پاییز عزیزم؛
امسال اونجور که باید نبودی! پاییز نبودی! بیشتر غم بودی، دود بودی، گرما بودی تا سرما، درد بودی تا مرهم، اشک بودی تا لبخند، غریبه بودی تا آشنا.
سال بعد قشنگتر برگرد! پاییزتر برگرد!
بدرود
این روزا فقط امیدوارم، امیدوارم صبحها هنوز دلیلی باشه برای بیدار شدن حتی اگه شب قبلش پر از خستگی و سوال بوده، امیدوارم چیزایی که از دست دادم یه جایی توی آینده جبران بشن، یا حداقل یاد بگیرم بدونشون هم ادامه بدم، امیدوارم آدمها همونقدر که قول میدن بلد باشن بمونن، و فاصلهها فقط روی نقشه باشن نه توی دل، این روزا فقط امیدوارم به روزایی که سبکتر نفس میکشم، به خندههایی که زورکی نیستن، به آرامشی که نیاز به توضیح دادن نداره، امیدوارم یه وقتهایی خودم رو کمتر سرزنش کنم و بیشتر بفهمم، بفهمم که همیشه قوی بودن قرار نبوده معنای زندگی باشه.