⋆˙⟡ " چشمان تو رنگ آب بودند
آن دم که تو را در آب دیدم
در غربت آن جهان بیشکل
گویی که تو را به خواب دیدم ! "
╰┈➤ ' Для дорогой : @Monikao
ژانر شما : فانتزی!
دریا هم از دست تو خشمگین بود؛ هرچقدر تلاش میکردی متوجهش رو جلب کنی، یک موضوع درست نبود.
شاید صدف های دریا راز تو رو فاش کردن؟ شاید دنیا موقع زمستان دریا اش رو مثل خودش سرد و بی رحم میکنه!
⋆˙⟡ " تمام روز را در آینه گریه میکردم
بهار پنجرهام را
به وهم سبز درختان سپرده بود "
╰┈➤ ' Для дорогой : @Isabel333
ژانر شما : ماجراجویانه!
خزه های سبز، زیر پاهای برهنهت برای بار دیگه له میشدن. تقدیر بود؟ سرنوشت بود؟ نمیدونی. چون طبیعت مارو از خطر هاش آگاه نمیکنه، مخصوصاً سلاح اولش: سرنوشت.
⋆˙⟡ " بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ما
«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما»
╰┈➤ ' Для дорогой : @memorygrave
ژانر شما : کلاسیک!
قهوه رو روی میز میزاری، هیچکس شنونده داستان تو نبود. شاید بخاطر اینه که مردم این زمان چندتا موجودات بی هدف بیشتر نیستن.