلوی کمونیست های روسی بود !
ژنرال انگلیسی ( آیرونساید ) در قزوین نسخه ایران را پیچید و او را پسندید و هُلش داد به سمت تهران تا این که شد شاه ایران !
اما ۲۱ سال بعد مجبورش کردند بیخیال تاج و تخت شود و این بار هُلش دادند به جزیره همیشه تابستانی موریس!
تا این که ، ساعت ۶صبح چهارم مرداد ۱۳۲۳ قلبش در ۶۷ سالگی و در ژوهانسبورگ از کار افتاد و مجبور به ترک ازین عالم شد !!!
#رضاخان
🔻...سه سوته تاریخ رو می لقمونیم...
@Hs_Land
تاریخاتور
زمستان بدنیا آمد ، زمستان کودتا کرد و در زمستان ، سلسله ش منقرض شد ! سیزدهمین بچه عباسعلی و نوش آفر
این یک مرور خلاصه بود بر زندگی پهلوی اول و فکر کنم لازم باشه بازخوانی تاریخ پهلوی چی ها رو هم مفصل شروع کنیم !!!
در تاریخاتور منتظر باشید
🔹پیشنهادم به همه اینه که خطبه اول #نهجالبلاغه رو حتما بخونید!
اینقد خاص و عجیبه که مغزا فِر میخوره !
مخصوصا اونجایی که حضرت امیر یه جوری از خلقت آسمان ها و زمین صحبت میکنه که انگاری همون جا بوده !
برای یک بار هم که شده بخونید !
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹سپس طبقات فضا را شكافت
و اطراف آن را باز كرد!
و هواى به آسمان و زمين " راه يافته " را آفريد
و در آن آبى روان ساخت
آبى كه امواج متلاطم آن شكننده بود!
كه يكى بر ديگرى مى نشست!
آب را بر بادى طوفانى و شكننده نهاد
و باد را به باز گرداندن آن فرمان داد
و به نگهدارى آب مسلّط ساخت
و حد و مرز آن را به خوبى تعيين فرمود
فضا در زير تند باد
و آب را بر بالاى آن در حركت بود.
🔹در ادامه حضرت میفرمایند؛
سپس خداوند
طوفانى بر انگيخت كه
آب را متلاطم ساخت
و امواج آب را پى در پى در هم كوبيد.
طوفان به شدّت وزيد
و از نقطه اى دور دوباره آغاز شد.
سپس به طوفان امر كرد
تا امواج درياها را به هر سو روان كند
و بر هم كوبد و با همان شدّت كه در فضا وزيدن داشت
بر امواج آب ها حمله ور گردد.
🔹 از اوّل آن بر مى داشت و به آخرش مى ريخت و آب هاى ساكن را به امواج سركش بر گرداند. تا آنجا كه آب ها روى هم قرار گرفتند
و چون قلّه هاى بلند كوه ها بالا آمدند
امواج تند كف هاى بر آمده از آب ها را در هواى باز، و فضاى گسترده بالا برد،
که از آن هفت آسمان را پديد آورد.
آسمان پايين را چون موج مهار شده
و آسمان هاى بالا را مانند سقفى استوار و بلند قرار داد
بى آن كه نيازمند به ستونى باشد يا
ميخ هايى كه آنها را استوار كند.
🔹آنگاه فضاى آسمان پايين را
به وسيله نور ستارگان درخشنده
زينت بخشيد و
در آن چراغى روشنايى بخش (خورشيد)،
و ماهى درخشان،به حركت در آورد
كه همواره در مدار فلكى گردنده و بر قرار،
و سقفى متحرّك،
و صفحه اى بى قرار،
به گردش خود ادامه دهند.
@Hs_Land
🔹قسمت نهم #سازمان_یهود
فروپاشی حکومت شمالی یهودیان با حمله آشوری ها و یکه تازی قبیله یهودا
🔹بعد از فوت یوسف نبی قبیله اش بین دو پسرش تقسیم شد!
مناسه و افرائیم !
🔹 مناسه و افرائیم قدرتمندترین و ثروتمندترین قبایل بنیاسرائیل بودند و به علت علاقه یعقوب به یوسف بهترین اراضی بنیاسرائیل را در اختیار داشتند!
از آن طرف داغون ترین زمین ها به قبیلهی یهودا رسید !
ریشه کلمه “یهودا” رو « صاحب زمین پست و نامرغوب » معنی کردند!
البته یهودا استاد کِرم ریختن بود و آدم درست و حسابی نبوده !
