هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
از پشتیبانی تپسی تماس گرفتن گفتن:«مسافرتون احساس ناامنی کرده.» گفتم:«چرا؟ من هم کولر گرفتم هم حواسم بود حتی آینه رو چهره ایشون نباشه که معذب نباشن» گفت:«مسافر اعلام کرده با خودتون حرف میزدید. چیزی شده؟»
نگفتم که ممنونم که پیگیرید ولی من اگه میخواستم با شما حرف بزنم که با شما حرف میزدم نه با خودم خانم پشتیبانی عزیز. گفتم دیگه با خودمم حرف نمیزنم چشم. خب ظاهراً دیگه حق نداری با خودت هم حرف بزنی موسوی. دنیات داره روز به روز به سِجنِ مؤمن نزدیک میشه اگه مؤمن باشی واقعاً. خوشبحال مرحوم حمید هیراد که لااقل دردش رو گفت و چهچهه زد:«انفرادی شده سلول به سلول تنم. خود من در خود من زندانیست..»
فردا هم از شهرداری زنگ میزنن که شما تو پیادهروی خیابون ۱۶ آذر رؤیت شدید درحالیکه داشتید با خودتون بحث میکردید و راه میرفتید! کفترها و گربههای محل احساس ناامنی کردن. چیزی شده؟
@ir_tavabin
https://eitaa.com/joinchat/1579156943C1c2337aa67
چنل یکی از دوستامه حمایت؟!
.
حتماا
بچها مداحه گفت "امیر هاشمی نسب علیه" و میدونید کن به چی فکر کردم؟ به اینکه امیری که گردن نمیگیره ناراحتی من رو آقای کاظمی نسبه (حیف خیلی باادبم و احترام میذارم به آقای کاظمی نسب و بدون آقا نمیگم، خودتون با ریتمشو تصور کنید، بدون آقا)
هدایت شده از ایدهای ندارم.
بیلبیلک
-------
پس حس تیر خوردن اینطوریه.
به او گفت: "برو." و آرزو کرد که کاش جیغ نمیکشید. زمین جلوی دهانش از خون نقطه نقطه شد و واژههایش را نشاندار کرد. گفت: "عاشقتم..."
[سیلو]