eitaa logo
«مطالعات پیشرفته استراتژیک حقوق جهانی و بین الملل»
142 دنبال‌کننده
9 عکس
7 ویدیو
0 فایل
🔸اندیشه جو و پژوهشگر مطالعات پیشرفته حقوق بین الملل و جهان 🔸مدرس دانشگاه 🔸تبیین و تحلیل حقوقی موضوعات بین المللی ارتباط با ادمین: @International_arbitrator
مشاهده در ایتا
دانلود
📎 ایران چگونه بعنوان چهارمین قدرت جهانی ظهور کرد ۱ـ اگر به مولفه‌های اصلی ابرقدرت های جهانی نگاه کنیم قدرت‌هایی که نظام بین‌الملل را در دست دارند ، به نتیجه زیر خواهیم رسید: الف: قدرت نظامی: قدرت نظامی که ریشه در صنعت نظامی دارد و از بستر امنیتی آن ، قدرت صنعتی و اقتصادی بیرون آمده است ب: قدرت اقتصادی: قدرت اقتصادی که ریشه در صنعت دارد و صنعت هم ریشه در علم و فناوری دارد ، بر این اساس بعد از قدرت نظامی ، قدرت اقتصادی در مرحله دوم اهمیت قرار دارد. ج: قدرت اطلاعاتی و رسانه ای: قدرت اطلاعاتی و رسانه ای که ریشه در صنعت فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال دارد که نبض آموزش ، تربیت ، فرهنگ سازی ، مدیریت افکار عمومی ، اخبار و اطلاعات را در دست دارد . قدرت اطلاعاتی و مدیریتی که تمام زیر ساخت های کشورها در بستر آن قرار دارد ، بعبارتی دیگر بزرگترین ابزار مدیریتی جهان را درست دارد. فلذا می توان ادعا نمود که بعداز قدرت اقتصادی ، قدرت اطلاعاتی و رسانه ای در رتبه سوم قرار دارد ، و در حال حاضر همه اینها در بستر اینترنت و هوش مصنوعی است. ۲ـ مهمترین دستاورد جنگ تحمیلی ، تبدیل کردن ایران به قدرت چهارم جهانی است . چرایی آن به این حقیقت بر می گردد به اینکه : الف: رسیدن به قدرت نظامی جهانی: ایران با اخراج آمریکا از منطقه غرب آسیا ، توانست با حضور خود خلأ نظم جهانی در این منطقه را در کند و نظم ایرانی را بر آن حاکم کند ، در این عرصه قدرت ایران به حدی افزایش پیدا کرد که قدرت‌های جهانی اقرار نمودند که بدون اجازه ایران تغییری در منطقه خاورمیانه اتفاق نخواهد افتاد. ب: رسیدن به قدرت اقتصادی جهانی : ایران توانست با تسلط بر تنگه هرمز عملا نبض ابرقدرت نفت و گاز جهانی را بدست بگیرد و همچنین با تسلط عملی بر تنگه هرمز و باب‌المندب توانست قدرت تجاری و ترانزیتی جهانی را بدست بگیرد ، به تبع آن توانست نظم ارزی جهانی را به چرخش به سمت یوآن چین واردار سازد این به معنی شراکت راهبردی بین چین و ایران و روسیه است. نیل کویلیام، کارشناس مسائل عربستان و همکار وابسته در اندیشکده چتم هاوس:« ریاض اکنون کاملاً از کاخ سفید ناامید شده است، این در حالی است که این کشور در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری زیادی برای تقویت رابطه دیرینه خود با آمریکا انجام داده است.نگرانی سعودی با پیشنهادهای ترامپ مبنی بر اینکه بازگشایی تنگه هرمز که توسط ایران مسدود شده بر عهده کشورهای دیگر است و اینکه او ممکن است بدون دستیابی به توافقی به جنگ پایان دهد، بیشتر خواهد شد. آنها به شدت از اقدامات مستقل ترامپ، تمایل نداشتن او به فکر کردن درباره پیامدها – و سپس اوج ماجرا اظهارات اخیر او درباره بن سلمان است، ناامید شده‌اند.» ویل شرایور فعال ژئوپلیتیکی - رسانه‌ای آمریکایی:« آمریکا برای همیشه از خلیج فارس اخراج شد، ترامپ گفته برای خروج از منطقه نیازی به توافق با ایران نداریم!» ۳ـ ایران با استفاده از ظرفیتهای