eitaa logo
ᴋɴɪɢʜᴛ ᴍᴇᴍᴇ | شوالیه میم
10.4هزار دنبال‌کننده
388 عکس
5.4هزار ویدیو
7 فایل
⌗𝑝𝑟𝑖𝑚𝑒 ⇾ @Prime_collection 𓂃݊  ֶׅ֢ Ꞌꞌ 𝗪elc𝗼̲me 𝗧o 𝗠y 𝗖ha𝗻͠𝗻el👾💜 👨‍💻 𝗖R : @wahran و @Mxsajjad 💸 𝗧a𝗯𝗹𝗶gh𝗮𝘁 : @Prime_ads و @Megatab بهترین میم ها رو اینجا ببین ❤️‍🔥🫶
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستان همه دارن از این کانال تعریف میکنن میگن از وقتی که عضو کانالشون  شدیم همه جا تمیز و مرتب 👍 زیاد شده برای کار کردن🥹👌 بریم عضو بشیم ببینیم چه خبره😍👇 https://eitaa.com/joinchat/775094741C26f99dea35 روایتی از یک خانواده شمالی 🧕
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
683.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
من پسری یتیم که عموم منو بزرگ کرد عمو و زن عموم خیلی خوب باهام رفتار میکردن‌ ولی پسرعموم از من متنفر بود و همیشه سعی میکرد بی‌کس بودنمو به رخم بکشه هرچی میخواستم اون دست میزاشت روش و تصاحبش میکرد..... جوان بودم که داخل طلا فروشی عموم مشغول به کار شدم ی دختر به اسم هرروز برا پدرش ناهار میاورد تو همین رفت و آمدا فهمیدم عاشقش شدم و فقط بخاطر اینکه بتونم نیکیو بیشتر ببینم از طلا فروشی عموم اومدم بیرون و داخل حجره‌ی فرش فروشی پدر نیکی مشغول بکار شدم. همچی به خوبی میگذشت تا اینکه یروز گذر پسر عموم به حجره افتاد و از نگاههای من به نیکی متوجه علاقه‌م شد و این شد شروع بدبختیای من تمام تلاششو میکرد که به نیکی نزدیک بشه و من هیچ‌کاری برای دور کردنش نمیتونستم انجام بدم ی روز رفتم محل کارش باهاش اتمام حجت کردم که دیگه دورو بر نیکی نپلکه ولی با چیزی که گفت دنیا دور سرم چرخید و چشمام سیاهی رفت باورم نمیشد اون و نیکی.....😱😱 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/2642411885C4496ef5679
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
⭕️داستان مرد گدا در بازار..❗️ فردى هرروز در بازار گدایی می‌کرد ومردم وی را دست می انداختند.دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان طلا بود و دیگری از نقره. اما او همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد! داستان در تمام منطقه پخش شد.. هرروز گروهی زن و مرد به دیدن این گدا می آمدند و دو سکه طلا به او نشان می دادند و او همیشه نقره را انتخاب میکرد!! مردم وی را دست می انداختند و به حماقت او می خندیدند. تا این‌که مرد ......😳 ⬅️..ادامه داستان ...➡️ https://eitaa.com/joinchat/1144914193C283d282194
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme