هدایت شده از من سیگاری نیستم
/۳/ قدمتوسط به معنای تمام. آروم و ساکت ولی بیقرار. اشاعهی انواع بیماریهای روانی. هیجانزده و امیدوار. درحال تلاش برای زندگی. راضی و بیدغدغه. دوستداشتنی. انگشتای کشیده و مناسب با یه انگشتر. علاقهمند به گفتوگو و حرف. صادق. Trust issues. گفت آدما وقتی ضعیفن یهو شروع میکنن به گریه کردن؟ یا یه چیزی شبیه به همین. چشماش هیجانطلب، مشتاق و روانی.