اطلاعاتی و رسانه ای خود ، و توجه دادن رسانه‌های جهانی بسوی تحولات میدانی غرب آسیا ، عملا توانست از ظرفیت های آنها هم در راستای اهداف خود استفاده کند. فارین پالیسی:« ایران با هک تلفن همراه رئیس FBI قدرت سایبری خود را به رخ کشید.» نتیجه : قدرت جهانی ایران تثبیت شده و دوره گذر از قدرت منطقه‌ای به قدرت جهانی را طی می کند ، و تا این لحظه ایران از تمام ظرفیتهای داخلی و منطقه‌ای خود استفاده نکرده است. رابرت پیپ، استاد سیاسی شیکاگو و کارشناس برجسته مسائل امنیتی و راهبردی: «تا ۳۳روز پیش جهان ۳قدرت کانونی داشت؛ آمریکا، روسیه، و چین. ایران جدیدترین و چهارمین قدرت کانونی جهانی است... بیدارکردن قدرت نظامی کشوری که ۲۰٪ ذخایر نفت و گاز جهان را داراست بزرگترین اشتباه آمریکا بوده. ایران قدرت بیدارشده‌اش را از دست نمی‌دهد.» استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو: من سال‌ها جنگ علیه ایران را شبیه سازی کرده بودم، این جنگ نباید اتفاق می‌افتاد، نتیجه این جنگ برای ما بدتر از ویتنام می‌شود، هرچند پذیرش این واقعیت برای ما دشوار است اما ایران به مرکز جدید قدرت جهانی تبدیل خواهد شد. ترامپ: ما می‌توانستیم نفت ایران را بگیریم. اما، می‌دانید، مطمئن نیستم که مردم کشورمان حوصله انجام این کار را داشته باشند، که جای تأسف دارد. می‌دانید، آنها می‌خواهند پایانش را ببینند، مردم کشور به نوعی می‌گویند، «فقط پیروز شو. فقط پیروز شو. به خانه برگرد.» و من با این هم موافقم، چون ما نفت زیادی داریم ✍ مصطفی ساربان 📎 به کانال ما بپیوندید و از تحلیل‌های حقوقی بین‌المللی و جهانی آگاه شوید @IntlLawThinker
موضوع: سه چیز سرنوشت جنگ را مشخص خواهد کرد: مقدمه: در تفکر غربی ، این جنگ کمترین دلیلش هسته ای ، موشکی ، منابع و نفت ، و تجزیه ی ایران است. این جنگ ،جنگ فرا راهبردی ،فرا ژئوپلتیک و فرا استراتژیک است ، جنگ ایدئولوژیک و رویارویی ابر پارادایم حق و باطل است. جنگی است آخرالزمانی و سرنوشت ساز برای موجودیت جبهه ی حق یا باطل است . تحلیل: در بین گزاره های که در مورد عناصر سرنوشت ساز جنگ وجود دارد ، سه عنصر ، حیاتی‌ترین آنها محسوب می‌شود ، بگونه‌ای که نتیجه نهایی جنگ را این سه عامل مشخص خواهد کرد: ۱ـ حضور مردم در صحنه نبرد: امام خامنه‌ای شهید رضوان الله تعالی علیه: این فتنه‌ ها ادامه خواهد داشت، اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد. دکتر سعید جوانمرد: «دشمن با هدف قرار دادن رهبری، ناخواسته ماشه فعال‌سازی عمیق‌ترین و غیرقابل‌مهارترین لایه دفاعی ایران را کشیده است. آن‌ها به دنبال حذف «فرمانده» بودند، اما در مقابل، یک «ملت مبعوث شده» را یافتند که شکست دادنش دیگر ممکن نیست. شهادت رهبری، نقطه پایان نبود؛ بلکه نقطه آغاز فازی جدید و تعیین‌کننده از یک نبرد نامتقارن بود که سرنوشت آن را نه در اتاق‌های جنگ، بلکه در کوچه و خیابان‌ها، اراده‌های مردمی رقم خواهند زد.» ۲ـ تسلط بر تنگه هرمز: تنگه هرمز سرنوشت جنگ در جبهه آمریکا را مشخص خواهد کرد ، چرا که تسلط بر تنگه هرمز توسط ایران به معنی قطع حضور آمریکا در منطقه است. تاریخ ثابت کرده که در گلوگاه‌های راهبردی مثل سوئز و هرمز، برتری نظامی لزوماً پیروزی نمی‌آورد. بریتانیا در سال ۱۹۵۶ با وجود نابودی ارتش مصر، بازی را به چند کشتی غرق‌شده