𝔗𝔥𝔢 𝔧𝔢𝔰𝔱𝔢𝔯 𝔪𝔢𝔪𝔬𝔯𝔦𝔢𝔰
من هم من هم
وای مزه ی جو و یونجه میداد 😩
من خودم مریض احوالم،فشارم افتاده، صبح زووود از خواب بیدار شدم خسته؛حداقل یه چیزی که توش یکم قند داشته باشه میدادین نامردا قندمم افتاد دوساعت تمام بی حرکت😩
بگذریم که آبش کاملا مزه پلاستیک میداد..
یعنی من باور کنم کل سیصد و خورده ای پول رو نکردن تو جیب خودشون؟
داشتم با خودم میگفتم که به عنوان یه نقاش واقعا شرم داره OC مخصوص خودمو نداشته باشم.
چند وقتی اسن ایده تو ذهنم بود ولی این تقدیمی جرقهاشو زد،الان سلیقمو به چت جیپیتی گفتم تا کمکم کنه ذهنمو جمع کنم که چی بکشم✓
🗝:و از آن روز به بعد،تمام برق چشمانش تبخیر شد.
گویی نور را منعکس نمیکرد.
#tobe