𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾♡
کیتسو از ظاهر آبیکو خیلی خوشش اومد و فکر میکنه که خیلی گوگولیه،از اونجایی که آبیکو ازش فقط چند سال کوچیکتر بود راحت تونست باهاش ارتباط برقرار کنه، البته این چیزی از ترس کنترل شدن توسط موهبتش کم نمیکرد. "موهای نازی داری^^" کلی باهم درمورد پرونده های جنایی صحبت کردن.
عیدی🎐: کتاب جنایی! امیدوارم پرونده هارو زودتر از کاراگاه داستان حل کنی + یه بوکمارک دستساز که شبیه چاقو عه با لکه های قرمز (احتمالا فقط رنگه-)
𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾♡
کیتسو اولش فقط نگاه میکرد. یکم(خیلی-) مضطرب بود ولی بخاطر ادب هم شده جلو اومد و سعی کرد سر صحبت رو باز کنه. تا ۱۰ دقیقه اول هم فکر میکرد قاتل زنجیره ای عه-
عیدی🎐:یه خنجر نقره ای که روش خیلی ظریف حکاکی شده+ یه طومار که فقط عذرخواهیه برای اینکه سلیقتو نمیدونسته و مضطربه عیدیت رو دوست نداشته باشی
𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾♡
جوزف برای کیتسو یه شخصیت کاملا جدید و متفاوت بود. نه تنها بخاطر سیاه پوست بودنش بلکه به خاطر شخصیت جالبش.کیتسو خیلی دوست داشت که با جوزف بیشتر اشنا بشه و حتی درمورد زخمای روی صورتش سوال بپرسه، ولی خب فکر کرد پررویی و فضولی میشه نپرسید(امان از اضطراب اجتماعی-) طبق معمول از کفشاش تعریف کرد و بهش گفت که ماسکش خیلی خلاقانه و باحاله
عیدی🎐:یه پاکت سیگار، ولی وقتی بازش کردی دیدی توش خبری از سیگار نیس! بلکه پر از پیک های رنگارنگ و طرحای متفاوته با یه کاغذ کوچولو "سیگار بده بجاش گیتار بزن👍🏻✨"
𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾♡
زیپ زیپ از نظر کیتسو خیلی نازنازی بود. اونو یاد یکی از دوستاش مینداخت. مطمئن نبود که زیپ زیپ متوجه حرفاش میشد یا نه ولی از رنگ موهاش و شاخک هاش کلی تعریف کرد چون به غیر از اینکه واقعا ناز بودن دلش نمیخواست که زیپ زیپ حس بدی بخاطر متفاوت بودن پیدا کنه
عیدی🎐: لاک های رنگی رنگی و اکلیلی! فکر اینکه یه ادم فضای گوجی بوجی لاک بزنه هم ذوق زدم میکنه. اگه دوست داشتی میتونم یروزی برات لاک بزنم^^
هدایت شده از 𝐑𝐚𝐝𝐢𝐦𝐞𝐨𝐰𝐫𝐢