در کانال باخت، پوند سقوط کرد و امپراتوی آن فروپاشید. امروز هم آمریکا به همین سرنوشت در تنگه هرمز مبتلا شده است . اندیشکده آمریکایی «شورای روابط خارجی»: «تنگه هرمز جایی است که سرنوشت جنگ آمریکا و ایران در آن رقم می‌خورد» ۳ـ برندازی رژیم صهیونسیتی اسرائیل: اسرائیل پروژه غربی است که تمام کشورهای غربی در آن نقش دارند ، این پروژه ( صهیونیسم یهودی) که بازوی عملیاتی صهیونیسم مسیحی است ، که هر دو بازوی جریان یهود و فراماسونری می باشند . تا زمانیکه این غده سرطانی، این تفکر شیطانی ( صهیونیسم) ، تا زمانیکه حضور مجموعه غرب در قالب رژیم صهیونسیتی اسرائیل در منطقه باشد ، جهان اسلام ، امت واحده نخواهد شد و جنگ و کشتار و غارت و تکفیر از این منطقه نخواهد رفت. پروژه اسرائیل در واقع جبهه شیطان برای نابودی دشمنان مسیح(ماشیح) هست. تفکر صهیونیسم ، دشمنان ماشیح را امام زمان علیه السلام و شیعیان و مسلمانان(اهل سنت) و مسیحیان اصیل معرفی کرده اند، و بر این مبنا بدنبال عملیاتی کرد طرح آرماگدون در برابر ظهور هستند. مارکو روبیو وزیرخارجه ترامپ: «ما با ایران دشمنیم چون آنها معتقدند باید امام دوازدهم بازگردانند، این جنگ سیاست نیست، این جنگِ آخرالزمان است» بر این مبنا نابودی رژیم صهیونسیتی اسرائیل یکی از عناصر اصلی پیروزی منطقه‌ای مسلمانان با محوریت ایران خواهد بود. نتیجه : محسن رضایی: «مناقشه ایران و آمریکا از مرحله مذاکره و مصالحه عبور کرده ‌و سرنوشت آن را جنگ مشخص خواهد کرد» این جنگ به سرانجام نمی رسد مگر با حفظ موجودیت ایران بوسیله مردم ، اخراج آمریکا از منطقه بوسیله تسلط بر تنگه هرمز ، و از بین بردن تفکر صهیونیسم مسیحی و یهودی ، که پایه اصلی حضور آخرالزمانی غرب در منطقه با پروژه اسرائیل است . ✍ مصطفی ساربان 📎 به کانال ما بپیوندید و از تحلیل‌های حقوقی بین‌المللی و جهانی آگاه شوید @IntlLawThinker
*«قرن جدید» روی آنتن افق می‌رود / تحلیل معادلات جدید قدرت در جهان* برنامه تلویزیونی «قرن جدید» با محوریت بررسی تحولات کلان جهانی و با میزبانی حسن عباسی از شبکه افق پخش می‌شود. به گزارش روابط‌عمومی برنامه، برنامه تلویزیونی «قرن جدید» با هدف تحلیل و تبیین تغییرات گسترده در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تمدنی جهان معاصر، با میزبانی حسن عباسی از امروز روی آنتن شبکه افق می‌رود. این برنامه می‌کوشد با نگاهی فراتر از اخبار روزمره، به بررسی روندهای کلان و معادلات در حال تغییر جهانی بپردازد. برنامه «قرن جدید» تلاش دارد با کنار هم قرار دادن رویدادهای مهم، تصویری منسجم‌تر از تحولات پیش‌رو ارائه دهد. «قرن جدید» همچنین با پرداختن به اسلام به‌عنوان یک حقیقت زنده، سعی دارد نسبت آن را با مفاهیمی همچون عقلانیت، معنویت، عدالت و کنش اجتماعی بررسی کند و مخاطب را به تأملی دوباره درباره تحولات زمانه دعوت کند. این برنامه هر روز ساعت ۱۶:۳۰ از شبکه افق پخش می‌شود. @New_century_1400 📎 به کانال ما بپیوندید و از تحلیل‌های حقوقی بین‌المللی و جهانی آگاه شوید @IntlLawThinker
