➖گفتگوى تند #امام_سجاد علیهالسلام با يزيد لعنهالله
🌑 على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام پيش آمد تا جلوى يزيد بن معاويه ايستاد و شروع به خواندن كرد:
«طمع نورزيد كه ما را خوار بداريد و ما، شما را گرامی بداريم
و(طمع نورزید که) آزارمان دهيد و ما از آزارتان،دست نگاه داريم.
خدا مىداند كه دوستتان نداريم
و اگر شما ما را دوست نداريد سرزنشتان نمیكنيم».
⬅️ يزيد گفت: اى جوان ! راست گفتى؛ امّا پدرت و جدّت خواستند كه فرمانروا باشند و ستايش،خدايى را كه آن دو را خوار كرد و خونشان را ريخت !
على بن الحسين عليه السلام به او گفت: «اى پسر معاويه و هند و صَخر (ابو سفيان) ! پدران و نياكان من، پيش از آن كه ما متولّد شويم، فرمانروا بودهاند و جدّم على بن ابى طالب عليهالسلام، در جنگ بدر و احُد و احزاب، پرچم پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله را به دست داشت و پدرت و جدّت، پرچمهاى كافران را به دست داشتند».
سپس على بن الحسين عليه السلام شروع به خواندن اين شعرها كرد:
چه مىگوييد اگر پيامبر صلىاللهعليهوآله به شما بگويد:
شما امّت آخرين،چه كرديد
با عترت و خاندانم،پس از رفتن من؟
برخى از آنان،اسيرند و برخى هم خفته به خون.
مزد خيرخواهىام براى شما،اين نبود
كه با خويشاوندانم،چنين بدرفتارى كنيد!».
🔻سپس على بن الحسين عليه السلام فرمود: « واى بر تو،اى يزيد! اگر مىدانستى چه كردهاى و چه كارى با پدر و با خاندان و برادر و عموهايم كردهاى، به كوهها مىگريختى و بر خاكستر مىآرميدى و از اين كه سر حسين، پسر فاطمه و على را-او كه امانت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در ميان شما بود- بر دروازۀ شهر نصب كرده باشند، فرياد و فغان مىكردى. پس بشارتت باد به رسوايى و پشيمانى در فردا، آن گاه كه بىترديد، مردم را در آن روز [براى حساب] گرد مىآورند!».
📚الفتوح، ج۵ ص۱۳۱
#شهادت_امام_سجاد علیهالسلام
☑️ @JAMI_Alahadith
➖نمازهای حضرت #امام_سجاد صلواتاللهعلیه
🛑كَانَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ يُصَلِّي فِي اَلْيَوْمِ وَ اَللَّيْلَةِ أَلْفَ رَكْعَةٍ كَمَا كَانَ يَفْعَلُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَانَتْ لَهُ خَمْسُمِائَةِ نَخْلَةٍ فَكَانَ يُصَلِّي عِنْدَ كُلِّ نَخْلَةٍ رَكْعَتَيْنِ وَ كَانَ إِذَا قَامَ فِي صَلاَتِهِ غَشِيَ لَوْنَهُ لَوْنٌ آخَرُ وَ كَانَ قِيَامُهُ فِي صَلاَتِهِ قِيَامَ اَلْعَبْدِ اَلذَّلِيلِ بَيْنَ يَدَيِ اَلْمَلِكِ اَلْجَلِيلِ كَانَتْ أَعْضَاؤُهُ تَرْتَعِدُ مِنْ خَشْيَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ يُصَلِّي صَلاَةَ مُوَدِّعٍ يَرَى أَنَّهُ لاَ يُصَلِّيَ بَعْدَهَا أَبَداً وَ لَقَدْ صَلَّى ذَاتَ يَوْمٍ فَسَقَطَ اَلرِّدَاءُ عَنْ أَحَدِ مَنْكِبَيْهِ فَلَمْ يُسَوِّهِ حَتَّى فَرَغَ مِنْ صَلاَتِهِ فَسَأَلَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ وَيْحَكَ أَ تَدْرِي بَيْنَ يَدَيْ مَنْ كُنْتُ إِنَّ اَلْعَبْدَ لاَ يُقْبَلُ مِنْ صَلاَتِهِ إِلاَّ مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ مِنْهَا بِقَلْبِهِ فَقَالَ اَلرَّجُلُ هَلَكْنَا فَقَالَ كَلاَّ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُتَمِّمُ ذَلِكَ بِالنَّوَافِلِ
🔰حمران بن اعين از امام باقر عليهالسّلام نقل مىكند که: امام سجّاد عليه السّلام در يك شب و روز هزار ركعت نماز مىخواند، همان گونه كه امير المؤمنين عليه السّلام چنين مىكرد، او پانصد درخت خرما داشت و نزد هر درختى دو ركعت نماز مىخواند و چنين بود كه هرگاه به نماز مىايستاد رنگ او دگرگون مىشد و قيام او به نماز (مانند) قيام بندهاى ذليل در پيشگاه پادشاهى بزرگ بود، اعضاء بدن او از ترس خداوند عز و جل مىلرزيد و چنان نماز مىخواند كه گويا ديگر پس از آن نماز نخواهد خواند.
