🔹بعد از شوتینگ دو قبیله یهودی بنی قینقاع و بنی نضیر ، حالا نوبت قبیله گستاخ بنی قریظه بود که آتش بیار جنگ احزاب شدند و شعله ها دمیدند در این فتنه !!!
🔹جنگ احزاب با شکست سنگین اعراب تمام شد !
عربا که با یک ائتلاف عبری عربی و لجستیک سنگین به جنگ اسلام آمده بودند و کار رو تمام شده می دانستند با هنرنمایی حضرت امیرالمومنین ❤️، قافیه رو باختند و در نهایت جنازه غول شون عمر بن عبدود رو سوار نعش کش کردند و زدن به چاک!
🔹بعد از پیروزی در جنگ احزاب ، حالا نوبت تسویه حساب با یهودیان موزمار بنی قریظه بود که زدند زیر قراردادشون و آتش بیار معرکه شدند و پای اعراب را به جنگ با مسلمین باز کردند !
🔹به روایتی بنی قریظه از نسل یهودیانی بودن که بعد از حمله هفتاد میلادی رومی ها به اورشلیم ، پخش و پلا شدن و سر از حجاز درآوردن و ازونجایی که در کشاورزی و صنعت مهارت داشتند از دو قبیله قبلی پولدارتر و گودرتمندتر بودند و برای خودشون برو بیایی داشتند!
🔹ماجرا هم اینطور بود که هنوز گردوخاک جنگ احزاب رو لباس جنگجویان بود و بچه ها میخواستند برن ریکاوری که خدا به رسول پیام فرستاد که بعد خواندن نماز ظهر ، بچه ها رو به خط کن و بشمار سه بزن به دل قلعه یهود پیمان شکن!
نماز عصر رو هم همونجا بخونید !
🔹پرچم هم که معلومه دست کیه !؟
ماشاالله حضرت بوتراب ❤️
🔹یهودیان بنی قریظه با دیدن لشکر اسلام، همه شون جاپیدن تو قلعه و چاک دهن رو باز کردن و شروع کردن به فحش دادن به پیامبر !
🔹حیی بن اخطب ، همون فراری قلعه بنی نضیر و فتنه گر و اسپانسر جنگ احزاب ، همه یهودیان رو جمع کرد و سه تا شرط رو به شور گذاشت !
۱/همه مسلمان بشید !
۲/زن و بچه هامون رو بکشیم و با خیال تخت بریم به جنگ مسلمانان!
۳/شب شنبه ای که یهود میره رو سایلنت، مسلمانان را غافلگیر و بهشان حمله کنیم!
🔹هر سه پیشنهاد گادفادر یهود رد شد و در نهایت یهودیان ، از پیامبر خواستند مثل دو قبیله قبلی اجازه بده که بار و بندیلشان را جمع کنند و بروند !
🔹پیامبر هم گفت دیگه ازین خبرا نیست !
از قرار معلوم یهود بدون هیچ شرطی باید میرفتن تو گونی!!!
🔹چون یهودیان قبلی که از قلعه لفت میدادن بجای این که بیخیال خاله زنک بازی بشن ، تو یه قلعه دیگه جمع میشدن و دوباره شروع میکردن به کِرم ریختن و این دفعه می بایست چشم فتنه کور می شد !
🔹این وسط ، قبیله « اوس » خیلی به پیامبر اصرار کردن که اینا رو ببخشید و پیامبر هم که دید خ اصرار میکنن ، سعدمعاذ که بزرگ قبیله اوس بود و یهودیان بنی قریظه هم قبولش داشتند ، به عنوان داور معرفی کردن و فرمودند هرچی سعد بگه قبول !
همه گفتن قبول !
🔹جالب این که هم قبیله اوس قبول کردند و هم یهودیا گفتند هرچی سعد معاذ بگه قبوله !
🔹سعدمعاذ که در جنگ زخمی شده بود رفت رو کرسی داوری و همزمان هم قبیله ای هاش اصرار فراوان که یه حکم بده تا یهودیان بنی قریظه نجات پیدا کنند !
🔹سعد بن معاذ بعد مدتی فکر بدون مصلحت سنجی و مقتدرانه و با توجه به احکام تورات ، حکم را صادر کرد ؛
حکم خ شجاعانه و طوفانی بود :
«مردان جنگی اعدام، فرزندان و زنانشان اسیر و اموالشان تقسیم شود!»
