✏️ ماجرای کاندید شدن آقای رجائی برای نخست وزیری
📜 #روایت | farsi.khamenei.ir/weekly
✏️ مصاحبه آیتالله خامنهای با روزنامه جمهوری اسلامی پیرامون حادثهی ۸ شهریور
📜 #روایت | farsi.khamenei.ir/weekly
📝 «معلم معنوی آزادگان» به روایت رهبر معظم انقلاب
🌷 تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پاسیاد پسر خاک»، شب گذشته در رویداد ملی آزادگان ایران در شهر قزوین منتشر شد.
✍به همین مناسبت، پانصد و نهمین شماره هفتهنامه خط حزبالله در سرمقاله خود به «ویژگیهای شخصیتی و مبارزاتی حجتالاسلام ابوترابی از نگاه رهبر معظم انقلاب» پرداخته است.
🔍همچنین در ستون روایت این شماره، نویسنده کتاب «#پاسیاد_پسر_خاک» در یادداشتی به این سوال پاسخ داده است که «آوردهی ابوترابیها برای جامعهی امروز ایران چیست؟»
📥دریافت نسخه چاپی | نسخه تابلو اعلانات
💻 @Khatt_khamenei
📝 سرمقاله | معلم معنوی آزادگان
🔹حجّتالاسلام سیّدعلیاکبر ابوترابی از فعّالان انقلاب اسلامی در عرصهی مبارزات و از رزمندگان دفاع مقدّس است که در سال ۱۳۵۹ به اسارت دشمن بعثی درمیآید. ایشان به مدّت ده سال در اردوگاههای عراق در اسارت به سر میبرد و به دلیل کمکرسانی به سایر اسرا، به ایشان لقب «سیّد آزادگان» را میدهند.
«سالهای مجاهدت خاموش و دشوار آزادگان عزیز ما در اسارتگاههای عراق، از جملهی مقاطع فراموشنشدنی تاریخ پُرشکوه ما است. لحظهلحظهی آن روزها و شبهای فراموشنشدنی، سرشار از درس و خاطره و افتخار است. ... و یاد گرامی عالم مجاهد بزرگوار، مرحوم حجّتالاسلام آقای سیّدعلیاکبر ابوترابی ــ که اردوگاههای اسارت را به مدرسهی بزرگی از تقوا و آگاهی و استقامت تبدیل کرده بود ــ همواره در چشم ملّت ایران گرامی و پایدار است.» ۱۳۸۱/۵/۲۴
رفتار ایشان به گونهای بود که «در میان آزادگان، معلّم معنوی آنها مرحوم ابوترابی» ۱۳۸۲/۹/۲۵ بود. «آدم وقتی این جوانان را میبیند که با چه بیتابیای این مدّت را گذراندند و به ایشان مراجعه کردند و ایشان هم نرم و ملایم و دلنشین برخورد کرده و هر کسی را به فراخور حال خودش جواب داده و همه را به جای خود نشانده و ملاحظهشان را کرده است، متوجّه میشود که به چنین انسان مسئولی چه گذشته است.» ۱۳۶۹/۶/۲۵ در واقع، «باید بگوییم که بلاتشبیه مثل حضرت زینب سلام الله علیها رفتار کرده است. در دوران اسارت، آن بزرگوار واقعاً همینطور بوده است؛ یعنی رکنی بوده که همه به او پناه میبردند. خیلی سخت بوده است.» ۱۳۶۹/۶/۲۵ لذا ویژگی مهمّ آقای ابوترابی همین پناه بودن برای جوانان اسیر در زندانهای عراق بوده است. رهبر انقلاب اینگونه از اهمّیّت نقش ایشان یاد میکنند: «من میدانم در این دوران دهسالهی اسارت، که شما ملجأ این جوانان بودید و به شما مراجعه میکردند، به شما چه گذشته است. واقعاً در زندان اینگونه است. البتّه محیط اسارت با محیط زندان خیلی فرق دارد؛ قاعدتاً بدتر از زندان است. زندانبانان [محیط اسارت] کسانی هستند که مردن زندانی برایشان اصلاً اهمّیّتی ندارد. آن وقتها ما که در زندان بودیم، این زندانبان مأمور بود که نگذارد ما بمیریم؛ اگر هم میخواستیم بمیریم، او نمیگذاشت! این، برایشان وظیفه بود. امّا در محیط اسارت، اینطور نیست؛ چنانچه واقعهی مختصری اتّفاق بیفتد، ممکن است با تیر بزنند و بکشند. آنوقت در چنین محیطی، این جوانان در سطوح مختلف فکری و روحیهای، دائم جایی میخواهند که به آن پناه ببرند. آقای ابوترابی همان کسی بوده که همه به او پناه میبردند. واقعاً از درون به انسان خیلی سخت میگذرد و خیلی کاهیده میشود؛ چون کسی که همه به او پناه میبرند، دلش میخواهد که او هم به جایی پناه ببرد. البتّه آن کسی که اهل تقوا و توجّه به خدا باشد، به خدا پناه میبرد و خدا را پیدا میکند؛ لیکن خیلی سخت است.» ۱۳۶۹/۶/۲۵
در واقع، امتیاز بزرگ آقای ابوترابی این بوده که مسیر درستی را در زندگی طی کرده است و رهبر انقلاب به همین نکته اشاره کردهاند: «به نظر من، کسی مثل شما که این همه توفیق الهی شامل حالش شده، حقیقتاً خیلی باید خدا را شاکر باشد. شما در همهی مراحلِ سختی صبر کردید، خدا را در نظر داشتید، راهتان را خوب شناختید و درست حرکت کردید.» ۱۳۶۹/۶/۲۵
رهبر انقلاب در اوّلین دیدار حجّتالاسلام ابوترابی پس از آزادی از اسارت اینگونه فرمودند: «دیروز وقتی این خبر بسیار بسیار خوشحالکننده را دادند که شما آمدهاید، واقعاً برای من یک مژده بود. خیلی وقت است که شما را ندیدهایم؛ حدوداً ده سال میشود. از آن سالها تا کنون، محاسنتان سفید شده است.» ۱۳۶۹/۶/۲۵
آشنایی حضرت آیتالله خامنهای با آقای ابوترابی به دوران قبل از انقلاب برمیگردد. همچنین، آقای ابوترابی در ستاد جنگهای نامنظّم شهید چمران عضویّت و فعّالیّت داشت؛ همان جایی که آیتالله خامنهای نیز همراه شهید چمران حضور داشتند: «ما همیشه شما را دوست داشتهایم و خاطرات با شما را فراموش نمیکنیم؛ چه قبل از انقلاب در مشهد، و چه بعد در تهران و سپس در همین اهواز در آن تشکیلاتی که مرحوم شهید چمران به وجود آورده بود. ایشان با عدّهای به آنجا آمده بودند و گویی همین دیروز بود که بیرون ساختمان، پای پلّهها با قبا نشسته بودند و در میان بَروبچّهها حضور داشتند و سپس به کوههای اللهاکبر رفتند. من همان وقت در دلم گفتم که واقعاً خوش به حال این جوان؛ همیشه در راه جهاد و شهادت است. ایشان که رفتند، چند هفتهای هم بیشتر نشد که خبر شهادتشان آمد. گفته شد که آقای ابوترابی با آن جمع خودشان، دائماً در حال جلو رفتن هستند؛ سپس دشمن حمله کرده و همهی آنها را تارومار نموده است. با شنیدن این خبر، غصّه خوردیم. الحمدلله آنچه شما گذراندید، فضیلتش کمتر از شهادت نیست.
📝 ادامه👇