⚠️راه‌آهن سراسری ایران (کلنگ‌زنی ۱۳۰۶ - افتتاح ۱۳۱۷ / به طول ۱۳۹۴ کیلومتر)،در سال ۲۰۲۱ در «فهرست میراث جهانی» توسط یونسکو ثبت شده است . بنابراین تعرض به هر نقطه از آن طبق کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه (حمایت از اموال فرهنگی در صورت حمله و تعرض به آن در زمان مخاصمه مسلحانه) مصداق«جنایت جنگی» است و قابل پیگیری در محاکم کیفری بین المللی است 📎 به کانال ما بپیوندید و از تحلیل‌های حقوقی بین‌المللی و جهانی آگاه شوید @IntlLawThinker
«تله مذاکره» 🔴 ظاهرا ناوگروه تهاجمی آبی خاکی باکسر با ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی و تیپ واکنش سریع،از هاوایی راه افتاده و دو هفته دیگه میرسه. بله آقایان سیاسیون و غربگرا، بله! از یک سوراخ صدبار گزیده شدن هنر میخواد ... 📎 به کانال ما بپیوندید و از تحلیل‌های حقوقی بین‌المللی و جهانی آگاه شوید @IntlLawThinker
📎 به کانال ما بپیوندید و از تحلیل‌های حقوقی بین‌المللی و جهانی آگاه شوید @IntlLawThinker
⚖️« تحلیل حقوقی-استراتژیک: پیمان ابراهیم؛ ابزار استحاله حاکمیتی و دکترین تجزیه ایران» 🔹 ماهیت‌شناسی حقوقی پیمان ابراهیم (The Legal Nature) از منظر حقوق معاهدات (حقوق بین‌الملل کنوانسیون ۱۹۶۹ وین)، پیمان ابراهیم یک «موافقت‌نامه چارچوب» (Framework Agreement)است که از طریق سلسله‌ای از معاهدات دوجانبه، وضعیت «مخاصمه فعال»را به «عادی‌سازی کامل» (Full Normalization) تغییر داد. 📝این پیمان واجد دو رکن حقوقی بنیادین است: ۱.شناسایی دوژوره (De Jure Recognition): مشروعیت‌بخشی قطعی به حاکمیت اسرائیل که منجر به ایجاد اهلیت حقوقی برای حضور نظامی-امنیتی این رژیم در مناطق پیرامونی ایران می‌شود. ۲.تغییر در رژیم حقوقی امنیت منطقه‌ای: این پیمان با خروج از ذیل «ابتکار صلح عربی»، نظم حقوقی جدیدی را تعریف می‌کند که در آن اسرائیل نه یک «اشغالگر»، بلکه یک «شریک استراتژیک» در ترتیبات امنیت جمعی تلقی می‌گردد. 📜 از مهار گالیور تا تکوین هژمونی جدید (The Hegemonic Shift) در نظریه «گالیور و لی‌لی‌پوتی‌ها»، هدف اولیه مهار قدرت برتر (ایران) بود. اما تحلیل رفتار حقوقی-سیاسی اسرائیل نشان می‌دهد که این رژیم با سوءاستفاده از خلاء قدرت ناشی از بازگشت آمریکا به شرق، در پی ایفای نقش «گالیور هژمون» (Regional Hegemon)است. در این پارادایم، ایران نه به عنوان یک شریک، بلکه به عنوان یک «واحد سیاسی مخل» نگریسته می‌شود که باید دگردیسی ساختاری پیدا کند. 🔴 تهدید تمامیت ارضی و دکترین تجزیه (Fragmentation & Territorial Integrity) پیمان ابراهیم از منظر حقوق بین‌الملل کیفری و امنیتی، بستری برای «مداخله غیرمستقیم» (Indirect Intervention) فراهم می‌کند. اسرائیل با تکیه بر این پیمان، استراتژی خود را بر دو محور علیه ایران استوار کرده است: ۱. نقض اصل عدم مداخله: حضور اطلاعاتی اسرائیل در نزدیکی مرزهای ایران، بسترساز حمایت از جریانات گریز از مرکز است. از نظر حقوقی، این اقدام نقض صریح بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد در خصوص احترام به «تمامیت ارضی» (Territorial Integrity) محسوب می‌شود. هدف نهایی، عبور از مدل «ایرانِ قدرتمند» به مدل «ایرانِ بالکانیزه شده» (تقسیم شده به واحدهای کوچک قومی) است تا رقیب منطقه‌ای اسرائیل از نقشه ژئوپلیتیک حذف شود. ۲.سلاح‌سازی از حق تعیین سرنوشت:اسرائیل تلاش می‌کند با تعریف انحرافی از اصل «حق تعیین سرنوشت» (Self-determination) برای اقوام ایرانی، فرآیند تجزیه را مشروعیت حقوقی ببخشد؛ هدفی که در سایه پیمان ابراهیم و ایجاد ائتلاف با برخی دولت‌های منطقه، با سهولت بیشتری دنبال می‌شود. 