eitaa logo
کیدیو | بازی، قصه و مهارت کودک
21.9هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
2.7هزار ویدیو
58 فایل
✍🏻اینجا قراره تکنیک های مؤثر فرزندپروری رو مرور کنیم و آنچه والدین برای روزمره ای شاد لازم دارن رو بهشون پیشنهاد بدیم😊 #نکات_تربیتی #تجربه_های_والدین #قصه ⛔استفاده از محتوا فقط با ذکر لینک مجاز است 🆔ادمین @Kidiyo_admin تبلیغات: @ResponseTeam
مشاهده در ایتا
دانلود
صبح من یکی که با این پیام بخیر شد😊 ممنونم از تک‌تکتون بابت انرژی‌های مثبتتون چقدر ماهین آخه شما😍
خوب حالا بریم سراغ یه سوال خیلی مهم قصه دیشب کانال رو برای دسته‌گلاتون پخش کردین؟🤔 من که همون دیشب، این کارو انجام دادم، آخه پسر کوچولوی کلاس اولی من یه کمی تو دوست پیدا کردن، مشکل داشت. میگم داشت چون الحمدالله خیلی خیلی بهتر شده و تقریبا الان با نصف کلاسشون دوسته😅 اما داستان و راهکارش خیلی براش جذاب بود و دیشب چند باری رفت جلوی آیینه و لبخند زد😉
اگه هنوز بچه هاتون گوش نکردن، حتما امروز براشون پخش کنین حتی اگه توی دوست پیدا کردن مشکل نداشته باشن، راهکاری که تو قصه ارايه میشه حتی گاهی برای خود ما هم جواب میده😉
خوب بریم سراغ صحبت در مورد دوست پیدا کردن بچه‌ها کیا بچه‌هاشون با دوست پیدا کردن مشکل دارن؟ چیا بهشون گفتین و چه راه حلی نشونشون دادین؟ حتما اینجا بهم بگو که ان شاءالله برمی‌گردم و کلی حرف دارم باهاتون👇 https://harfeto.timefriend.net/17293062926943
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📘کتاب «احساس می کنم آدم مهمی هستم.» آیا شما هم به دنبال افزایش «عزت‌ِ نفس» در کودک‌تون هستید؟! خوندن این کتاب خیلی جذاب و رنگارنگ رو بهتون توصیه می‌کنم.👌🏻😊 راهکارهای ساده‌‌ی این کتاب، کودک رو تشویق می‌کنه که خودش هم این کارهای مهم رو انجام بده تا احساس مهم بودن و ارزشمندی بکنه.😍 📍رده سنی: ۵ تا ۷ سال ╔═°•.🍭 .•╗ @kidiyo ╚═ °•.🍭 .•╝
کتاب «احساس میکنم آدم مهمی هستم».mp3
2.01M
📚معرفی کتاب «احساس می کنم آدم مهمی هستم.» مامان‌های عزیز؛ اگه دنبال کتابی برای افزایش «عزت‌ِنفس» و احساس ارزشمندی در فرزندتون هستید، این کتاب رو حتماً برای کوچولوی دلبندتون بخونید.😊 ╔═°•.🍭 .•╗ @kidiyo ╚═ °•.🍭 .•╝
52.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫انیمیشن دزد کتیبه 🔺طنزهای طلایی: بهلول حکیم ╔═°•.🍭 .•╗ @kidiyo ╚═ °•.🍭 .•╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام مجدد از یه مامان کمی تا قسمتی خسته 🥴 آقا من هر چی تلاش کردم که ظهر بیام، نشد که نشد صبح که جاتون خالی با داداش کوچیکه رفتیم پارک بعد اومدن داداش بزرگه و ناهار و تکالیف مدرسه😣 و تدارک شام و .... اینه که الان رسیدم بیام😮‍💨
سری قبلی که رفته بودیم پارک، محمدحسین یه دوست جدید پیدا کرد. جالبه که وقتی من و مامان دوستش به خاطر بچه‌ها همکلام شدیم، متوجه شدیم که خودمون هم همو میشناسیم و قبلا با هم همکار بودیم😅 یعنی هم خودش دوست پیدا کرد و هم منو به همکار قدیمیم رسوند😊😉 امروز هم دوباره با نیکا خانم گل و مامان مهربونش رفتیم پارک😊
پیاماتون بهم رسید، خیلی‌هاتون از قصه و راهکارش تعریف کردین و خیلی‌ها هم گفتین که دسته‌گلتون مهارت دوست‌یابی نداره😔 من اینجا هستم تا با هم راهکارهایی برای این ماجرا پیدا کنیم. آماده‌این؟👇