دمت گرم حاجی🙏
🔹سعد دیده بود که این پدرسوخته های هزار چهره چطور با منافقا و عربای مکه دست به یکی نمودن و به مدینه حمله کردند !
گنده گازی هم میکردن و شبانه به خانه های مسلمانان شبیخون میزدند و زن و بچه می ترسوندند!
تازه قبیله های دیگه رو هم سیخ میزدند که بیان به جنگ پیامبر !!!!
🔹البته خ از تاریخدانا گفتن که اعدام یهودیان بنی قریظه یک دروغ تاریخی هست و یهود داره مارمولک بازی درمیاره و مظلوم نمایی میکنه و اگه اعدام این جانوران موذی هم انجام شده باشه ، حق شون بود و تازه باید جرشون میدادن!
🔻....سه سوته تاریخ رو می لقمونیم...
https://eitaa.com/Hs_Land
🔹 #خیبر منطقه ای در ۱۶۰ کیلومتری شمال مدینه بوده که از قرن ها پیش پاتوق یهود بوده و پُر بوده از قلعه های جورواجور و تقریبا تسخیر ناپذیر!!!
البته یه جورایی انبار باروت هم بوده (انبار مهمات و طلا و آذوقه)!!!!
اینا یه ارتباطات سرخ پوستی هم با عرب های مکه داشتن و برا همدیگه ماچ و موچ میفرستادن !!!
دو بخش هم داشت:
« یه منطقه ش ۵تا قلعه داشت و یه منطقه دیگه سه تا »
این جماعت موزمار یه جورایی مطمئن بودن که گذر پیامبر به اون طرفا نمیخوره به خاطر همین حسابی علیه مسلمونا موش می دووندن ! ( خودش یه داستانیه)
🔹اما بعد جنگ خندق و صلح حدیبیه، دیگه وقتش بود چشم شیطان کور بشه و
بالاخرهدر آخرین مرحله، گذر سپاه اسلام به خیبر افتاد و ....
@Hs_Land
🔹فتح قلعه اول(قلعه ناعم):
معمولا اولش یه کمی سخته، تا مسلمونا گرم بشن ، یه هفت هشت روزی طول کشید تا قلعه اول بنام اسلام فاکتور بشه!
🔹فتح قلعه دوم(قلعه صعب)
حضرت رسول تو این مرحله ،خوردن گوشت الاغ و درندگان و خرید و فروش غنایم قبل تقسیم رو ممنوع میکنن!
مسلمونا قبل اَتَک ،ده روز این #قلعه رو محاصره میکنن ، گشنگی هم به مسلمونا فشار میاره و ازون طرف خر خوری هم تازه ممنوع شده بود!
با اعلان جنگ پیامبر، بعد سه روز مسلمونا قلعه صعب رو که ۵۰۰تا گولاخ جهود ازش دفاع میکردن رو فتح میکنن!
این قلعه ، انبار غذای یهود بوده طوری که بعد فتحش، چهارپایان لشگرهم سیرشدن!
🔹فتح قلعه سوم(قلعه زبیر):
این قلعه توش پُر بود از اسلحه و مهمات! بخصوص منجنیق!
مسلمونا یه اسیر یهودی رو خفت میکنن و اون هم چک اول رو نخورده ، تموم سولاخا رو نشون میده!!! ولی قلعه خ بد مسیر بوده که خر و اسب به زور میتونستن برن چه برسه آدمیزاد!!!
مسلمونا سه روز قلعه رو محاصره میکنن و یهود جهود رو میکِشِن تو میدون جنگ و همون یکی دوروز اول پَتُ و پَهنشون میکنن!!!
مسلمونا هم منجنیقا رو صاحب میشن و میرن برا مرحله بعدی!
🔹فتح قلعه چهارم(قلعه ابی):
اینجا مرحله اول از مرحله دوم قلعه ها بوده! این قلعه هم که پُر خوراکی بوده به دست بچه ها میفته!
🔹فتح قلعه پنجم (نزار):
قلعه بازیا ادامه پیدا میکنه تا اونجا که میرسن به قلعه نزار!
