eitaa logo
لبنان زنده | LiveLebanon
608 دنبال‌کننده
167 عکس
4 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
لبنان زنده | LiveLebanon
پیشتر در جولای ۲۰۲۵ روزنامه هاآرتص با استناد به اسناد تازه منتشر شده از یگان مهندسی ارتش ایالات متحده فاش کرد که ایالات متحده بر یک طرح گسترده ساخت و ساز نظامی با پروژه‌هایی به ارزش بیش از ۱.۵ میلیارد دلار که تماماً از طریق کمک‌های آمریکایی تأمین مالی می‌شوند؛ در اسرائیل نظارت دارد. در این گزارش ذکر شده اگرچه مناقصه‌ها رسماً به شرکت‌های آمریکایی واگذار می‌شوند، اما بخش عمده‌ای از کار ساخت و ساز به شرکت‌های اسرائیلی واگذار می‌گردد. طبق اسناد و ارائه‌های ارتش ایالات متحده، بیش از ۲۰ پروژه جداگانه در حال انجام یا برنامه‌ریزی هستند. گفته می‌شود بسیاری از آنها تحت عنوان‌های کدگذاری شده فعالیت می‌کنند تا مکان دقیق آنها پنهان بماند. بر خلاف ادعاهای مقامات امریکایی مبنی بر امنیتی بودن کمک‌های اخیر، مقیاس پروژه‌های ساختمانی آمریکا در اسرائیل چیز متفاوتی را نشان می‌دهد: سنگربندی نظامی عمیق و بلندمدت. به عنوان مثال پروژه‌ای به نام «تاما ۳۸/۵۸» بر تعمیرات اساسی تأسیسات ارتش اسرائیل که برای تعمیر تانک‌ها و سایر خودروهای زرهی استفاده می‌شوند، متمرکز است. اگرچه نام آن با ضوابط برنامه‌ریزی شهری اسرائیل مشترک است، اما این پروژه «تاما» که با بودجه ایالات متحده انجام می‌شود، هیچ ارتباطی با زیرساخت‌های غیرنظامی ندارد و صرفاً نظامی است. سایر طرح‌های مورد حمایت آمریکا شامل ساخت اسکله‌های جدید برای نیروی دریایی اسرائیل، ساخت پناهگاه‌های زیرزمینی، گسترش انبار تسلیحات و حتی نوسازی مسکن برای پرسنل آمریکایی مستقر در پایگاه‌های اسرائیلی است. یکی از این سایت‌های عظیم که به «سایت ۹۱۱» معروف است، یک مرکز فرماندهی زیرزمینی است که با میلیون‌ها دلار پول مالیات‌دهندگان آمریکایی ساخته شده است. یکی دیگر، «سایت ۸۱»، یک مرکز مخفی در زیر ساختمانی در مرکز تل‌آویو است. @LiveLebanon
به نوشته روزنامه معاریو اسرائیل در ۷ هفته آینده پیچیده‌ترین دوره‌ تأمین کالای مصرفی را در طی دهه‌های اخیر تجربه خواهد کرد. چهار عامل همزمان در همان دوره هفت هفته‌ای جریان دارند و تقریباً باعث استرس تأمین کالا خواهند بود: ماه رمضان، آماده‌سازی برای عید فصح که حتی قبل از پایان رمضان آغاز می‌شود، وضعیت امنیتی که دو سال و نیم است کاهش نیافته است و طی هفته‌های آینده به احتمال قریب به یقین تشدید خواهد شد و اکنون علاوه بر همه اینها، جریان عظیمی از مواد غذایی و کالاهای مصرفی است که بر اساس مفاد آتش‌بس در حجم‌های بی‌سابقه‌ای به غزه منتقل می‌شود. نتیجه: قفسه‌هایی که خالی می‌شوند و قیمت‌هایی که افزایش می‌یابند و طبق معمول شهروندان بهای آن را می‌پردازند. ماه رمضان از دو جنبه حائز اهمیت است: اول اینکه ۲.