🌷برای کوثر:
با انگشتش بر بدنهی دوربین ضرب گرفته بود.خورشید فوت داغ ناخوشایندی به چشمانش فرستاد و باعث شد که مژههای بورش در هم قفلشوند.دوربین را بر گردنش انداخت و بهعنوان شکارچی،به دنبال شکار دوربینش افتاد ،📷
گوزن فرار کرد~
اما صدای شرشر آب دریاچه بهاو فرصت غم را نداد.با دیدن چهرهاش در آب که مانند ژله میلرزید لبخند زد،دست داخل آب برد و نقش خودش در آب را از هم گسیخت.اما تصویر باز هم برمیگشت حتی وقتی که مشت خودش را بر آب کوبید.
به دلیل منبع آب عالی کنارش،بوتهی مجاور یکبغل پر، تمشک داده بود🫐
درحالی که داشت تمشک میخورد،انگشتان قرمزش را بر صفحهی دوربین میکشید و سوژههایش را برانداز میکرد.یک دختر کوچک بلوند با روسری کوچک چهارخونه و سارافون دست دوز، و یک گربه.هردو هکتوکرومیا داشتند!
از داخل سبد، دفترش را کنار زد و چیزی که زیر پیچوخم هندزفری بود را برداشت،
دیگر نیازی به آن نداشت. پس داخل آب انداخت و رفت…
https://eitaa.com/painting_e/34211
محض رضای خدا دلم کشید برم✓
#myArtworks
•روز پنجم #نوشتن 🌀
✧سفر به دَه سال آینده .
برای کسی مثل من که یا داره حسرت گذشته زو میخوره یا ترس از آینده رو داره چیز جدیدی نیست و تقریبا هر شب راجبش فکر میکنم👍🏻
راجب دندون پزشک شدن و جراحی و اینجورچیزا اونجوری که باید خیالپردازی نمیکنم ، همین که در رابطه با پزشکی یه نقشی برام تو جامعه باشه خوشحالم میکنه،شاید یه پزشک عمومی ساده شدم😏🤷🏻♀ don't care.
ماشین اصلا برام مهم نیست،میدونم بقیهی همسال هام خودشونرو میکشن براش اما چیزی که همیشه راجبش فکر میکنم یه خونهست🏡
اندازه مهم نیست فقط دنج باشه✓
خلاصه ، میخوام مستقل باشم و از آزادیه تنهایی لذت ببرم.
چون وقتی تنهام دیگه از پوشیدن لباسای خنک خجالت نمیکشم و پولم رو برای چیزهایی که میخوام و لازم دارم خرج میکنم هروقت دلم خواست غذای جدید درست میکنم و هروقت خسته بودم سفارش میدم.
خونه رو میکنم بوم نقاشی خودم و همهجاش رو آکنده از تابلو و مجسمه و ریسه و لامپ و آینه های غیرعادی ،از نوع خوبش، میکنم🗝
کسی یه کانال تلگرامی خوب میشناسه که فیلم زیرنویس بزاره و حجمش اینقدر بالا نباشه؟دستبوستونم میشم😔
وایــــــــی که چقدر این نقاشی سنگین بود.
خانومی که جکس🔑رو به عنوان ربت🥫میخواستی، بلاخره کشیدم.
اگر دیدیش توی ناشناس اعلام حضور کن بفهمم.
-چطوره؟🌽
#myArtworks
یدونه از این شیشه کوچیکا خریدم تا توش خاک بریزم برای یه جونه ی کوچولو😔✨
𝔗𝔥𝔢 𝔧𝔢𝔰𝔱𝔢𝔯 𝔪𝔢𝔪𝔬𝔯𝔦𝔢𝔰
یدونه از این شیشه کوچیکا خریدم تا توش خاک بریزم برای یه جونه ی کوچولو😔✨
#date
این روزی که گذشت روز گلوگیاه بود و من اصلا یادم نبود،چه تصادف خوبی:)🌱
https://eitaa.com/Drowneream/500
دست و پای عزیزم؛ نشد هم نشد.
انقدر بیقرار نباشید.🦾
#tobe
یکم پیش مامان بزرگم گفت:
-آنیتا جنگ که تموم شد
گفتم:
+خب؟
-جنگ هم حتی تموم شد پس چرا نقاشی کشیدنای تو تموم نشد؟ :)
#date
تاریخ امروز رو فکر نکنم کسی ندونه.
همچنین روز شعر و ادبیات آیینی و بزرگداشت محتشم کاشانی هم هست.