eitaa logo
کمیته خادمین شهدا شهرستان اردستان
147 دنبال‌کننده
288 عکس
41 ویدیو
0 فایل
بسم رب الشهدا والصدقین پایگاه اطلاع رسانی کمیته خادمین شهدا اردستان واحد برادران: برادر قادرزاده 09138897812 واحد خواهران:خواهر حدیدی 09133620803 اینیستاگرام:https://instagram.com/khademin_ardestan?utm_medium=copy_link
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
همت کنیم تا همت شویم... "۱۷ اسفند سالروز شهادت شهید محمد ابراهیم همت کمیته خادمین شهدا شهرستان اردستان
1.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوک کرده بود برا نماز شب... ۰۳:۴۵ کمیته خادمین شهدا شهرستان اردستان @Khademin_ardestan_esf
37.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 "عهدی دوباره" 🔹 رونمایی از نماهنگ "عهدی دوباره" در مراسم گرامی‌داشت روز ملی راهیان نور سال ۱۴۰۱ کمیته خادمین شهدا شهرستان شهرستان @Khademin_ardestan_esf
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 لزوم جلوگیری از تکرار گناه 👤حضرت آیت الله العظمی مظاهری (مد ظله) کمیته خادمین شهدا شهرستان اردستان @Khademin_ardestan_esf
🌹سخت ترین قسمت خونه تکونی پاک کردن قاب عکس میوه ی دلته که دیگه پیشت نیست، بیاد همه‌ی مادران شهدا علی الخصوص مادران شهدای مفقود الاثر ♦️سلامتی مادران شهدا صلوات 🇮🇷کمیته خادمین شهدا شهرستان اردستان @Khademin_ardestan_esf
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷یادواره شهدای روستای درباغ‌ ▫️سخنران ؛ حجت الاسلام جوشقانیان «ریس موسسه روایت سیره شهداء» ▫️مداح ؛ کربلایی حبیب عبدالهی «جانباز مدافع حرم» 🔸زمان ؛ پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۲ 🔹مکان ؛ مسجد امام حسن مجتبی (ع) درباغ ➖ ستاد یادواره شهدای روستای درباغ‌ کمیته خادمین شهدا شهرستان اردستان
🌷یادواره شهداء منطقه کچومثقال اردستان پنج‌شنبه ۱۴۰۲/۰۱/۱۰ - مسجد سلمان روستای کچومثقال - (همراه با سفره اطعام اهلبیت) کمیته خادمین شهدا شهرستان اردستان
سعیدم_زنده_است ۱۵ ساله بود که عملیات رمضان شروع شد، اواخر ماه رمضان بود که سعید به جبهه رفت، وقتی مادر بدرقه‌اش کرد، رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا فرزندم، مال تو، در راه تو می‌دهم، اما پسرم مفقود و اسیر نشود.» همیشه به اطرافیانش توصیه می‌کرد اگر دنیا و آخرت می‌خواهید، فقط و فقط برای خدا کار کنید و برای کسب رضای او قدم بردارید. از اتلاف بیت‌المال هراس زیادی داشت و تا جایی که می‌توانست از وسایل شخصی خود استفاده می‌کرد و کمتر به سراغ وسایلی که در جبهه به آنها داده بودند، می‌رفت. در ۱۷ سالگی، سه هزار تومان خمس پرداخت کرد، کاری که باعث تعجب خیلی‌ها شد که یک پسر بچه با این سن و سال چرا باید به فکر خمس دادن باشد. البته خودش در جواب دیگران گفته بود: «دارم به وظیفه‌ام عمل می‌کنم.» یکی از هم‌رزمانش می‌گفت: «یک بار که با هم در کردستان بودیم، هوا بی‌نهایت سرد بود، قرار بود من به همه سنگرها سر بزنم تا کسی خوابش نبرد. خدا خدا می‌کردم که زمان زود بگذرد و من از سرمای هوا به جایی گرم پناه ببرم. حین سر زدن به سنگرها بود که متوجه شدم یک نفر دولا شده است، اول ترسیدم، گفتم شاید دشمن است، اما وقتی جلوتر رفتم، متوجه شدم سعید پشت یکی از همین سنگرها و در آن هوای سرد مشغول نماز خواندن است، با خودم گفتم؛ من دنبال یک جای گرم و نرم هستم، آن وقت این پسر ایستاده است و دارد اینجا نماز شب می‌خواند.» خیلی کم و خیلی کوتاه به خانه می‌آمد. همیشه عجله داشت که زود برگردد و برای رسیدن به منطقه دل توی دلش نبود. یک بار توی همین پرزدن‌های دلش برای برگشتن به جبهه و پیش رفقایش، پدر به او می‌گوید: «سعید، بابا، مگه اونجا چه‌کار می‌کنی که آن‌قدر عجله داری برگردی؟ گفته بود: هیچی بابا! می‌خوریم و می‌خوابیم و توپ بازی می‌کنیم. حالا نگو منظورش از توپ بازی این بوده که روی تانک کار می‌کرده است.» سعید در جبهه فرمانده بوده، اما نه پدر از این قصه خبر داشته است، نه مادر؛ تا موقعی که به شهادت می‌رسد و پلاکاردهای شهید در محله و روی در و دیوار نصب می‌شود. کتاب مازنده ایم اثر سعید اسلامی صفحه ۲۰۷ کمیته خادمین شهدا شهرستان اردستان @Khademin_ardestan_esf
17.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 بازنشر | پیامی دارم از پیام شهید حاج قاسم سلیمانی تا شهید مهدی باکری 🔺️ تمامی صداهای داخل کلیپ واقعی و مستند است کمیته خادمین شهدا شهرستان اردستان @Khademin_ardestan_esf