۱ میلیون شهروند عرب در این ماه بیش از معمول مواد غذایی، نوشیدنی و شیرینی‌جات می‌خرند و سطح تقاضا به شدت افزایش خواهد یافت. عامل دوم حضور این قشر در بخش بزرگی از نیروی کار زنجیره تأمین مواد غذایی است که در طول ماه رمضان ساعات کاری و بهره‌وری آنها کاهش می‌یابد. صنایع غذایی در حال حاضر نیز در حال انجام تغییراتی جهت آماده‌سازی محصولات کوشر برای عید فصح هستند که به معنای توقف خطوط تولید، نظافت صنعتی و تغییر به قالب محصولات متفاوت است. ولی بزرگترین خطر تهدیدات امنیتی پیش‌رو است. دو سال و نیم جنگ، آژیرها، وقفه‌های ناگهانی در روال عادی و تعطیلی‌های امنیتی؛ همه اینها از بین نرفته‌اند. طبق تجربه یک ساعت آژیر در بزرگراه ۶، حمل و نقل هزاران کامیون را فلج می‌کند. تونل شارون، بنادر حیفا و اشدود، هر یک از آنها گلوگاهی‌اند که به حوادث امنیتی بسیار حساس هستند. @LiveLebanon
به نوشته Ynet دنی سیترینوویچ افسر اطلاعاتی سابق و پژوهشگر در مرکز مطالعات امنیتی اسرائیل به رویترز گفته است که ایران در حال رسیدن به توافق برای خرید موشک‌های ضد کشتی مافوق صوت چینی CM-302 می‌باشد. سیترینوویچ ادعا کرده که منابعی شامل سه منبع آگاه در ایران و سه مقام امنیتی تأیید کرده‌اند که توافق برای موشک‌های CM-302 ساخت چین در حال تکمیل است، اگرچه هنوز تاریخ تحویل آن تعیین نشده است. این منابع گفتند که مذاکرات حداقل دو سال پیش آغاز شد، اما پس از جنگ ۱۲ روزه در ماه ژوئن به شدت سرعت گرفت. به گفته دو مقام امنیتی همزمان با ورود مذاکرات به مراحل نهایی خود در تابستان گذشته، مقامات ارشد نظامی و دولتی ایران از جمله مسعود اورعی معاون وزیر دفاع به چین سفر کردند. سفر اورعی قبلاً گزارش نشده بود. پ.ن: برد این موشک ۲۹۰ کیلومتر گزارش شده است. @LiveLebanon
انستیتو سیاست مردم یهود اخیرا مقاله‌ای به قلم شالوم سالومون منتشر کرده که در آن به موج ادعایی یهودستیزی در چین می‌پردازد. خلاصه مقاله به این شرح است: ۱. امواج یهودستیزی پس از جنگ‌های غزه در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۳-۲۰۲۵ رسانه‌های اجتماعی و رسمی چین را فرا گرفت. اگر نگوییم این موج‌ها توسط دولت چین آغاز شده ولی در راستای اهداف سیاسی این دولت (به محرک‌ها در بخش دوم بنگرید) و بر اساس کلیشه‌های یهودستیزانه گسترش یافتند. ۲. تبلیغات یهودستیزانه ناشی از نمایش ضد اسرائیلی جنگ اسرائیل و حماس توسط رسانه‌های چینی و تمایل چینی‌ها به یکی دانستن اسرائیل، یهودیان و یهودیت. ۳. همانند غرب، دانشگاه‌ها مراکز اصلی یهودستیزی هستند ولی پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مورد استفاده کارشناسان و تأثیرگذاران مارکسیست و ملی‌گرا نیز مستثنی نیستند. ۴. چین می‌تواند به عنوان محرک دیگری برای یهودستیزی در «جنوب جهانی» و حتی غرب ظهور کند. این سوگیری می‌تواند ذهن دانشجویان و رهبران آینده چین را دچار تعصب کرده و علاقه به یهودیان و اسرائیل را که زمانی در میان بخش‌هایی از جامعه تحقیقاتی چین وجود داشت، از بین ببرد. ۵. در سال ۲۰۲۵ سفیر چین در اسرائیل خواستار روابط دوجانبه دوستانه‌تر شد، که در چین گزارش نشد. اسرائیل باید تمام ارتباطات ممکن با چین را حفظ کند، اما نمی‌تواند انکار یهودستیزی رسانه‌ها و دانشگاه‌ها توسط چین را بپذیرد. پیشنهاد: یهودیان سراسر جهان باید درگیر شوند. اسرائیل باید «سیاست چین واحد» خود را حفظ کند در حالی که پیوندهای غیرسیاسی با تایوان را تقویت کرده و تحقیقات در مورد تاریخ طولانی روابط چین و یهود را افزایش دهد. محرک‌های یهودستیزی در