ایتا فوق بی ادی
آمار 1100 گذاشته میشه
آمارم : 1038
https://eitaa.com/joinchat/2676819496C60e517a7ed
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
داشتم وسایلمو جمع میکردم که زودتر از کلاس برم بیرون، اما سعید سمتم اومد و نزاشت.
- اون مرد که امروز صبح رسوندت کیه سحر؟
بچهها داشتن کمکم میرفتن و کلاس خلوت شده بود.
- نام... نامزدم.
حالا دیگه فقط من و اون تو کلاس بودیم، نزدیکتر اومد که ترسیده عقب رفتم.
- نامزدت؟ تو غلط کردی نامزد کردی، تو فقط مال منی سحر!
با اینکه ترسیده بودم، اما هنوزم زبونم کار میکرد!
- به تو چه سعید، به تو چه. فرشته مال توعه نه من. اصلا تو کی هستی که تو زندگیم دخالت میکنی؟
- من کیم؟ کسیم که زندگیشو واست میده ولی نمیخواد تورو کنار یکی دیگه ببینه؛ الان بهت نشون میدم مال منی یا نه.
جلوتر اومد و یهو با کاری که کرد...🤭❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/1925908008Cbf17f84b2e
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
- تو دانشگاهیم سعید، نکن یکی میبینه
با اخم غرید:
- ببینن خانومم، زنمی
اروم پچ زدم:
- بقیه که نمیدونن عق. دتم.. الان داد میزنم همه بریزن اینجا...
پرو پرو نگاهم کرد که دهن باز کردم داد بزنم اما با حرکت یهوییش...❤️🔥🤫
https://eitaa.com/joinchat/1925908008Cbf17f84b2e
پارت واقعی رمانشه، سریع عضو شو🤫