🔹این کشمکش ها تو دل یهود بوده و در بعضی زمانه ها مثل آتشفشان بیرون میزد تا این که با درگذشت سلیمان نبی ، قوم بنیاسرائیل وا رفتن و به دو دولت تقسیم شدند!
🔹سرزمین های شمالی ؛
بنام افراییم یا سامریه که پاتوق نوادگان حضرت یوسف و نه قبیله دیگه معروف به اسباط ده گانه بود !
و سرزمین های جنوبی ؛
بنام یهودیه که لنگرگاه دو قبیله یهودا و بنیامین بود و یه جورایی خوی اشرافی گری داشتند !
🔹اینجای تاریخ بنیاسرائیل ، همیشه بکش بکش و تو سر و کله زدن دو خاندان شمالی ها (افراییم) و یهودا همیشه برق میزنه!
🔹پایتخت شمالی ها، شهر سامریه و پایتخت جنوبی ها بیتالمقدس (اورشلیم) بود.
🔹 دولت افرائیم یا سامریه ۲۰۸ سال دوام آورد که با حمله آشوری ها به چوخ رفت !
🔹باستان شناسا معتقدند که دولت افرائیم ، خرش بیشتر از دولت یهودیه می رفته و به دلیل همسایگی با «دولت آرامی دمشق» و « فنیقی ها » ، اوضاعشون چرب و چیلی تر بوده !
🔹سال۷۲۰قبل میلاد ، سارگون دوم پادشاه آشور، باد میفته تو کله ش و شروع به تاخت و تاز در غرب آسیا میکنه که این وسط ، سران پادشاهی یهودا توطئه می کنن و آشوریا رو شیر میکنن که وسط حملاتشون یه عنایتی به شمالیا هم بکنند!
«سارگون » هم وحشی میشه و به پادشاهی افراییم حمله میکنه و خاک اونجا رو به توبره میکشه!
🔹با این حمله آشوری ها ، کشور افراییم با ده سبطش ، سابیده شد و در تاریخ محو گردید!
🔹سرزمین جنوبی یهود هم حال کردن که شمالی ها نابود شدند!
🔹با از بین رفتن حکومت شمالی ، دوران یکه تازی پادشاهی جنوبی ها آغاز می شود و اینجای تاریخ نام یهود جایگزین بنی اسراییل می شود !
🔹بعد از نابودی سرزمین شمالی ها افسانه سازی و مظلوم نمایی از ده سبط گم شده بنی اسراییل هم شروع شد و بر اساس اعتقادات اخرالزمانی یهود این ده قبیله در آخرالزمان سر و کله شان پیدا میشود و به ارض مقدس باز میگردند!
🔹ولی حقیقت داستان این بوده که بعد از وا رفتن حکومت شمالی ها(افراییم) ، تعداد زیادی از مردم این سرزمین به صورت گله ای به سرزمین های جنوبی (یهودیه ) پناه بردن ولی در آن جا به صورت برده های عبرانی( برده یهودیانی جنوبی شدند😳) به ادامه زندگی پرداختند !
🔹پادشاهی یهودیه هم که دیگه یکه تازیش شروع شده بود و همه کاره بنی اسراییل شدند و با آشوریان هم داداچ شدند و با تجارتی که راه انداختند حسابی ثروتمند شدند!
🔹در اینجا پیامبرانی به مانند الیسع و یا ذالکفل هم در بین بنی اسراییل بودند ولی در ساختار حکومت جایی نداشتند !
🔹با مرگ آشور بانی پال( امپراتور قدرتمند آشور) در۶۲۷ قبل میلاد ، همه چیز در غرب آسیا شروع به تغییر کرد و یواش یواش سر و کله قدرتی نوظهور بنام ایران پیدا شد !
👈داستان تازه داره به جاهای قشنگش میرسه ؟!
@Hs_Land
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹بزرگترین ارتش غیر رسمی دنیا را داشت!
تو هفت تا جنگ دنیا پیروز شد!
و بهش میگفتند فرمانده بی شکست!
حاضر شد برای کمک به مردمی سرزمین دیگه ای که بهشون ظلم شده بود بایسته و ازشون دفاع کنه !
در حالی که کل دنیا سکوت کرده بودند!
ایران رو از وطنش بیشتر دوست داشت و می گفت من و نیروهام باید فداشیم تا ایران سالم بمونه !
مسلمان بود ولی جانش رو فدای مسیحیا کرد ؟!
و در آخر شیاطین با ریختن ۸۵ تن بمب از آسمون ، شهیدش کردند !