چین: ۱. تنش چین با آمریکا، جایی که چینی‌ها یهودیان را به عنوان افراد دارای نفوذ وسیع مالی و سیاسی و بازیگران اصلی می‌بینند. ۲. تلاش چین برای یافتن دوستان و متحدان یهودستیز مانند اعراب، مسلمانان، ایران، روسیه. ۳. جستجوی قربانی برای مشکلات داخلی چین و انحراف افکار عمومی. ۴. سرنگونی نظم جهانی غرب. ۵. یهودستیزی و فلسفه‌گرایی: دو روی یک سکه. ۶. یهودستیزی به عنوان یک میم یک عارضه همه‌گیر فرهنگی جهانی شده که چین در حال پیوستن به این جنبش جهانی است. اما سه محرک اصلی عبارتند از: تنش با آمریکا، میل به اتحاد با اعراب/مسلمانان و جاذبه یهودستیزی در سطح جهانی. @LiveLebanon
به نقل از معاریو، یوآو گالانت وزیر جنگ اسبق اسرائیل در مقاله‌ای از قدرت‌گیری آرام ترکیه در منطقه اظهار نگرانی کرد. گالانت می‌نویسد: در حالیکه منطقه چشم به مذاکرات بین آمریکا و ایران دارد؛ ترکیه در حال استفاده از خلأی است که در پی تضعیف ایران و سقوط اسد، شکل گرفته است. او اشاره می‌کند «دکترین پیرامونی» اسرائیل که بر پایه رابطه حسنه با کشورهای غیر عربی منطقه (ترکیه و ایران شاهنشاهی) شکل گرفته بود، اینک به پایان خط رسیده است. ضعف ایران در منطقه از منظر ترکیه یک دستاورد مشترک نیست بلکه فرصتی طلایی برای افزایش نفوذ این کشور می‌باشد. این موضوع به خوبی در سوریه پس از اسد قابل رؤیت است. جایی که ترکیه علاوه بر حمایت از دولت انتقالی فعلی، حضور گسترده نظامی در شمال این کشور دارد و منطقه نفوذ آن تا خارج از دمشق و نزدیکی مرزهای [اسرائیل] گسترده شده است. ترکیه ضمن تأثیر در شمال و شرق افریقا به حضور در نیروهای حافظ صلح غزه و بیخ گوش اورشلیم نیم‌نگاهی دارد و در صدد است در نشست سران ناتو با عقد قراردادی بزرگ با آمریکا در زمینه انرژی، زمینه بازگشت به برنامه جنگنده اف-۳۵ را فراهم کند. گالانت اضافه کرد: بر خلاف ایران که عموما به صورت پنهانی و غیر علنی از طریق نیروهای نیابتی و [تروریسم] فعالیت می‌کند، ترکیه یک چالش پیچیده است زیرا بخشی از نظام غربی به شمار می‌رود، به صورت لفظی با اسرائیل مقابله می‌کند و در همان حال ضمن برخورداری از مشروعیت با اروپا مراودات تجاری دارد. ترکیه و ایران وارثان امپراتوری‌های تاریخی در منطقه هستند و اکنون با تضعیف محور شیعی تهران، بازیگران سنی به رهبری ترکیه در حال ورود به صحنه هستند. @LiveLebanon
یدیعوت آحارانوت در مقاله‌ای با تیتر «طناب نجات اسرائیل از آمریکا نباید به افسار تبدیل شود» نوشت: وقتی حزب‌الله، ایران و دیگران معتقدند که فشار بین‌المللی می‌تواند اسرائیل را حتی تحت حمله متوقف کند، آسیب به بازدارندگی فقط افزایش می‌یابد. این هفته یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها برای آینده‌ی کشور اسرائیل پررنگ‌تر شد: بهای وابستگی استراتژیک حتی وقتی که وابستگی به بزرگترین و مهم‌ترین دوست ما باشد، چیست؟ هیچ اسرائیلی‌ای نیست که اهمیت اتحاد با ایالات متحده را درک نکند. کمک‌های امنیتی، همکاری اطلاعاتی، حمایت دیپلماتیک و پیوند مبتنی بر ارزش بین دو کشور، دارایی‌های استراتژیک در بالاترین سطح هستند. در خاورمیانه‌ای طوفانی و خطرناک، اسرائیل دوست مهم‌تری ندارد. اما دقیقاً به همین دلیل ما باید بدانیم که چگونه بین اتحاد و وابستگی تمایز قائل شویم. تاریخ می‌آموزد که کشورهای کوچک نمی‌توانند از شراکت‌های بین‌المللی دست بکشند. اما همچنین می‌آموزد که آنها نمی‌توانند مسئولیت سرنوشت خود را به دیگران واگذار کنند. اسرائیل دقیقاً بر اساس همین درک تأسیس شد. پس از نسل‌هایی که یهودیان به تصمیمات دیگران وابسته بودند، در اینجا دولتی تأسیس شد که نقش آن تصمیم‌گیری در مورد امنیت و آینده خود به تنهایی است. دوستان می‌توانند کمک کنند، مشاوره بدهند و حمایت کنند. اما اگر تصمیمات اشتباه از آب درآیند، آنها کسانی نیستند که عواقب آن را متحمل می‌شوند. در حالی که ساکنان شمال اسرائیل همچنان در معرض تهدید زندگی می‌کنند، در حالی که سربازان ارتش اسرائیل هنوز توسط آتش حزب‌الله زخمی می‌شوند، و در حالی که این سازمان همچنان در تلاش است تا حس امنیت را در امتداد مرز شمالی از بین ببرد، به نظر می‌رسد شکاف نگران‌کننده‌ای بین اظهارات و واقعیت پدیدار شده است. ما اظهارات قاطعی در مورد ضربه شدید به زیرساخت‌های حزب‌الله و واکنش قابل توجه در منطقه ضاحیه بیروت شنیدیم. اما در لحظه حقیقت، مشخص شد که تصمیمات فقط در اورشلیم گرفته نمی‌شوند. این انتقاد از ایالات متحده نیست، بلکه انتقاد از ماست. یک کشور مستقل نمی‌تواند اجازه دهد وضعیتی پیش بیاید که دشمنانش باور کنند راه متوقف کردن اقدامات اسرائیل از واشنگتن می‌گذرد. وقتی حزب‌الله، ایران و دیگر بازیگران منطقه این تصور را پیدا می‌کنند که فشارهای بین‌المللی می‌تواند اسرائیل را حتی زمانی که شهروندانش مورد حمله قرار می‌گیرند، متوقف کند؛ آسیب‌های فزاینده‌ای به بازدارندگی وارد می‌شود. گاهی اوقات این آسیب‌ها از هر دستاورد تاکتیکی در میدان نبرد بیشتر است. برای رفع هرگونه شبهه، من رویارویی مستقیم با واشنگتن را پیشنهاد نمی‌کنم. اسرائیل به ایالات متحده نیاز دارد و ایالات متحده به اسرائیل. این اتحاد دهه‌هاست که از آزمون‌های دشوار سربلند بیرون آمده و برای امنیت ملی ما ضروری است. اما دوستی واقعی مبتنی بر مشارکت است، نه وابستگی کامل. دوستی واقعی همچنین اجازه اختلاف نظر را می‌دهد. به یک کشور اجازه می‌دهد به کشور دیگر بگوید: ما به توصیه‌های شما گوش می‌دهیم، به موضع شما احترام می‌گذاریم، اما مسئولیت جان شهروندانمان بر عهده ماست. همچنین در اینجا پیامی وجود دارد که برای متحدان ما مهم است. اسرائیل از دیگران نمی‌خواهد که در جنگ‌هایش شرکت کنند. سربازان ما کسانی هستند که در خطوط تماس قرار دارند. خانواده‌های ما کسانی هستند که در معرض تهدید زندگی می‌کنند. شهروندان ما کسانی هستند که بار اقتصادی و اجتماعی این کارزار طولانی مدت را به دوش می‌کشند. چالش بزرگ اسرائیل در سال‌های آینده تنها شکست دادن حزب‌الله، حماس یا ایران نخواهد بود، بلکه حفظ اتحادهای اساسی ما بدون از دست دادن استقلال در تصمیم‌گیری و دانستن چگونگی تکیه بر دوستان بدون وابستگی به آنها نیز خواهد بود. در نهایت، شهروندان اسرائیل پسران و دختران خود را برای دفاع از کشور می‌فرستند. آنها هزینه جنگ، آژیرها و عدم قطعیت را می‌پردازند. به همین دلیل است که تصمیمات مربوط به امنیت آنها نیز باید در اورشلیم، خارج از مسئولیت ملی، و در هیچ جای دیگری از جهان گرفته شود. پ.ن: نویسنده مقاله «دیوید بن زیون» بی‌شرمانه چشم بر این واقعیت بسته که اسرائیل بدون حمایت مستقیم ایالات متحده توان ۴۰ روز جنگیدن با ایران را نداشت و ادعا می‌کند رژیم از کسی نمی‌خواهد برایش بجنگد. @LiveLebanon
