فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️تفاوت برخورد پلیس ایران و فرانسه نسبت به زنان معترض
🆔 @Imam_asheghan
✅ کانال #امام_عاشقان
فقط مونده بود این(اونی که شماره میداد و التماس میکرد زنگ بزن بهم) بنفش رو قهوه ای کنه که #علی_برکت_الله بعد از فهمیدن اشتیاقشون به دیدار و مذاکره، کرد
🆔 @Imam_asheghan
✅ کانال #امام_عاشقان
برمیگردن به ما میگن حامی تروریسم و عامل حمله به آرامکو؛داراییهامون رو میبندن و میگن حکومت ایران علیه حقوق بشر هست!
در برجام هم گفتن از میوه خبری نیست و همینی که هست رو شکر کنید!
حالا بعد همه اینا بری باهاشون دیدار کنی و قهقهه بزنی؟ اگه #خنده_روحانی #خودتحقیری نیست پس چیه؟!
🆔 @Imam_asheghan
✅ کانال #امام_عاشقان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 مخاطب سخنان این نوجوان ترامپ است و ترامپ هم در پاسخ با گذاشتن یک توئیت این نوجوان را به سُخره گرفته است!
🆔 @Imam_asheghan
✅ کانال #امام_عاشقان
🚩 پویانفر: در خون دادن به جوانانمان اعتماد کردیم اما در حکومت کردن اعتماد نمیکنیم/ مداح سیاسی با سیاستزده فرق دارد
🔹مداح باید اولین نفری باشد که مطالبهگر باشد و بلندگوی جبهه انقلاب است
🔹 شعارزدگی مشکل بزرگ جامعه ما است که من نوعی ساعتها ممکن است درباره ترافیک حرف بزنم اما خودم رعایت نکنم
🔹اینکه یک نفر مداحی اشتباه میکند و همه فضای مجازی پُر از این اشتباه میشود یعنی ما داریم راهمان را درست میرویم
🔹بیمعرفتی است که بگویید روضیه امام حسین(ع) جوانان ما را افسرده میکند؛ چرا باید از مسئول دولتی دفاع کنم بلکه از او انتقاد میکنم.
🔹یاد شهدا را باید زنده نگهداریم، آنها راه را به ما نشان میدهند.
https://tn.ai/2104026
🆔 @Imam_asheghan
✅ کانال #امام_عاشقان
⭕️ مقام معظم رهبری:
خیابان ها را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزل را می دهیم بدانیم از گذرگاه خون کدام شهید با آرامش و امنیت به منزل می رسیم.
#کوچه_شهدا
#کوچه_شهید
#شهدا_شرمنده_ایم
🆔 @Imam_asheghan
✅ کانال #امام_عاشقان
🌸🍃🌸🍃
براى امير المومنين عليه السلام نامه اى از معاويه رسيد
حضرت مهر نامه را شكست و قرائت كرد :
" از طرف امير المومنين و خليفة المسلمين ، معاويه بن ابى سفيان براى على :
اى على !
در جنگ جمل هر چه خواستى با ام المومنين : عايشه و اصحاب رسول خدا : طلحه و زبير كردى اكنون مهياى جنگ باش "
حضرت جواب نامه را اينگونه نوشت :
از طرف عبدالله،
تو به رياست مى نازى و من به بندگى خداوند من آماده جنگ هستم به همان نشان كه " انا قاتل جدك و عمك و خالك : من همان قاتل پدربزرگ و عمو و دايى تو هستم "
سپس نامه را مهر و امضاء فرمود و از شاگردانش كه در محضرش بودند ، پرسيد : كيست كه اين نامه را به شام ببرد ؟
كسى جواب نداد
دوباره حضرت سوالش را تكرار فرمود و اين بار طرماح از ميان جمعيت برخاست و عرض كرد :
على جان ! من حاضرم حضرت ضمن اينكه او را از متن تند نامه آگاه كرد ، فرمود :
طرماح
به شام كه رفتى مواظب آبروى على باش
طرماح گفت : سمعاً و طاعتاً
آنگاه نامه را گرفت و بسوى شام حركت كرد
معاويه در باغ قصرش بود كه عمرو عاص خبر رسيدن يكى از شاگردان على را به او رساند
معاويه فورا دستور داد كه بساطى رنگين پهن كنند تا شكوه آن طرماح را تحت تاثير قرار بدهد و او را به لكنت بيندازد دستور انجام شد
طرماح وقتى وارد شد و آن فرشهاى رنگين و بساط مفصل را ديد ، بى اعتناء با همان كفشهاى خاك آلوده اش قدمها را بر فرشها گذاشت ، خود را به معاويه رساند و همانطور كه او بر مسندش لميده بود ، طرماح نيز لم داد و پاهايش را دراز كرد
اطرافيان معاويه به طرماح اعتراض كردند كه " پاهايت را جمع كن " اما او گفت : تا آن مردك ( معاويه ) پاهايش را جمع نكند ، من هم پاهايم را جمع نخواهم كرد
عمرو عاص به معاويه در گوشى گفت : اين مردى بيابانيست و كافيست كه تو سر كيسه ات را كمى شل كنى تا او رام بشود و لحنش را هم عوض كند
معاويه ضمن اينكه دستور داد تا سى هزار درهم پيش طرماح بگذارند ، از او پرسيد : از نزد كه ، به خدمت كه آمده اى ؟
طرماح گفت :
از طرف خليفه برحق ، اسدالله ، عين الله ، اذن الله ، وجه الله ، امير المومنين على بن ابيطالب نامه اى دارم براى امير زنازاده فاسق فاجر ظالم خائن ، معاوية بن ابى سفيان
