eitaa logo
هانول ☆
317 دنبال‌کننده
345 عکس
24 ویدیو
1 فایل
چند قدم آن طرف تراز زمین،جایی که اسمان دردفترچه ام می نشیند.☁️ روزنوشته هایی ساده،برای ثبت لحظاتی که زیرهمین اسمان اتفاق می افتد. اینجا همه چیز شفاف است؛ مثل نور روز!🌞 بگذار حرف دلت در اسمان من حل شود: https://abzarek.ir/service-p/msg/4317053
مشاهده در ایتا
دانلود
اول صبح که رفتیم تا وقتی آزمون میشد کلی وقت داشتیم خلاصه نشستیم حرف زدیم با رفیقم راجب استرنجر تینگز سخن گفتیم. (به تازگی با هم فصل اخرو شروع کردیم) کلی خندیدیم اصلا خیلی خوب بود😭 بعد امتحان زبان شروع شد که خیلیییی ساده و خوب بود بعدش رفتیم حیاط طبق عادت همیشگی دورهم روی زمین نشستیم و بازهم داشتیم میخندیدیم.( دلم خیلی برای این کارمون تنگ میشه) بعد دوباره رفتیم سر کلاس مدیر عزیزمون محبت کرد بهمون هندونه داددد(اصلا خوب نبود، نه تنها کوچولو بود بلکه گرم بوددد هندونه باید سرد باشه) بعد از خوردن بازم مسخره بازی درآوردیم با در و دیوار و میزای کلاس خداحافظی کردیم، تو کوچه با معاونمون عکس یادگاری گرفتیم و بعدش هرکسی رفت پی زندگی خودش😂
خیلی بی محتوا شدم خودم میدونم
🤏🫂
لی ران‌ِ گودی گودی😭