اشتباه.
بچها خواستم بگم فامیل پدری واقعا و جداً شرمنده کردن، دارن برام تولد میگیرن. آخرین نفری که یادم میاد
شوهرعمهام بهم گفت تولدت مبارک. گفتم ممنون. گفت ایشالا صد و بیست سال عمر کنی. دانیال گفت صد و بیست سال خیلیه. ریحانه خندید. دانیال گفت پنجاهم خوبه. من گفتم به بیستم راضیم. شوهرعمه گفت من که میخوام صد و بیست سال عمر کنم...
اشتباه.
شوهرعمهام بهم گفت تولدت مبارک. گفتم ممنون. گفت ایشالا صد و بیست سال عمر کنی. دانیال گفت صد و بیست س
دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟
خداوندا! دعای دوستان را بیاثر گردان