بیتو با شمع علی تا به سحر میسوزد
شمع میمیرد و او بار دگر میسوزد
یکنفر مثل درختان سپیدار بلند
در خیالش همهشب بین دو در میسوزد .. 🥀
روضه خون میگفت مردم میومدن از در خونه زهرا برای خونه هاشون هیزم بر میداشتن 💔 ..