همه یهودیایی که قبلاً چهار تا قلعه ها رو وا داده بودن ( اینا لامصبا قلعه باز بودن تا یکی رو از دست میدادن سریع میرفتن قلعه بعدی)اینجا جمع میشن و تا مسلمونا رو میبینن شروع به تیراندازی و سنگ زدن از بالای قلعه میکنن!( البته پیامبر هم مورد اصابت سنگ قرار میگیرن)
بریم قلعه بعدی!
🔹قلعه ششم(قلعه قموص):
#قلعه قموص ،خفن ترین قلعه یهود و یه جورایی مرحله اژدها بوده !
یهودیای بی قلعه و با قلعه ، همه شون تو این قلعه جمع میشن و بَست میشینن و بیرون نمیان!!!
پیامبر که میبینن اینا تکون بخور نیستن دستور میده منجنیق رو عملیاتی بکنند!!!
وقت اَتَک که میشه ،اولش ابوبکر پرچم رو میگیره و میره ، که کاش نمی رفت!!!
دومین روز عمر میره، اون هم که دیگه خودتون میدونید!
پیامبر هم که دید اینا این کاره نیستن و ییشتر آبرو بَرَن ، وعده داد که فردا پرچم رو دست یه نازنین مَردی میده که عرش و زمین به احترامش ایست خبردار میدن !
خلاصه فردای آن روز ، سلطان بی بدیل آفرینش ، #امیرالمومنین حضرت بوتراب، پرچم رو میگیره و به سمت قلعه میره!!!
بگو ماشالله❤️
یه روایت میگه اول حارث برادر مرحب میاد تو رینگ!!! نعره اول رو که میزنه ، مسلمونا در میرررررررررررن و امیرالمومنین تنها می شه !!! « واقعا در میرن، نمیشه سانسور کرد😳 »
اینجا، حضرت بوتراب تنهایی کار رو درمیاره و حارث رو GAME OVER میکنه!!!
«مرحب » غول مرحله آخریه ، که میبینه داداچی فینیش شده !!! و همه بَندا داره به آب میره ، با کلاهخود سنگی و زره یمانی و دوشکا و کلاش و تیربارش میاد وسط ( غولناسور بوده برا خودش)!!!!
اولش هم اولدورم و بولدورم میکنه!!!
من اینم و اونم و ...
حضرت بوتراب هم میگه: من همانی ام که مادرم مرا حیدر نامید! ❤️
( باز هم یه روایت میگه مرحب با همه گولاخیش شُل میکنه،چون از قبل بهش گفته بودن حیدر نامی ، موتورت رو پیاده میکنه! یهودیا که بهش تیکه میندازن دوباره برمیگرده تو رینگ)
رینگ خونین باحمله دو جنگاور شروع میشه و در نهایت مرحب مثل جیگر زلیخا وا میره !
و آخرش خودش با قلعه ش میرن قاطی باقالیا!!!
این قلعه همونی بوده که حضرت درش رو از جا درآورده بودن.
🔹فتح قلعه هفتم و هشتم(وطیح و سلائم):
یهودیان این مرحله هم یه ده روز میرم تو سولاخ و بعد میبینن این کاره نیستن قلعه رو با فول امکانات تحویل میدن و میرن پی کارشون!
🔻....سه سوته تاریخ رو می لقمونیم...
https://eitaa.com/Hs_Land
تاریخاتور
🔹 نمیدانم لری آلیسون یهودی رو میشناسید یا نه ؟! امپراتور نامریی جهان ! یکی از پنج میلیاردر بزرگ دنی
به نظر شما نیاز هست در موردش صحبت کنیم یا خیر ؟!
🔹رستم بعد از نجات ایران در چندین جنگ و ماله کشیدن روی سوتی های کیکاووس ، حسابی خسته بود و دنبال یه جای آروم بود برا ریکاوری!
ولی این آغاز یک سرنوشت غمناک بود😢
🔹پهلوان، رخش رو زین کرد و به شکارگاهی در نزدیکی های مرز توران رهسپار شد!
🔹وسط تور سیاحتی و طبیعت گردی ، یه کمپ تو دل چمنزار زد و بساط شکار و کباب رو هم ردیف کرد و حسابی ترکوند !
🔹بعد یه کباب مرتب ، رفت تو عالم چُرتنگاه !
