هدایت شده از 「²⁴⁵ درجه🇮🇷 .」
تازه ۴ماه شده بود که رسماً مهدیه و مصطفی برایِ هم بودن :)
هنوز خیلی چیزا مونده بود که باهم تجربهش نکرده بودن..
اما مصطفی موندنی نبود؛ زود رفت..
و حالا مهدیهٔ مصطفی مونده
و عشقِ تازهای که زود پَرپَر شد :)
[سلام بر آنان که
در راه عشق،جان را فدا کردند.. ]
میشه شهریه جدید کلاسهارو بگید،نرخ هاتون عوض نشده ؟
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
میبینم سالم و سرحالید،فک کردم مردید
تا شما شاگردای خوب من هستید من راحت میتونم سرمو بزارم بمیرم چون شما راه منو ادامه میدید
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
تا شما شاگردای خوب من هستید من راحت میتونم سرمو بزارم بمیرم چون شما راه منو ادامه میدید
ن استاد این چ حرفیه ، مونده تا کامل ازموده بشیم
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
ن استاد این چ حرفیه ، مونده تا کامل ازموده بشیم
آزموده شدید شاگردانم اه این گونه مگو
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
آزموده شدید شاگردانم اه این گونه مگو
قربان زلف های پریشان شما استاد
استاد راستش مدتیه من حس دیگ ای ب شما دارم،جسارتا اجازه میدید کوپه ای بشیم؟
هم کوپه ای ها؛( لانه جاسوسی به جز مزار )
قربان زلف های پریشان شما استاد
قربان دفتر کتاب های تو شاگردم