2.ولی توی فارسی چالش داره(💆🏻♀)
فارسی جملهسازی بلندتر و نرمتره، فعل معمولاً آخر جمله میاد، و اگر وسط دیالوگ یه توصیف بندازی، بیشتر شبیه قطع کردن کامل حرف میشه نه مکث. مثلاً ترجمهی تحتاللفظی این جمله میشه:
«میدونی،» صدایش تیره شد، «من منصفانه بازی نمیکردم.» یا حتی:
«میدونی…» صدایش تیره شد. «من منصفانه بازی نمیکردم.»
توی فارسی اون «صدایش تیره شد» بیشتر حس “گفت و مکث کرد” میده تا “در همان حال لحنش تغییر کرد”. برای همین گاهی نویسندههای فارسی برای نرم کردنش اینجوری میگن«
«میدونی…» صدایش تیرهتر بود. «من منصفانه بازی نمیکردم.»
یا:
«میدونی…» با لحنی تیره ادامه داد: «من منصفانه بازی نمیکردم.»
یعنی توصیف رو یا قبل از ادامهی دیالوگ میآرن، یا با ادامه داد/گفت میچسبونن تا خواننده حس کنه هنوز توی همون جمله اس.
پس تویی که داری رمان اینگلیسی مینویسی، باید رمان های اینگلیسی بخونی تا روند دستت بیاد. تویی که داری فارسی مینویسی، باید رمان های فارسی بخونی تا روند دستت بیاد :)
مترجم های رمان و ناول، برای واقعی نیاز دارن که نحوه جمله بندی هردو زبان رو بلد باشن.