🔹ازون طرف چند تا سرباز تورانی ، پهلوون رو زیر چشمی می پاییدن و وقتی ،چشمشگرم شد و به خواب عمیق رفت ، نیز کردند برای رخش !
🔹رخش با چند تا لگد ، دو سه تاشون رو افقی کرد، ولی حریف سربازان نشد و خ نامحترمانه خِفت شد !
🔹سربازان تورانی، رخش رو تا جایی که میتوانستند از رستم دور کردند و قاطی اسبان وحشی رهاش کردند !
🔹رستم که بیدار شد دید جا تره و رخش نیست ! بار و بندیل و زین رخش رو جمع کرد و پیاده راه افتاد تا رسید به شهر سمنگان (شهری که هنوز در افغانستان وجود داره !)
🔹حاکم شهر و بچه های افغانستان که خبر دار شدن عمورستم اومده شهرشون ، رفتند به استقبالش و شهر رو چراغونی کردند !
🔹رستم سیر تا پیاز قضیه رو به شاه سمنگان گفت ! بعدش هم گفت که اسب منو پیدا کنید !
🔹بچه های سمنگان هم قول دادند رخش رو پیدا کنند ولی تا اسب پیدا بشه ، یه جای لاکچری و اکازیون رو برای رستم ردیف کردند تا خستگی سفر رو در کنه !
🔹چند روزی هم که رستم در سمنگان لنگر انداخته بود وقتی چشم تو چشم تهمینه ( دختر شاه) میشه ، خوشش میاد و یه موبد رو واسطه میکنه برا خواستگاری !
🔹شاه سمنگان هم که از خداش بود !
🔹جشن ازدواج رستم و تهمینه هم بدون این که زال (پدر رستم) خبر داشته باشه برگزار شد و دو دلدار بهم رسیدن در حالی که در سیستان کسی ازین موضوع خبردار نبود !
اتفاقات عجیب و سختی در انتظار رستم، یگانه پهلوان ایران بود !
@Hs_Land
🔴فردا شب درباره لری آلیسون یهودی که قراره از پشت امپراتوری پنهان و ترسناکش بیرون بیاد ، صحبت میکنیم!!!
مردی که قرارست تیک تاک را بخرد !!!
🥷 #پادشاه_نامرئی_جهان وارد می شود !
🔹لری الیسون یهودی معروف به چنگیزخان قرن ۲۱، برخلاف بیل گیتس و استیوجابز که " رو " بازی میکردند ، مرد پشت پرده ها شد !
🔹او در سال ۱۹۷۷ با راه اندازی شرکت "اوراکل " ، امپراتوری نامرئی جهان رو راه انداخت!
🔹اوراکل یک شرکت زیرساخت در مدیریت داده هاست که به ستون نامرئی اقتصاد دیجیتال معروف شده و تقریبا تمام بانک ها، وزارتخانه ها و حتی ارتش های دنیا به آن وابسته اند!
🔹و پادشاه این دنیای نامرئی کسی نیست جز لری الیسون !
🔹 او که در انتخابات آمریکا، اسپانسر ترامپ بوده ، امروز گزینه پیشنهادی ایالات متحده برای خرید تیک تاک است !
🔹تغییر تاکتیک پیرمرد هشتاد ساله برای ورود به عرصه مدیریت افکار عمومی !!!
🔹پسرش سال ها قبل پلن بازوی قدرتمند او در تولید محتوا را با ورود به هالیوود بازی کرده و با خرید شرکت های تولید محتوا مثل Paramount و شبکه های خبری ، جاده رو برای پدرجان صاف نمود!
🔹بعد از دورخیز هفته قبل نتانیابو برای مالکیت تیک تاک با یک ونیم میلیارد کاربر ، اکنون این ماموریت به "لری" سپرده شد!
🔹تیک تاک در جنگ ۱۲روزه تبدیل به پاشنه آشیل غرب شده بود که یک نمونه آن ترانه " بوم بوم تل آویو " با حداقل یک میلیارد ویو بوده !
🔹لری الیسون هشتادساله یا بهتر بگوییم شیاطین رسانه ، تنها اپ تقریبا آزاد دنیا را هم بزودی بدست خواهندگرفت ؟!!!
🔻....سه سوته تاریخ رو می لقمونیم...
https://eitaa.com/Hs_Land