برای مجاهد کبیر، شهید سید حسن نصرالله❤️
تاریخاتور
🔹رستم بعد از پیروزی در هفتخوان و ترکوندن دیوها ، خشابش رو پر کرد برای آزادسازی کیکاووس ! 🔹رستم در
🔹 قسمت پانزدهم #شاهنامه
باز هم دردسرهای کیکاووس و کامبک خوشگل عمو رستم ایرانی
🔹بعد صاف شد هاماوران ، پادشاهان مصر و شام بدون جنگ خودشون رو تسلیم کردند و مقابل کیکاووس زانو ردند!
🔹کیکاووس هم مست از پیروزی ، خواست به وطن برگرده که چشمش خورد به سودابه دختر شاه هاماوران و یک دل نه ! صد دل ایمان خود را به باد داد !!!
🔹به شاه هاماوران پیشنهاد ازدواج با دخترش رو داد ولی شاه که هم در جنگ شکست خورده بود و هم خراج گذار ایران شده بود ، آبرویی براش نمانده بود و دخترش هم می رفت که دیگه چیزی براش نمیماند و به همین خاطر زیر بار نرفت !
🔹شاه به دخترش گفت به کیکاووس بگه نه !!!
ولی دخترش یه دفعه گفت من هم میخوامش!!!
باباهه هم گفت : عه!
🔹شاه هاماوران که دید اوضاع خیطه و نمیتواند جلوی دخترش و کیکاووس را بگیرد جشن سنگینی گرفت و همه رو تا خرخره با غرق سگی مست کرد ، تا اینکه گیج شدن و رفتن تو عالم هپروت!
🔹وقتی کیکاووس و سربازاش از حالت طبیعی خارج شدند، هاماورانیان همه رو تو گونی کردند و فرستاد زندان برا آب خنک !
🔹سودابه رو که هم قبول نکرده بود از کیکاووس جدا بشه ، فرستاد زندان !و بعدش با مصر و شام ناتوی عربی رو راه انداخت و در یک حرکت نامردی به ایران حمله کردند!
(لامصب فیلم تروی شد😊!!!!! )
🔹ازون طرف افراسیاب هم که بو کشید ایران ، وِل شده از شرق ( توران) به ایران حمله کرد !
🔹ایران از چپ و راست تارگت شده بود !!!
🔹افراسیاب برای این که یکه تازیش در ایران رو حفظ کنه زد سپاه ناتوی عربی (دار و دسته هاماوران) رو تار و مار کرد و یه تنه تو ایران ویراژ میداد!
مملکت دست افراسیاب افتاده بود متاسفانه!
🔹بزرگان مملکت قفل کردند و تنها راه نجات رو پهلوان رستم و زال میدونستند !
🔹ریش سفیدان بار و بندیل رو بستند و رفتند به سمت سیستان و دست به دامن رستم شدند و گفتند به داد مملکت برسید که از چپ و راست داریم میخوریم!
🔹رستم هم که نگهبان ایران زمین بوده ، لباس رزم رو می پوشه و یگان مدافعان ایران رو راه میندازه و استارت رخش رو میزنه و یاعلی مدد !
( سلام ویژه به همه رستم های تاریخ ایران بخصوص حاج قاسم و امیرعلی حاجیزاده و همه بر و بچ باصفای ایران )
🔹رستم در اولین حرکت به هاماوران و مصر و شام اعلان حمله کرد و تهدیدشون کرد که باید کیکاووس رو آزاد کنید و دوباره خراج گذار ایران بشید وگرنه این منم و این تیغ رستم !
🔹شاه هاماوران پرروبازی درآورد و قبول نکرد !
🔹رستم هم زد به دل میدان و اولش خاک شام رو شخم زد !
بعدش با غلتک از روی مصر رد شد و دورخیز کرد برا هاماوران( عربستان )!
🔹گنده هاماوران وقتی اوضاع رو دید فشاری شد و به غلط کردن افتاد و دوباره دستا رو برد بالا !
🔹رستم ، لِوِل بعدی حمله رو ، رو کرد و تیز کرد برای افراسیاب !(چقدر شبیه این روزای ماست! )
🔹بچه های رستم در همان اولین حرکت ، افراسیاب رو بخیه لازم کردند و شوتش کردند بیرون !
🔹حالا دیگه ایران دوباره ایران شده بود ( اگه شاهنشاه شاسگول دوباره سوتی نده ) و دم رستم گرم که با یه کامبک قدرتی ، پرچم ایران رو برد بالا !
🔹کیکاووس هم آزاد شد و بعد سوتی دادن در لِوِل های مختلف ، دوباره برگشت به قدرت و تو فکر بود که دوباره چطور ایران رو مجددا به چوخ بده!!!!😳
@Hs_Land