⏰ــــــــ اگر دوران 13 سالگیم یه خواننده بود، قطعا سوفیا میشد. بهم ریخته، هجومی از خشم، درک کردن زندگی و همچنین موهایی که مثل آبشار بودن. اما حالا احساس میکنم چیزی جز یه نقل قول از آلبوم Honeymoon و ultraviolence لانا دل ری، لیپ استیک، رنگ شرابی و البته موسیقی کلاسیک، نیستم:3>
کتاب life skills for teens ، معتقده که میل به دیده شدن در نوجوانی کاملا یک موضوع طبیعیه. تا زمانی که برای جلب توجه دست به کار هایی مثل: استفاده از هویت یکی دیگه، لباس پوشیدن ناجور (ykyk) ، قرار دادن یه شخصیت فیک برای دیده شدن» بزنی. چون اینا نه تنها مایه افسردگی و دوپامین پوچ میشه، بلکه خودآگاهیت رو هم پایین میاره و از شخصیت اصلیت فاصله میگیری.
اگر بخوام علوم روانشناسیم رو که همین امروز خوندم به رختون بکشونم:
تو دوران نوجوانی مغز داره بازسازی میشه. بهویژه بخش لیمبیک (مربوط به هیجان، پاداش و میل به تجربه جدید)، خیلیییی فعال میشه و بخش قشر پیشپیشانی (prefrontal cortex، مربوط به منطق، آیندهنگری و کنترل تکانه) هنوز کامل شکل نگرفته.
یعنی چی؟ یعنی هیجان و میل به دیده شدن میره بالا، ولی اون بخش که باید "مدیریت" کنه هنوز کامل نیست. همین باعث میشه نوجوان بیشتر دنبال توجه و تایید باشه.