لطفاً آبان که تموم شد من رو پرت کنید تو عید،
من کششِ تحمل غمِ آذر تا اسفند رو ندارم.
واقعاً توانِ نشستن و گوش دادن به حرفهارو از دست دادم، وقتی یکی حرف میزنه باهام انگار داره جونمو میگیره.
انقدری با رنگ روشن غریبهم، که این روزا هروقت به آینه نگاه میکنم و خودم و روسریِ سرم و میبینم میگم مطمئنی خودتی؟