معاويه ناراحت از اينكه سى هزار درهم نيز نتوانسته است كه اين شاگرد على عليه السلام را ساكت كند ، گفت : نامه را بده ببينم
طرماح گفت : روى پاهايت مى ايستى ، دو دستت را دراز ميكنى تا من نامه على عليه السلام را ببوسم و به تو بدهم
معاويه گفت : نامه را به عمرو عاص بده
طرماح گفت : اميرى كه ظالم است ، وزيرش هم خائن است و من نامه را به خائنى چون او نميدهم
معاويه گفت : نامه را به يزيد بده
طرماح گفت : ما دل خوشى از شيطان نداريم چه رسد به بچه اش
معاويه پرسيد : پس چه كنيم ؟
طرماح گفت : همانكه گفتم
بالاخره معاويه نامه را گرفت و خواند بعد هم با ناراحتى تمام كاتبانش را احضار كرد تا جواب نامه را اينگونه بنويسد " على ! عده لشكريان من به عدد ستارگان آسمان است مهياى نبرد باش "
طرماح برخاست و گفت : من خودم جواب نامه ات را مى دهم:
على عليه السلام خود به تنهايى خورشيديست كه ستارگان تو در برابرش نورى نخواهند داشت سپس خواست برود كه
معاويه گفت
" طرماح ! سى هزار درهمت را بردار و سپس برو "
اما طرماح بى اعتناء به حرف معاويه و بدون خداحافظى راه كوفه را در پيش گرفت
معاويه رو به عمرو عاص كرد و گفت : حاضرم تمام ثروتم را بدهم تا يكى از شما به اندازه يكساعتى كه اين مرد از على طرفدارى كرد ، از من طرفدارى كند
عمرو عاص گفت : بخدا اگر على به شام بيايد ، من كه عمرو عاصم نمازم را پشت سر او ميخوانم اما غذايم را سر سفره تو ميخورم
#الاختصاص_ص138
🆔 @Imam_asheghan
✅ کانال #امام_عاشقان
🏴هفت مصیبتِ شام از زبان امام سجادعلیه السلام
◾️از امام سجاد علیه السلام پرسیدند:
سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟
▪️در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام...
امان از شام !
◾️در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر ، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:
▪️1.ستمگران در شام اطراف ما را باشمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله مینمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل میزدند.
▪️2.سرهای شهداء را در میان هودجهای زنهای ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس(علیه السلام) را در برابر چشم عمههایم زینب و ام کلثوم(علیها سلام) نگهداشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم(علیه السلام) را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه میآوردند و با سرها بازی میکردند، و گاهی سرها به زمین میافتاد و زیر سم سُتوران قرار میگرفت.
▪️3.زنهای شامی از بالای بامها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامهام افتاد و چون دستهایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامهام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند.
▪️4.از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و میگفتند: «ای مردم! بکُشید اینها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!»
▪️5.ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها میگفتند: اینها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر و خندق و ...) کشتند و خانههای آنها را ویران کردند . امروز شما انتقام آنها را از اینها بگیرید.
▪️6.ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت.
▪️7.ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شبها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر میبردیم...
▪️صلی الله علیک یا سیدالساجدین ، الامام العارفین،زین العابدین..
📚برگرفته از: تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشانی
🆔 @Imam_asheghan
✅ کانال #امام_عاشقان
یادگار کربلا، آن دشت پر بلا، از کوچه ایی در حال گذر بود، قصابی را دیدند که قصد ذبح بره ایی را داشت. به قصاب فرمودند آیا حیوان خدا را پیش از ذبح آب داده ایی؟ قصاب گفت بله آقا؛ ما مسلمانیم! تا قصاب این جمله را بر زبان راند، اشک در دیدگان محور گردش زمان حلقه زد و فرمود: مسلمانها پدرم را تشنه ذبح کردند...
کاسه آب میدید؛ گریه میکرد...
پدر داغ جوان دیده میدید؛ گریه میکرد...
کودک شیرخواره میدید؛ گریه میکرد...
دختر خردسال میدید؛ گریه میکرد...
السلام علی علی ابن الحسین
شهادت زینت عبادت کنندگان، سید الساجدین، یادگار درد و غم و صبر زینب؛ تسلیت و تعزیت باد.
🆔 @Imam_asheghan
✅ کانال #امام_عاشقان