به کدوم طرف باید بری؟ طرف داداش بزرگهات یا خیمهها؟ بری سمت بچهای کوچیک یا بری سمت قتلگاه؟ بری پیش پیکر اربااربا عزیزت، یا نذاری تنها یادگار برادر بزرگترت که تازه داره بزرگ میشه بره سمت دشمن، پیش عموش؟
داغدیده و تنها، همراه با بیحرمتیهای زیاد های دشمن. چیکار باید انجام بدی؟ سرگردون بودن توی اون بیابون وسیع و گرم، تشنه.
و نباید روحیهات از بین بره. چون هنوز بچهای کوچیک اینجان. هنوز یادگار های برادرت اینجان.
سخته، خیلی سخته.
#خلسه
اینکه توی اینهمه سال داداش کوچولوت تو رو برادر صدا نکنه. چون برات احترام قائله، چون ادب داره. و بعد وقتی داداش کوچیکهات رو بفرستی تا برای بچها از رودِ فتح شده توسط دشمنان آب بیاره، که ناگهان صدای فریاد برادر سر دادنش رو بشنوی. ببینی یه سیاهی بزرگی دور داداشت رو گرفته. ببینی هزار نفر در مقابل یک نفر، یک نفر اون هم برادر تو. برادر عزیز تو. ببینی نامردانه دارن بهش حمله میکنن. چیکار میتونی انجام بدی؟ چطوری باید برادرت رو نجات بدی؟
#خلسه
حاج آقا عربی روضه میخونه. من نمیفهمم. بقیه میفهمن. بقیه گریه میکنن. بقیه خیلی گریه میکنن. حاج آقا میشه فارسی هم بگی؟ حاج آقا نکنه برام زوده؟ حاج آقا انقدر سخت بود؟ حاج آقا...
واقعا اینکه کل این فاجعه ها بین از صبح تا ظهر اتفاق افتاده رو نمیتونم. واقعا نمیتونم.
عمو رفت. گفت آب میاره. بابا هم رفت. فکر کنم رفت پیش عمو. منتظر بابا و عمو و آب بودیم. اما تنها کسی که برگشت بابا بود.
بابا، آب نمیخوایم. عمو کجاست؟
نمیتونی بمونی. عمو جای باباست. عمو تورو بزرگ کرده. عمو تورو دوست داشته، عمو همیشه حواسش به تو بوده.
حالا اون سپاهی که دعوتتون کرده بودن دارن سر عمو رو میبرن. میخوان عمو رو بکشن. عمو تنهاست. چیکار میکنی؟ تماشا میکنی؟ فرار میکنی؟
نه. نمیتونی. عمو رو دوست داری، عمو رو مثل بابا دوست داری. نمیتونی غربت عمو رو ببینی. باید بری پیش عمو. نباید عمو رو سر ببرن. عمو تنها نشده. عمو تو رو داره.
بعد عمو.. حتی فکر کردن بهش هم سخته. بدون عمو نمیشه. بدون عمو نمیتونی. اگه عمو هست توام هستی. میری و میری، میری سمت عمو. میری تا پیش عمو بمونی، تا آخر آخرش.
#خلسه
ببینی بچهای کوچیک دارن با پاهای برهنه روی خارهای بزرگ بیابون میدوئن. ببینی گوش هاشون از شدت محکم کشیدن گوشواره ها از گوشهاشون پاره شده. ببینی از خیمهها دود بلند شده. صدای هلهلهه بشنوی از سمت دشمن. صدای جیغ و فریاد بشنوی از سمت خیمه. تار ببینی. نتونی ببینی، چون حتی رمقی توی بدنت برای خوب دیدن نمونده.
#خلسه
شرمندگی بعد از گرفتن نوزادی از مادرش برای اینکه فقط به دشمن نشون بدی بگی به این کوچولو رحم کنن و اونا با تیر سه شعبه بُکشنش.
چطور اون نوزاد رو باید برگردوند؟ بگی آب که هیچی، تیر به گلوش زدن؟ تیر معمولی بود کاش.. تیر سه شعبه؟ الان با چه رویی باید برگردی به خیمه ها؟ به پیش مامان کوچولویی که از گلوش داره خون میاد؟ مگه دشمنا خودشون زن و بچه نداشتن؟ نمیدونستن داغ بچه سخته؟ حالا چیکار میخوای بکنی؟ باید بری سمت دشمن؟ باید بری سمت خیمه؟ کاش میشد پرواز کنی و نه بری سمت خیمه، نه بری سمت دشمن. بری پیش خدا. خدا میدونه، خدا خودش دیده چی کشیدی.
#خلسه
هدایت شده از ƈαʟʟ ʍɛ ʍօʋɨɛ
سلام چطورید؟
چنل ƈαʟʟ ʍɛ ʍօʋɨɛ قراره تقدیمی بده....
⋆این پیامو فور میکنید
و تایپت mbti خودتونو برام میفرستید و من یدونه از این عکسا + یه عکس رندوم از یه سلبریتی تقدیمتون میکنم و بر اساس تایپتون میگم
¹ممکنه چه نوع خلافکاری بشید
²ریکشنتون اگه توی فیلم ترسناک بودید چیه
⬳ممبرهام میتونن شرکت کنن
⑉⑉⑉⑉⑉⑉⑉⑉⑉⑉⑉⑉⑉
↝برای تگ چنلتون↝
᚜ƚαɠ᚛یا᚜@llfzll᚛