✨﷽✨
🔴شش اشتباه رایج بین مردم!
✍خداوند متعال به حضرت موسی(علیه السلام) وحي كرد:
✅اي موسي! من شش چيز را در شش جا قرار دادم؛ ولي مردم در جاي ديگر دنبال آن ميگردند!
درحالی که هرگز آنها را در آنجا نخواهند يافت:
1⃣راحتي و آسایش مطلق را در بهشت قرار دادم،
ولي مردم در دنيا دنبال آن ميگردند.
2⃣عزَت و شرف را در عبادت قرار دادم، ولي مردم عزّت را در پست و مقام ميجويند.
3⃣بينيازي رادر قناعت قرار دادم، ولي مردم آنرا در زيادي مال و ثروت جستجو ميكنند.
4⃣رسیدن به بزرگی و مقام را در فروتني قرار دادم، ولي مردم آن را در تكبّر و خودبرتر بيني می جویند.
5⃣کسب علم را در گرسنگي و تلاش قرار دادم، ولي مردم با شکم سیر دنبال آن ميگردند.
6⃣اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم، ولي مردم در طلسم و جادو به دنبال اجابت دعا ميگردند...
📚مستدرك الوسائل، ج12، ص 173، باب 101
علامه طباطبایی ره: از جناب آقای قاضی سوال شد كه قاليچه سليمان امری مادی بود يا معنوی؟! ايشان گفتند بايد بپرسم و به وادی السلام و خارج نجف رفتند و گرد و غبار بر پا شد و ناگهان متوجه شديم مرحوم قاضی نيستند و بعد مدتی ايشان آمدند و گفتند : آن قاليچه امری طبيعی نبود و بعضی از بنی الجان كه در محضر سليمان بودند اينگونه گفتند!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عشق یعنی اینکه در هر گاه و بیگاهی دلم
فارغ از دنیای بیرون میل اینجا میکند...
✨﷽✨
#قرائت_قرآن
✍آیت الله شیخ محمد تقی آملی می فرمود :من در بحث فقه آیت الله سید علی آقا قاضی شرکت می کردم. روزی از ایشان سؤال کردم
(آن روزهوا بسیار سرد بود) که ما می خوانیم و می شنویم که عده ای موقع قرائت قرآن کریم
جلویشان آفاق باز می شود و غیب و اسرار برایشان تجلی می کند ... ودر حالی که ما قرآن
می خوانیم و چنین اثری نمی بینیم؟ مرحوم قاضی مدت کوتاهی به چهره من نظر کرد سپس فرمود :
بلی! آنها قرآن کریم را تلاوت می کنند و با شرایط ویژه، رو به قبله می ایستند ... سرشان پوشیده
نیست، کلام الله را با هر دو دستشان بلند می کنند، و با تمام وجودشان به آنچه تلاوت می کنند توجه
دارند و می فهمند جلوی چه کسی ایستاده اند.
اما تو قرآن را تلاوت می کنی در حالی که تا چانه ات زیر کرسی رفته ای ! و قرآن را روی زمین
می گذاری در آن می نگری ....!
آیت الله شیخ محمد تقی آملی می گفت : بلی، من همیت طور قرآن می خواندم وزیاد به قرائت آن
می پرداختم، مثل اینکه مرحوم قاضی با من بود و مراقب و ناظر وقت قرائتم بوده است.
بعد از این ماجرا با تمام وجودم به سویش شتافتم و ملازم جلسه هایش شدم.
📗 اسوه عارفان ، ص ۲۵ .
دور از تو نیستم که دلم در هوای توست
قلبم به زیر تابش گنبد طلای توست
#سلام_آقا
✨﷽✨
🌼بی اهمیت بودن قضاوت دیگران
✍امام محمد باقر علیه السلام:
اگر به تو ستم کردند، تو ستم مکن،
اگر به تو خیانت کردند، تو خیانت مکن،
اگر تو را تکذیب کردند، عصبانی نشو،
اگر ستایشت کردند شاد مشو،
و اگر نکوهشت کردند دلگیر مشو.
اگر نکوهشت کردند، به جای دلگیر شدن؛ تفکر کن!اگر دیدی آنچه درباره تو گفته شده در تو هست، بدان که افتادن تو از چشم خداوند، از مصیبت افتادن از چشم مردم بزرگتر است. اما اگر آنچه که دربارهات گفتهاند واقعیت نداشته باشد، این خود ثوابی است که بدون زحمت به دست آوردهای.
اگر همه همشهریانت بر ضدّ تو همصدا شوند و بگویند: «تو مرد بدی هستی» نباید اندوهگین شوی. و اگر همه بگویند: «تو مرد خوبی هستی» این سخن تو را شاد نسازد. بلکه خودت را با قرآن بسنج. اگر دیدی پوینده راه قرآن هستی و به آن "عمل" میکنی؛ پس استوار و شاد باش؛ زیرا آنچه درباره تو گفته شده است، به تو زیانی نمیرساند. اما اگر دیدی از قرآن جدا افتادهای، دیگر چرا باید خودت را فریب دهی؟!
📚تحف العقول ، صفحه ۲۸۴
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♡أَلسَّلامُعَلَیکَیاعَلۍاِبنِموسَۍأَلࢪّضآ♡
✨﷽✨
🌼ارزش خدمت به مادر
✍ دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. هر دو متقی و پرهیزکار بودند و عالم وعارف. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد وآن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام وخاص شد و از اقصی نقاط دنیا ،عالمان و عرفا و زهاد به دیدارش شتافتند و آن دیگری که خدمت مادر می کرد فرصت همنشینی وهمکلاسی با دوستان قدیم را نیز از دست داد و یکسره به امور مادر می پرداخت. برادر صومعه نشین کم کم به خود غره شد که خدمت من ارزشمند تر از خدمت برادر است ،چرا که او در اختیار مخلوق است ومن در خدمت خالق ،و من از او برترم!
همان شب که این کلام در خاطر او بگذشت، پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد و گفت: برادر تو را بیامرزیدم و تو را به حرمت او بخشیدم و از این پس تو را حکم کردیم که در خدمت برادر باشی. عارف صومعه نشین اشک در چشمانش آمد وگفت: یا رب العالمین، من در خدمت تو بودم و او به خدمت مادر، چگونه است مرا در خدمت او می گماری وبه حرمت او می بخشی، آنچه کرده ام مایه رضای تو نیست؟َ!
💥ندا رسید: آنچه تو می کنی ما از آن بی نیازم و لکن مادرت از آنچه او می کند، بی نیاز نیست، تو خدمت بی نیاز می کنی و او خدمت نیازمند، بدین حرمت مرتبت او را از تو فزونی بخشیدیم و تو را در کاراو کردیم.
❤️قدر پدرها ومادرهارو بدونید عزیزان❤️