eitaa logo
Komiter
2.4هزار دنبال‌کننده
178 عکس
63 ویدیو
1 فایل
تنها صداست که می‌ماند... تو همه جا با همین آیدی فعالم، تلگرام، بله، روبیکا و ... کپی ممنوعه و شرعا رضایت ندارم. تبلیغات: @Komiiter
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا، پر تکرار لطفا.
خدایا، توروخدا.
خدایا، کم کاری ما بنده‌های ناچیزت رو جبران کن.
خدایا، ترامپ و نتانیاهو هم لطفا.
کاش آقا یه صحبتی هم راجع به گرما می‌کردن که خدا لااقل به حرمت شما و حرفتون هم که شده یه‌کم هوا رو خنک کنه.
خدایا، لطفا این خوشحالی ما رو مثل خوشحالی گل‌های آفساید شده قرار مده.
برقامون رفت. خدایا لطفا از باعث و بانیش انتقام بگیر.
چند روز پیش یه سر رفتم پیش محندث، ماشینش رو تو کوچه‌ی دفتر پارک کرده بود، اومد ماشین رو برداره یهو نگهبان گفت آقای مقدم ماشین رو اینجا پارک نکن چند وقت پیش یه موتوری از بچه‌های همین‌جا زده به ماشین یکی از بچه‌های همین‌جا و به ماشینش کلی خسارت زده و بعدشم موتوریه طلبکار شده از طرف به جای اینکه بدهکار باشه. ماشینتو نذار الکی شر درست نشه. من اون لحظه خیلی خودم رو کنترل کردم و سکوت کردم، چرا؟ چون اون موتوری من بودم.😐 قضیه چی بود؟ من موتورم رو جایی پارک کرده بودم که بالا سرش نوشته بود پارکینگ موتورها، کمی اون‌ورتر یه ماشینی دقیقا محل جای پارک موتورها پارک کرده بود. من رفتم بالا پیش بچه‌ها و یهو اومدن گفتن موتورت افتاده رو این ماشین. اومدیم پایین یارو به شدت عصبانی و قاطی منم سر ترس و اینطور چیزا گفتم باشه خسارت رو می‌پردازم قاطی نکن باز یارو داشت سر من غر می‌زد که من گفتم آقا اینجا نوشته جای پارک موتورها شما نباید اینجا پارک می‌کردید. گفت نه اینجا منظورش اون‌جاست، گفتم بابا اینجا تابلو زده، که یهو داد زد آقای فلانی بیا این تابلو رو از اینجا بکن همین الان، اینجا جای پارک ماشین آقای فلانیه(رئیس کل مجموعه). خلاصه منم حقیقتا از استرس خودمو باختمو گفتم خسارت رو می‌دم. بعدش که با محندث مشورت کردم محندث گفت مگه جایی که گذاشته بودی جای بدی بوده؟ گفتم نه، گفت موتورت رو بد پارک کرده بودی؟ گفتم نه، گفت اون جای درست پارک کرده بود؟ گفتم نه. گفت پس دقیقا چرا باید تو خسارت بدی؟ به مسئولین مؤسسه بگید قضیه رو. خلاصه، ما گفتیم و تهش مسئولین مؤسسه هم گفتن ما اینجا جای پارک اختصاصی برای کسی نداریم و اونجا جای پارک موتورهاست و ایشون اشتباه کرده که جای پارک موتورها پارک کرده. ایشون به من پیام داد که خسارت شده ۳ میلیون تومن و منم در کمال ادب و احترام وضعیت رو بهش توضیح دادم و عذرخواهی کردم و گفتم ظاهرا من هیچ تقصیری ندارم تو این قضیه، عمدا هم ننداختم موتور رو باد زده انداخته. بعد گفت به پلیس می‌گم، گفتم بگید مسئله‌ای نیست، قرار شد تهش به مسئولین اونجا هم زنگ بزنه. وقتی دید دستش به هیچ جا بند نشد گفت این خسارتمه خواستی بده نخواستی هم مدیونی و ازت نمی‌گذرم و این حرف‌ها.
این یک اتفاق کاملا ساده بود، چند شاهد، کلی مدرک، فیلم، پیامک، اسکرین شات و همه چیز هم ازش موجوده، اما به راحتی جلوی چشم خودم روایت همین‌قدر ساده در کمتر از یک ماه ۱۸۰ درجه تغییر کرده. وقتی بعضی از اصحاب خوب رسانه می‌گن ما وسط جنگ روایت‌هاییم، یعنی همین، این یک نمونه‌ی کوچک شده‌ از جنگ روایت‌ها بود، ما وسط جنگیم. جنگ ما متشکل شده از روایت‌هایی که دروغ و راست قاطیشه. کار رسانه دقیقا اینجا اهمیت پیدا می‌کنه که این پازل روایت‌ها رو این آدم‌ها پر می‌کنن. اینکه شما چیزی که دیدی رو به تصویر بکشی، بنویسیش، فیلمش کنی، صوتش کنی، در واقع داری روایت شکل می‌دی، داری تاریخ می‌نویسی.
تا اینجا فهمیدیم که کار رسانه چقدر مهمه. اما چیزهای دیگری هم تو کار رسانه هست که اهمیت داره. به جز اصل اون روایت، سرعت در روایت هم خیلی مهمه، مشکل اصلی‌ای که ما همیشه تو جمهوری اسلامی باهاش مواجه بودیم سرعت در روایت بود. تا به خودمون بجنبیم دشمن ما روایتش رو تمام کرده بود و ما تازه اول ماجرا بودیم.
یه سؤال، ما این هممممه مراسم داشتیم تو جمهوری اسلامی که بچه‌های رسانه از ویژگی‌های خاصی برخوردار بودن توش، می‌رفتن تو بالکن‌ها، پشت‌بوم‌ها، با کارت ویژه و ... چی‌شد که یهو مراسم وداع و تشییع انقدر تو چشم اومد و صدای یه عده رو درآورد؟ این سؤالی بود که تو کله‌م شکل گرفت و باعث شد همه‌ی اینا نوشته بشه.
خودم رو گذاشتم جای مسئولین برگزارکننده، من نیاز دارم همزمان با اینکه روایت می‌کنم، سریع روایت کنم، سریع و گسترده، رسانه‌ی سریع و گسترده دست کیه؟ اولین و ساده‌ترین جواب، بلاگرها. بلاگرها رسانه‌ی فوق‌العاده‌ سریعی دارن، تو یه روز طرف می‌تونه ۲۰ تا محتوا و روایت بسازه برات.