اما.
یک امای بزرگ این وسط وجود داره، دو نکتهای که باعث شد مسئولین در محاسباتشون دچار خطا بشن و این خطارو مرتکب شن.
خطای اول، عمق!
بلاگر سطحیه، اثرگذاریش سطحیه، خود اثرش سطحیه، اثربلاگر نهایتا چند روزه، اثری که سریع تولید میشه سریع هم از بین میره.
خطای دوم که خیلی مهمتره، روایت بلاگر اصلا از مراسم نیست، از اون چیزی که تو میخوای نیست، روایت بلاگر از خودشه. محور بلاگر در همه چیز خودشه. اون خودش رو فدای سوژه نمیکنه، بلکه سوژه رو فدای خودش میکنه.
اما هنرمند واقعی چطور؟
هنرمند واقعی حتی اگه سلاحش یه آیفون باشه، عمق داره، در دریای روایتها شنا میکنه و شکار میکنه و میسازه.
هنرمند واقعی تمام وقتی که شما به آسانی دارید عزاداری میکنید مجبوره جلوی خودش و اشکش رو بگیره تا ببینه و خلق کنه.
مسئلهی هنرمند واقعی فرمش نیست، محتواشه، محتواش ارزشمنده، هنرمند واقعی خودش رو میکشه برای سوژه.
برای یه عکس خوب گرفتن از دیوار راست بالا میره، خطر سقوط رو به جون میخره، با همه دعوا میکنه، له میشه، قایمکی تجهیزات رد میکنه، نمیخوابه تا یه اثر خوب رو ثبت کنه.
دوستان من تو این مدت، از فرط بیخوابی همه پای چشماشون سیاه شده، همسرم چند روزه پای گوشیه و مشغوله، دوستان همسرم شدیدا درگیرن.
همه سخت مشغولیم و همهی اینا در کنار اینه که این بندگان خدا هنوز گریه نکردن!
پریشب دوست خوبم نشسته کنارم میگه دیگه نمیتونم این حجم بغض رو نگه دارم.
یکی از دوستانمون وسط بازبینی یکی از کارها وسط دفتر یهو بلند بلند گریه کرد. یکی دیگه وسط خیابون و ...
اینا رو بذارید کنار عرقسوز شدنها، سیاه شدنها، کثیفی لباسها، کثیفی خودمون، بد خوابیدن، بد غذا خوردن و ...
ولی همهی اینا، با تمام این خفن بودنشون، اون سرعتی که مد نظر مسئولینه رو ندارن!
چرا؟
بخش زیادی از دلیلش به خود مسئولین برمیگرده.
هنرمند واقعی قر و فر نداره، رسانهی خاصی هم نداره که صداش به جایی برسه، پس میشه حقش رو خورد.
حداقل این دوستان من که تو مصلی بودن، نه جای خواب راحت داشتن، نه درست بهشون غذا میدادن، نه اینترنت درست درمون داشتن، نه هیچکدوم از نیازهای اولیهی یک انسان برای کار.
وقتی شما هوای نیرو رو نداشته باشی، به مرور نیروت هرز میره و انرژیش از بین میره.
از همهی اینا بدتر هم سبک پرداخت پوله، اگر نمیدونید بدونید که ما در کارنامهی مالی خودمون طلبهایی داریم که مثلا یک سال از موعدش گذشته و هنوز وصول نشده، و تقریبا تمام کسانی که باهاشون سر و کار داریم مذهبیان و وضع اینه.
پول ندارن؟ عموما چرا دارن اما پول رو خرج کسای دیگه میکنن.
پس خیلی طبیعیه که با تمام اینها انتظار سریع بودن از یک هنرمند واقعی نباید داشت، تازه در کنار اینها اینو هم در نظر بگیرید که اثر خوب و باکیفیت معمولا در سرعت به دست نمیآد.
حالا دارم سعی میکنم تمام اینهارو جمع کنم.
سعی کردم از ضرورت کار رسانه براتون بگم، از آفتی که به جون رسانه افتاده(اکثر بلاگرها)، از اینکه همه رو با یه چوب نزنید، از سختیهای بچههای رسانه بدونید و حتی بدونید چرا اتفاق بلاگرها در این مراسم رخ داد.
این که این اتفاق بلاگرها در این مراسم افتاد یک ور خوب داره که مسئولین دارن سعی میکنن راههای جدید رو امتحان کنن، امیدوارم این در حرکت بودنشون منجر به تصمیمات بهتر در آینده بشه.
امیدوارم این نوشتهها براتون مفید بوده باشه و قدر اون چند دقیقه فیلمهایی که میبینید، اون یک عکسی که یه لحظه میبینید، اون صداهایی که میشنوید، اون متنهایی که میخونید رو بیشتر از قبل بدونید و بدونید که پشتش زحمتهای زیادی خوابیده.