هدایت شده از گسترده 8 ساعته
«قصه ی عشقی عمیق؛ از خاکسترِ دلشکستگی تا اوجِ سلطه و جنون»😇😇😇😇
کلماتش مثل تیغِ سرد، قلبم را شکافت؛ اینکه مرا به یک دستمالِ مصرفشده تشبیه کرد، آخرین میخ بر تابوتِ عشقم بود.
اما من، در میانهیِ آن ویرانی، ایستادم. مستقیم در چشمانش خیره شدم و با صدایی که از اعماقِ سوختنِ روحم میآمد، گفتم: «اگر روزی بفهمی اشتباه کردی، دیگه من آن آدمِ در دسترس نیستم. من آن قطرهیِ آبی خواهم بود که در اقیانوسِ بیکرانِ تنهاییات گم میشود؛ آنقدر دور که شبهایِ طولانی را در کوهستانها به التماسِ صدایِ من بگذرانی.»
نگاهش از غرور به ترس بدل شد، اما من دیگر آن سحرمهربان نبودم. من رازی را با خود بردم که تا ابد، حسرتش در رگهایِ او جاری میشد. من رفتم، در حالی که قلبم دیگر برای تکرارِ مهربانی، توانِ نفس کشیدن نداشت.
https://eitaa.com/joinchat/1925908008Cbf17f84b2e
یه رمان متفاوت با یه فراز و نشیب که نمیتونی رهاش کنی بیا زود جوین شد تا پاک نکردم😱😱😱🥶🥶🥶
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
هدایت شده از حســـرت؛🖤
رمز1117😞✨
بخونی لف بدی حرو-مت .
https://eitaa.com/joinchat/3152152104C38cb5c0243
هدایت شده از حســـرت؛🖤
چون دخترم چنلم جوین نمیشی؟🙃💔
https://eitaa.com/joinchat/3152152104C38cb5c0243
هدایت شده از حســـرت؛🖤
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نبود هیچکی به جز تو...🙂
https://eitaa.com/joinchat/3152152104C38cb5c0243
هدایت شده از حســـرت؛🖤
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو بری قول میدم تا ابد غمگینم؛❤️🩹
https://eitaa.com/joinchat/3152152104C38cb5c0243