مقاله اورشلیم پست با عنوان «توهم تغییر در عراق: تغییرات در ساختار شبه‌نظامیان بغداد، استراتژی عمیق‌تر ایران را پنهان می‌کند» با نگاهی بدبینانه به بررسی ادغام گروه‌های شبه‌نظامی مقاومت عراق در ساختار ارتش این کشور می‌پردازد. پشت پرده: تصمیم متحدان ایران برای ادغام عناصر مسلح خود در نیروهای امنیتی دولتی، نشان دهنده تلاش یک عنصر طرفدار ایران برای تحکیم قدرت خود است. تصمیم دو گروه شبه‌نظامی شیعه قدرتمند مورد حمایت ایران در عراق برای خلع سلاح و تحویل سلاح‌هایشان به دولت، مورد استقبال مقامات آمریکایی و دیگر کشورهای غربی قرار گرفته است. این دو گروه شبه‌نظامی، سازمان عصائب اهل حق به رهبری قیس الخزعلی و گروه کتائب امام علی به رهبری شبل الزیدی هستند. عصائب اعلام کرد که کمیته‌ای برای مدیریت تمام جنبه‌های تحویل و تهیه فهرستی از سلاح‌های این گروه تشکیل داده است. در همین حال، بیانیه‌ای از کتائب امام علی تأکید کرد که این اقدام «از روی مسئولیت ملی، برای حفظ دستاوردهای پیروزی و تقویت وحدت ملی» انجام شده است. در پاسخ به این اعلامیه‌ها تام باراک فرستاده ویژه ایالات متحده در سوریه و عراق، به نخست‌وزیر عراق تبریک گفت و از این اقدام گروه‌های مسلح تقدیر کرد. این اقدام این دو گروه پس از تصمیمی صورت می‌گیرد که یک هفته قبل از آن مقتدی صدر روحانی شیعه و رهبر شبه‌نظامیان سرایا السلام، برای ادغام مشابه ظرفیت مسلحانه گروه خود در نیروهای نظامی دولت اتخاذ کرده بود. صدر، برخلاف خزعلی و زیدی، مستقیماً وابسته/نماینده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نیست. پس چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ آیا ما شاهد منظره بی‌سابقه‌ای از یک ساختار شبه‌نظامی تحت حمایت ایران هستیم که داوطلبانه خود را به نفع وحدت ملی و حکومت‌داری خوب منحل می‌کند؟ آیا هنوز هم معجزه اتفاق می‌افتد؟ تعدیل و تثبیت «دولت پنهان» عراق جای تعجب نیست که تصویر پیچیده‌تر است. این به معنای واگذاری «دولت پنهان» ایران در نظام عراق نیست، بلکه به معنای تعدیل و تثبیت آن است. شخصیت کلیدی که در مسیر فعلی باید مشاهده کرد، فائق زیدان است. کسی که در خارج از عراق کمتر شناخته شده است و به عنوان رئیس شورای عالی قضایی عراق فعالیت می‌کند. زیدان از نزدیکان خزعلی، به طور گسترده به عنوان «حکومت‌ساز» عراق دیده می‌شود. علی محمود روزنامه‌نگار عراقی خاطرنشان کرد: «از سال ۲۰۱۸ هیچ نامزد نخست‌وزیری بدون مشورت، تأیید یا مداخله [زیدان] انتخاب نشده است.» این تأثیر به وضوح زمانی آشکار شد که باراک ۱۹ آوریل در چارچوب عزم ایالات متحده برای جلوگیری از بازگشت نوری المالکی به نخست‌وزیری عراق، با زیدان دیدار کرد. تلاش‌های آمریکا همراه با تهدید عدم دسترسی به حساب‌های دلاری عراق، موفقیت‌آمیز بود. همانطور که محمود نوشت «باراک وزن خود را پشت زیدان گذاشت همانطور که اسماعیل قاآنی پیش از او این کار را