eitaa logo
اشتباه.
331 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
650 ویدیو
5 فایل
[ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_o2dsbx8&btn=اشتباهات ] فاجعه‌هایی که درون مغزم رخ میده و منِ توهمی فکر می‌کنم واقعی‌ان درصورتی که اصلا وجود ندارن، و اینجا بخش کوچیکی از اون فاجعه‌هاست. اگه کار واجبی بود (که نیست) : @StupidLiar
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 
لطفاً یه فاتحه برای عزیزی که صبح از دست رفت بخونید.
هدایت شده از زیرزمین
چرا شاهکارای زندگیم همشون به ملکوت اعلی پیوستن
هدایت شده از شکارگاهِ Zed
دیلیت کانال چیه بابا باید ایتا رو حذف کنم
اشتباه.
من مربا دوست دارم، مربا های مامان خیلی خوش‌مزه اند. از مربای توت گرفته تا کیوی. همه خوش‌ رنگ و لعاب و خوش‌مزه. امروز وقتی در یخچال را به امید اینکه اینکه بعد از مدت‌ها مربا بخورم و کِیف کنم باز کردم. شیشه مربای توت‌فرنگی را برداشتم، درش را که باز کردم بو کردم تا برگردم به روزهایی که درستش می‌کرديم. اما... اما بوی خوبی نداشت. سریع از جلوی صورتم پایین‌اش آوردم. نگاه کردم، با دقت نگاه کردم. دور شیشه کپک ها را دیدم. ناراحت شدم، کم نه. خیلی زیاد ناراحت شدم. نه بخاطر مربا، بخاطر اینکه آن آخرین شیشه مربایی بود که می‌توانستم از مادرم داشته باشم. بیشتر اوقات آخرین‌ها من را ناراحت می‌کنند. مانند این شیشه کپک زدهٔ مربا که برایم نشانی‌ای بود از گذشته. از گذشته خودم، از گذشته خواهرم و حتی از گذشته مادرم. احساس عجیبی بود، اینکه دیگر نتوانی مربای کسی را بخوری که دیگر نیست، که خوش‌مزه‌ترین مرباها متعلق به او بود. من مربا دوست دارم. ولی حالا نه دیگر مربای توت‌فرنگی خوش‌مزه‌ای دارم، نه کسی که مربای های خوش‌مزه را درست می‌کرد.
امروز روز خیلی عجیبیه. خیلی عجیب.
یادش بخیر. گر عقل فاضل نظری رو توی راهروی مدرسه داد زدم و خوندم که محمدحسینی هم حفظ شده بود.