هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
خرمشهر در حال سقوط بود، فقط مسجدجامع باقی مانده بود. رزمندگان فشنگ نداشتند، ما هم نگاتیو برای عکاسی نداشتیم.
دیدم بهروز (شهید مرادی) روی دیوار مسجدجامع که پر از ترکش بود، نقاشی میکند.
پرسیدم: بهروز چکار میکنی؟ مسجد را دارند با تانک میزنند!
بهروز بیتفاوت گفت: رسول اینبار که آمدی، بیشتر با خودت فیلم بیاور! چون این جنگ تمام میشود و ما پیروز میشویم و همین عکسها، فیلمها و نقاشیها از آن باقی میماند.
نقل از رسول ملاقلیپور
@ir_tavabin
اشتباه.
Brother
نمیتونم بگم کاش یه رفیق عین آقای کاظمی نسب داشتم، چون آقای حسینی نیستم همچین حرفی بزنم.