eitaa logo
ᴋɴɪɢʜᴛ ᴍᴇᴍᴇ | شوالیه میم
10.3هزار دنبال‌کننده
397 عکس
5.4هزار ویدیو
8 فایل
⌗𝑝𝑟𝑖𝑚𝑒 ⇾ @Prime_collection 𓂃݊  ֶׅ֢ Ꞌꞌ 𝗪elc𝗼̲me 𝗧o 𝗠y 𝗖ha𝗻͠𝗻el👾💜 👨‍💻 𝗖R : @wahran و @Mxsajjad 💸 𝗧a𝗯𝗹𝗶gh𝗮𝘁 : @Prime_ads و @Megatab بهترین میم ها رو اینجا ببین ❤️‍🔥🫶
مشاهده در ایتا
دانلود
معما⁉️ در اتاقی ۴ نفر حضور دارند که اولی در حال نماز و دومی با زبان روزه مشغول مناجات با خداوند و سومی و چهارمی هم زن و شوهری هستند که در کنار هم نشسته اند. ناگهان، شخص پنجمی وارد میشود که با ورود او، علاوه بر اینکه نماز و روزه آن دو شخص باطل میشود، زن و شوهر نیز بهمدیگر، نامحرم می شوند.😱 شخص پنجم چه کسی است؟؟؟؟🤔                    مشاهده جواب مشاهده جواب
👻🤪 ﺩﻩ ﻣﺮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻃﻨﺎﺏ ﺗﺤﻤﻞ ﻭﺯﻥ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮑﻨﻔﺮ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﺯﻥ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﻧﮑﻨﻢ ... ﻣﻦ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺳﺨﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ و ...🤦🏻‍♀️ ادامشو اینجا بخون👇🏻 ادامه داستان ادامه داستان
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
864.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
357.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
شما یادتون نمیاد؛ ولی یه زمانی راننده تاکسی تا جلو دو نفر مسافر سوار نمی‌کرد، راه نمیفتاد! 😄😄😄 شایدم یادتون بیاد به هر حال اینجا پر از همین خاطره های قدیمیه 😅 بیا ببین👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3581019118Cc924164a2e
261.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme
من یه دختر مذهبی چندروز بعد از اینکه پدرم فوت کرد یک نفر با ی قولنامه اومد و گفت تمام اموال پدرم متعلق به اونه از شنیدن این موضوع تعجب کردم ولی چیکار کنم که من ی دختر تنها و بی‌کس بودم هیچکس نبود که برام پیگیری کنه ببینه جریان چیه خودمم که از چیزی سردرنمیاوردم.... از بی کسی و بیجایی مجبور شدم برای زندگی برم خونه‌ی دوستم.... ی مدت اونجا بودم تا اینکه برادرش برگشت و من دیگه نتونستم اونجا بمونم و مجبور شدم از اون خونه بزنم بیرون در به در دنبال کار و خونه بودم خسته و گرسنه داخل ی پارک نشسته بودم که دیدم ی مرد داره بطرفم میاد اون منو با اسم صدا زد ولی من اصلا نمیشناختمش در حالی که اون منو کامل میشناخت و با حرفی که زد انگار دنیا رو بهم دادن اون میخواست منو......😍😍 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک بزنید👇😁 https://eitaa.com/joinchat/1733690705Ce70b00985a
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥷 𓂃 🚀 ᯓ𝗞𝗠 ┇ شوالیه مـیـم 🗡 J̲𝗼𝗶n𝗨s ┇ @Knight_meme