🔻روزى نماز میخواند و رداى او از يكى از شانههايش افتاد و آن را درست نكرد تا از نماز فارغ شد، بعضى از اصحابش در اين باره از او پرسيدند، حضرت فرمود: واى بر تو، مىدانى كه در برابر چه كسى قرار داشتم؟ همانا نماز بنده قبول نمىشود مگر به همان مقداری كه با قلب خود آن را به جاى آورد
آن مرد گفت: پس ما هلاك شديم
فرمود: هرگز! خداوند عزّ و جلّ به وسيلۀ نافلهها آن را كامل مىكند
📚الخصال ج ۲، ص ۵۱۷
#اخلاقی
#شهادت_امام_سجاد علیهالسلام(به روایتی)
☑️ @JAMI_Alahadith
➖#امام_سجاد علیهالسلام و رسـيدگى به محرومين
🛑وَ كَانَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَيَخْرُجُ فِي اَللَّيْلَةِ اَلظَّلْمَاءِ فَيَحْمِلُ اَلْجِرَابَ عَلَى ظَهْرِهِ وَ فِيهِ اَلصُّرَرُ مِنَ اَلدَّنَانِيرِ وَ اَلدَّرَاهِمِ وَ رُبَّمَا حَمَلَ عَلَى ظَهْرِهِ اَلطَّعَامَ أَوِ اَلْحَطَبَ حَتَّى يَأْتِيَ بَاباً بَاباً فَيَقْرَعُهُ ثُمَّ يُنَاوِلُ مَنْ يَخْرُجُ إِلَيْهِ وَ كَانَ يُغَطِّي وَجْهَهُ إِذَا نَاوَلَ فَقِيراً لِئَلاَّ يَعْرِفَهُ فَلَمَّا تُوُفِّيَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَدُوا ذَلِكَ فَعَلِمُوا أَنَّهُ كَانَ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ وَ لَمَّا وُضِعَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى اَلْمُغْتَسَلِ نَظَرُوا إِلَى ظَهْرِهِ وَ عَلَيْهِ مِثْلُ رُكَبِ اَلْإِبِلِ مِمَّا كَانَ يَحْمِلُ عَلَى ظَهْرِهِ إِلَى مَنَازِلِ اَلْفُقَرَاءِ وَ اَلْمَسَاكِينِ
🌑در ادامه روایت قبلی آمده که: امام سجاد(علیه السلام) همواره شبانه و در تاریکی از خانه خارج میشد و کیسهای بزرگ را که در آن درهم و دینار بود بر دوش خویش حمل میکرد و گاهى بر پشت خود طعام يا هيزم حمل مىكرد و به در خانهها مىرفت و در مىزد و هر كس بيرون مىآمد آن را به او مىداد و وقتى چيزى به فقير مىداد صورت خود را مىپوشاند تا او را نشناسند. هنگامی که از دنيا رفت او را از دست دادند و دانستند كه او علىّ بن الحسين(عليه السّلام)بوده است، و چون بر روى تختۀ غسل قرار دادند ديدند كه پشت او مانند زانوى شتر پينه بسته بود، از بارى كه به خانههاى فقرا و مساكين حمل میکرد
#اخلاقی
#شهادت_امام_سجاد علیهالسلام(به روایتی)
☑️ @JAMI_Alahadith