𝙇𝙞𝙡𝙞𝙩𝙝'𝙨 𝙨𝙚𝙘𝙩𝙤𝙧★
⋆˚✿˖° خب خب، امروز چه قدم هایی برداشتی، لیلی؟ 1. دوتا مبحث رو خوندم.✅ 2. مکالمه آلمانی رو خوندم.✅ 3
⋆˚✿˖° خب خب،
امروز چه قدم هایی برداشتی، لیلی؟
1. صبح زود بیدار شدم.✅
2. نفس عمیق کشیدم.✅ (شاید عجیب باشه ولی . . .)
3. تمام پلن هام تیک خورد.✅
.𖥔 ݁ ˖𓂃.⋆❣˙♡ ݁˖
هی، little rainy girl!
مدت زیادی میگذره از آخرین باری که توی آینه تو رو دیدم. موهای کوتاه، لباسای قرمز، عروسک های تو، کش مویی که خاله بهت هدیه داد، و . . . همهی اینها رو با خودم آوردم. اما بیشتر از همه، من رویاهای تو رو با خودم دارم. خدایا، چجوری کنار مامان دراز میکشیدی و چون اون کتاب میخوند و تو هنوز نوشتن بلد نبودی، براش نقاشی میکشیدی! یه داستان جدید، یه خرس کوچولوی دیگه، چندتا نقاشی بهم ریخته کنار هم که روند پیش رفتن داستان رو نشون میداد. از بچگی مثل بقیه نبودی، البته این فقط یه جمله است. معلومه که رفتار های تو هم اکثراً مثل بقیه بچه ها بود، دوچرخه بازی میکردی اسباب بازی دوست داشتی (مخصوصا تفنگ) حالا، وقتشه بجای درخشیدن توی پارک و مدرسه، توی مکان های دیگه ای . . . بدرخشیم.
یادته چجوری تمام لباس های قرمزت رو بهم گره میزدی و میبستی، که یه پیرهن قرمز درست بشه؟
من بهت قول میدم، قطرهی کوچولوی بارونم، با یدونه—واقعیش جبران میکنم:>❣