قبلا با بابام میشستم این فیلمایی هست، که یه عده میرن فضا بعد یه اتفاقی میوفته همشون میمیرن یکیشون غدا میشه یکیشون زامبی آخرش یکی برمیگرده، میدیدم.
بعد همییییشه خدا همون پنج دقیقه اول بابام میگفت این زنه زنده میمونه من میگفتم وا از کجا میگی. میگفت همه فیلماشون همینه، تهش معلومه. آخرشم بابا راست میگفت و همون زنه زنده میموند.
بعد یه مدت که منم پونزده - بیست تایی فیلم اینجوری دیدم توی ده دقیقه اول میتونستم بگم آخرش کی زنده میمونه. چون واقعا همشون معلومه تهش چیمیشه.
اشتباه.
قبلا با بابام میشستم این فیلمایی هست، که یه عده میرن فضا بعد یه اتفاقی میوفته همشون میمیرن یکیشون غد
یدونه فیلم بود بابا گفت این دختره رو میبینی الان مریضه، این زنده میمونه. گفتم نه. این یکی میمیره، اون مرده که کاپیتانه زنده میمونه. بابا گفت بشین ببین.
تا بیست دقیقه آخر فقط اون مرده و زنه زنده بودن که یهو مرده تصمیم میگیره خودشو فدا کنه.
اشتباه.
هرکاری کنم در مقابل بابام هیچوقت پیروز نمیشم.
توی هر مسئله ای
یعنی من برم پزشکی فوق تخصص جراحی قلب رو بگیرم، یه مریض بیاد زیر دستم بگم فلان قسمت بدنش رو سه سانت برش بدین بریم جراحی بعد بابام بگه سه سانت نه، سه سانت و نیم، بابام درست میگه.
هدایت شده از رواننشناس.
آفتاب قم تاثیری رو من میذاره که شما نمیتونید تا ۵ دقیقه بعد از ورودم به جایی اخلاق واقعیم رو قضاوت کنید. هاپهاپ میکنم.