eitaa logo
ـ‌︩︪٭Серебряный Следـ‌︩︪٭
128 دنبال‌کننده
568 عکس
38 ویدیو
6 فایل
بنده کیتسو هستم یک عدد بیکار نقاش چنل تلگرامم اگه دوست داشتین بیاین:https://t.me/Kitsuu3 پ.ن: بنده هیچ رضایتی از حضور در اینجا ندارم. اینترنت وصل شه درکسری از ثانیه از این خرابشده میرم-
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
https://eitaa.com/balli_daily/6200 فکر کنم معده باید جای باحالی باش-
𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾♡ اولای مکلامشون کیتسو یکمی اضطراب داشت و خجالتی بود،ولی وقتی فهمید نیک یه پسر کوچولوی ناز داره کلی ذوق کرد و شروع کرد به پرسیدن سوالایی که بچه و خونواده داشتن چه حسی داره. بعد که یکم یخشون باز شد به نیک گفت که خوشحال میشه باهاش بیشتر اشنا بشه و یبار هم با نوآ بازی کنه عیدی🎐:گفتی موسیقی کلاسیک دوست داری؟ برات یه گرامافون گرفتم! فقط امیدوارم بتونی پخشش کنی-
𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾♡ کیتسو از ظاهر آبیکو خیلی خوشش اومد و فکر میکنه که خیلی گوگولیه،از اونجایی که آبیکو ازش فقط چند سال کوچیکتر بود راحت تونست باهاش ارتباط برقرار کنه، البته این چیزی از ترس کنترل شدن توسط موهبتش کم نمی‌کرد. "موهای نازی داری^^" کلی باهم درمورد پرونده های جنایی صحبت کردن. عیدی🎐: کتاب جنایی! امیدوارم پرونده هارو زودتر از کاراگاه داستان حل کنی + یه بوکمارک دستساز که شبیه چاقو عه با لکه های قرمز (احتمالا فقط رنگه-)
𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾♡ کیتسو اولش فقط نگاه میکرد. یکم(خیلی-) مضطرب بود ولی بخاطر ادب هم شده جلو اومد و سعی کرد سر صحبت رو باز کنه. تا ۱۰ دقیقه اول هم فکر میکرد قاتل زنجیره ای عه- عیدی🎐:یه خنجر نقره ای که روش خیلی ظریف حکاکی شده+ یه طومار که فقط عذرخواهیه برای اینکه سلیقتو نمیدونسته و مضطربه عیدیت رو دوست نداشته باشی
𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾♡ جوزف برای کیتسو یه شخصیت کاملا جدید و متفاوت بود. نه تنها بخاطر سیاه پوست بودنش بلکه به خاطر شخصیت جالبش.کیتسو خیلی دوست داشت که با جوزف بیشتر اشنا بشه و حتی درمورد زخمای روی صورتش سوال بپرسه، ولی خب فکر کرد پررویی و فضولی میشه نپرسید(امان از اضطراب اجتماعی-) طبق معمول از کفشاش تعریف کرد و بهش گفت که ماسکش خیلی خلاقانه و باحاله عیدی🎐:یه پاکت سیگار، ولی وقتی بازش کردی دیدی توش خبری از سیگار نیس! بلکه پر از پیک های رنگارنگ و طرحای متفاوته با یه کاغذ کوچولو "سیگار بده بجاش گیتار بزن👍🏻✨"