بُکــائین
یاد اون روزا که مهرا رو روی هم میچیدیم بخیر :))) اون روزا که رو سنگ های حرم لی لی بازی میکردیم:)))
اون روزایی که ای کاش برمیگشت ُ نمی گذشت(:!
بُکــائین
ـ ولی خب گاهی اوقات خیلی مواظب حرفاتون باشید!
شاید شما یچی بگین ُ برین .
تموم شه .
بُکــائین
ـ اشک های بچه ها! ـ ذوقی که تو چشماشونه! همه ی اینها خبر از یار میدهد! ((:
مادر پدرا هم مثل ِ بچه هاشون با ذوق ِ تمام دارن میخونن!
بُکــائین
مادر پدرا هم مثل ِ بچه هاشون با ذوق ِ تمام دارن میخونن!
ـ سلام فرمانده! (((: