میرزای شیرازی فتوای حرام بودن توتون و تنباکو رو داده بود و مردم بعد فتوا قلیون هاشونو شکستن و قهوه خونه ها رو تعطیل کردن
حالا من درحال اجرا کردنِ قلیون کشیدن و بعدش انداختن و شکستنش =)))
تیر آخرو موقع دادن برگه ها زدم . سوال آخرو نمیدونستم و از همکلاسیم پرسیدم گفت زیاده چطوری برسونم؟ گفتم دوشواری نداریم . برگه عوض میکنیم🤝
وقتی داشتم میرفتم برگمو بدم خیلی مجلسی موقعی که داشتم از کنارش رد میشدم برگمو گذاشتم رو میزش و برا اونو بردم تحویل دادم و انقدر طبیعی بودم که الله الله
برگاش ریخته بود بنده خدا
اومد بالا گفت لامصب رنگ خودکارم باهات فرق داشت چراا
یکی دیگه از بچه ها : اشکال نداره که . بگو خودکارم تموم شد یکی دیگه گرفتم
اصلا پرفکت🤝
زنگ بعدش انقدر خسته بودم که خوابم برد وسطاش . ادبیاتم بود و بحث شعر و اینا و خواب آور تر😔😂