بعد یهو برگشت طرف من.من فکر کردم میخواد بزنه🤣🤣🤣رامو کج کردم نگو با پشت سری کار داشت. دیگه رفتیم
بعد مدرسه رفتم خونه عموم چون جشن تکلیف دخترعموم بود گه خواهرمم محسوب میشه💘
پ.ن:خواهر رضاییم محسوب میشه*
ینی با داداشم هم شیرن
بعد دیگه رفتم اونجا لباس راحتیم برده بودمو هرکی منو میدید مثلا عموم زن عموم مامانو خواهر زنعموم بهم میخندیدن چون رسما شلوارک پام بود🤣
موهامم گوجه کرده بودم انگار خونه خودمونم.
بعد دیگه ناهار خوردیم و رفتیم شروع کردیم به درست کردن پک که توش پیراشکی و سس و شلیل و شیرینی شکلات اینا بود و خیلی کیف داد💘
عروس خالمم جزو مهمونا بود و کلی باهم حرف زدیمو شمارشو بهم داد که بهش پیام بدم لینک کانالشو برام بفرسته💘
بعدم دیگه تموم شد و الانم اومدیم خونه.
از ده دقیقه به ۷ بیدارم و الان دیگه دارم میغشم.
امروز رو بهش ۸ از ۱۰ میدم.
بازم یک نمره کم به خاطر درد سر صبح.و یک نمره هم به خاطر اون مرد نقطه چینه.
چرا تابستون مدرسه میری؟
تیزهوشان میری یا نمونه دولتی ؟
هیچکدوم😂
شاهد میرم.چون از الان شروع کردن که جلو بیفتیم مثلا کنکورییم دیگه😂😭