#زنگ_تفریح
سلام به دوستان گرامی😍✋
عباس(ع) آمد تا برادری را معنا کند، وفا را شرح دهد، ایثار را الگو باشد🌸♥️
شجاعت را تفسیر کند و دلاوری را مصداقی والا گردد.🌹♥️
میلاد حضرت عباس (ع) مبارک باد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
میلاد حضرت ابوالفضل و روز جانباز مبارک...♥️
@Jameeyemahdavi313
الهی هیچ مسافری از رفیقاش جا نمونه.
#روز_جانباز گرامی باد.💚🌹
@Jameeyemahdavi313
🌺امشب ای اهل دعا روح دعا می آید
✨پسر خامس اصحاب کسا می آید
🌺 مؤمنین گرد هم آیید به محراب دعا
✨صف ببندید که مولای شما می آید
#السلام_علیک_یا_سید_الساجدین❣️
#میلاد_امام_سجاد(ع)✨❣️
#مبارک باد✨❣️
@Jameeyemahdavi313
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید
در #روز_جانباز شماره تلفن جانبازهای قطع نخاعی رو گرفتیم و....
بقیه شو خودتون ببینید...✨💔
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا🌹
@Jameeyemahdavi313
💖یاران مهدی عجل الله 💖
#هوالعشق💞 #امیــــــدِ_دایــــے #پارت40 ✍ #زهرا_شعبانے وقتی اسلحه رو دیدن پا به فرار گذاشتن.به سرع
#هوالعشق💞
#امیــــــدِ_دایــــے
#پارت41
✍ #زهرا_شعبانے
بدون اینکه حرفی بزنه انگشتاشو روی موهای بهم ریختهِ من کشید و بعد از چند ثانیه گفت:
+وقتی۱۷سالم بود با پدرم دعوام شد و تا یه سال پیش عموم زندگی کردم.شبی که داداشم آشتی مون داد و برگشتم خونه،فرداش وقتی از خواب بیدار شدم فهمیدم بابا تا صبح بالای سرم نشسته بوده و بهم نگاه میکرده.منم الآن حسی رو دارم که بابام اون موقع داشت.
به طرفش برگشتم و گفتم:
–میشه منو ببخشین بابا؟
به زور پتو رو روی سرم کشید و گفت:
+الآن وقت این حرفا نیست؛فقط استراحت کن
منم اونو با حس پدرانه ای که احاطه اش کرده بود تنها گذاشتم و به این فکر کردم که چقدر لجبازی میتونه چشم آدم رو کور کنه؛تا این حد کور که فکر کنی این مردِ مهربون یه دیو دوسره.
این تمام افکار من بود چون بعدش از درد زیاد به خواب رفتم.
🌹
+امید امید
صدای بابا بود.چشمام رو باز کردم و گفتم:
–بله
+دکتر دیشب گفت برای اینکه ماهیچه هات شل بشن باید دوش آب گرم بگیری.حموم رو گرم کردم باید بری
–نمیتونم بلند شم بابا
+برای اینکه بلند شی باید بری.دیشبم پلیسا اومده بودن بیمارستان چون حالت بد بود گفتم امروز ساعت ۱۱ بیان اینجا پس باید بری دوش بگیری تا حالت بهتر شه.
بابا مهران رو صدا زد و با کمک اونا به طرف حموم رفتم.بعد از دوش گرفتن هم مهران اومد و کمکم کرد تا کنار بابا روی مبل بشینم.ده دقیقه گذشت و دو تا بازپرس اومدن و رو به روی من نشستن و یکیشون شروع کرد به پرسیدن:
+میدونم حالتون بده آقای فاتح ولی لطفا جواب بدین.اونایی که بهتون حمله کردن رو میشناسین؟
–بله
+خب کی هستن؟
–آدمای یه بی شرف به اسم روزبه.من قبلا برای روزبه کار میکردم و بعد ازشون جدا شدم به همین دلیل به من حمله کردن
+چه کاری براشون میکردی؟
🌷-----*~*💗*~*-----🌷
#عشق_آسمانی 💗👇
┄┅═✼💗 ✼═┅┄
@Jameeyemahdavi313
┄┅═✼💗 ✼═┅┄