🔴 تله حقوقی الحاق ایران به پیمان (The Legal Trap) پیشنهاد ورود ایران به این پیمان که از سوی ترامپ مطرح شده، واجد تالی‌فاسد حقوقی زیر است: 🔻استاپل (Estoppel) یا قاعده‌ی منع تناقض: ورود ایران به این پیمان به معنای پذیرش تمامی ترتیبات امنیتی است که پیش‌تر علیه خودش وضع شده است. ایران دیگر نخواهد توانست در مجامع بین‌المللی به حضور نظامی اسرائیل در خلیج فارس اعتراض کند، چرا که با «رضایت پیشینی» عضو این نظم حقوقی شده است. 🔻تحلیل رفتن شخصیت حقوقی بین‌المللی: ایران با پذیرش مفاد این پیمان، عملاً از یک «قدرت مؤسس» (Constituent Power) در نظم منطقه‌ای به یک «قدرت پیرامونی» تبدیل می‌شود که باید حاکمیت خود را با استانداردهای امنیتی اسرائیل تنظیم کند. .....این پست ادامه دارد...... 📎 به کانال ما بپیوندید و از تحلیل‌های حقوقی بین‌المللی و جهانی آگاه شوید @IntlLawThinker
✍با تحلیل استراتژیک لایه‌های حقوقی و ژئوپلیتیک این موضوع، می‌توان نتیجه گرفت که «پیمان ابراهیم» برای ایران صرفاً یک معاهده عادی‌سازی ساده نیست، بلکه یک «سند بازمهندسی قدرت»در غرب آسیاست. استنتاج نهایی از این وضعیت بر سه محور بنیادین استوار است: ۱.استحاله از قدرت مؤسس به واحد تحت کنترل: ورود ایران به این پیمان (طبق پیشنهاد ترامپ)، به معنای پذیرش داوطلبانه یک «رژیم حقوقی تحمیلی» است. در این رژیم، ایران از جایگاه تاریخی خود به عنوان «قدرت توازن‌بخش منطقه‌ای» سقوط کرده و به یک واحد سیاسی تبدیل می‌شود که باید حاکمیت و امنیت خود را با «مرکزیت تل‌آویو» هماهنگ کند. این یعنی جایگزینی «گالیور ایرانی» با «گالیور اسرائیلی». ۲.تثبیت حقوقی «دکترین تجزیه»: هدف غایی اسرائیل در این پیمان، نه صلح، بلکه«جراحی جغرافیای سیاسی ایران» است. اسرائیل با استفاده از ابزارهای حقوقی پیمان (نظیر همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی)، به دنبال تضعیف حاکمیت مرکزی ایران و مشروعیت‌بخشی به جریانات تجزیه‌طلب است. در واقع، پیمان ابراهیم «پروژه بالکانیزه کردن ایران» را از یک طرح مخفی به یک «دکترین اجرایی پیرامونی»تبدیل می‌کند تا با تکه‌تکه کردن ایران، هرگونه تهدید بالقوه علیه هژمونی خود را برای همیشه از بین ببرد. ۳.تله‌ی «رضایت پیشینی»: عضویت ایران در این پیمان، یک «بن‌بست حقوقی»ایجاد می‌کند؛ چرا که طبق قواعد حقوق بین‌الملل، دولتی که آگاهانه به یک نظم حقوقی می‌پیوندد، حق اعتراض (Protest) به نتایج و ترتیبات آن نظم را از خود سلب می‌کند. لذا هرگونه تلاش اسرائیل برای تجزیه یا تضعیف ایران در قالب این پیمان، از نظر جامعه جهانی به عنوان «امور داخلیِ یک نظم منطقه‌ایِ پذیرفته‌شده» تلقی خواهد شد. ✍در آخر: پیمان ابراهیم، «اسب تروای» حقوقی و استراتژیک است که هدف آن نه برقراری صلح، بلکه «انحلال شخصیت حقوقی و تاریخی ایران»و تبدیل آن به مجمع‌الجزایری از واحدهای کوچک و ضعیف است. در این نقشه راه، اسرائیل تنها «گالیور» منطقه خواهد بود که بر «لی‌لی‌پوت‌های تجزیه‌شده» حکمرانی می‌کند. بنابراین، هرگونه توافق در این چارچوب، به معنای امضای آگاهانه‌ی سند «انتحار ژئوپلیتیک» است. 📎 به کانال ما بپیوندید و از تحلیل‌های حقوقی بین‌المللی و جهانی آگاه شوید @IntlLawThinker