کرد و هر دو وی را با آزمونی آشکار روبرو کردند. آمریکایی‌ها نخست‌وزیری می‌خواهند که مسیر را تغییر دهد.» اما نگاهی دقیق‌تر به زیدان (دلال قدرتی که اکنون ایالات متحده در عراق با او متحد است) نشان می‌دهد که او عنصری در ساختار قدرت تحت رهبری ایران در عراق است، نه رقیب آن. یک مطالعه دقیق در دسامبر ۲۰۲۳ توسط مرکز مبارزه با تروریسم در وست پوینت، زیدان را به عنوان یکی از حلقه‌های اصلی سیستم ایران در عراق معرفی کرد. این مطالعه بر دوره پس از شکست انتخاباتی گروه‌های مقاومت در سال ۲۰۲۱ تمرکز دارد. در آن زمان به نظر می‌رسید نیروهای ضد ایرانی شانس واقعی برای تشکیل دولت دارند. اما طبق مطالعه CTC «مهمترین ابزار در تغییر جهت مقاومت در سال ۲۰۲۲، ارشدترین قاضی عراق قاضی فائق زیدان از دادگاه عالی قضایی عراق بود که (در فوریه ۲۰۲۲) ناگهان انبوهی از احکام را در دادگاه عالی فدرال صادر کرد که همه آنها به نوعی، به شدت به تلاش بلوک سه‌گانه برای تشکیل دولت بدون جناح‌های مقاومت آسیب رساندند.» مهم‌ترین حکم دیوان او قوانین تشکیل دولت را تغییر داد به طوری که اکثریت ساده‌ی بلوک سه‌گانه [۱۶۵ کرسی] دیگر برای تشکیل دولت کافی نبود و در عوض به اکثریت دو سوم [۲۱۸ کرسی] نیاز بود. این امر تشکیل دولت بدون مشارکت شبه‌نظامیان طرفدار ایران را غیرممکن می‌کرد. مطالعه CTC مسیر شغلی زیدان را با عبارات زیر توصیف می‌کند: «بر اساس یک تحقیق گسترده چند ساله، زیدان یکی از قضاتی است که توسط مقاومت عراق به ویژه توسط ابومهدی المهندس از حدود سال ۲۰۰۴ تربیت شده است. زیدان توسط مهندس به اوج سیستم قضایی عراق رسانده شد و در آنجا مهندس به طور خصوصی از او به عنوان «سرپرست پروژه شیعه» یاد کرد.... زیدان در طول سال‌های ۲۰۲۱-۲۰۲۲ در مورد مسئله تشکیل دولت، در تماس نزدیک با مقامات نیروی قدس سپاه پاسداران و گروه‌هایی مانند کتائب حزب الله و عصائب اهل الحق باقی ماند. @LiveLebanon
کنسول سابق اسرائیل در لس‌آنجلس از نگرانی‌ها در باره نفوذ قطر در کاخ سفید و تفاهم‌نامه ایالات متحده و ایران در محافل سیاسی اسرائیل گفت. به نوشته اورشلیم پست، یاکی دایان کنسول سابق اسرائیل در لس‌آنجلس روز دوشنبه در مصاحبه‌ای با شبکه 103FM نگرانی عمیق خود را از تحولات اخیر بین ایالات متحده و قطر در مقایسه با روابط پرتنش با اسرائیل، ابراز کرد. دایان با بیان اینکه «از طرف اسرائیل هیچ جایگزینی وجود ندارد و از طرف [حزب] دموکرات، هیچ دوست بزرگی پشت در منتظر نیست تا شما را در آغوش بگیرد.» نگرانی خود را از توافقی که قرار است بین ایالات متحده و ایران امضا شود، بیان کرد. وی اضافه کرد: «افزون بر این ما ترامپ را می‌بینیم که درباره قطر با عباراتی صحبت می‌کند که قبلاً یک رئیس جمهور آمریکا فقط درباره اسرائیل به کار می‌برد. قطر فرزند محبوب واشنگتن است. ما شاهد محور نوظهور عربستان سعودی، قطر، پاکستان و ترکیه هستیم که در نتیجه این جنگ در حال شکل‌گیری است. وضعیت فعلی واشنگتن یک مشکل بسیار جدی [برای اسرائیل] است؛ سوال این است که تأثیر این مشکل در چینش آینده منطقه چگونه خواهد بود.» دایان همچنین به موضوع قطر که نگرانی فزاینده‌ای را ایجاد کرده است، پرداخت: «وقتی رئیس جمهور آمریکا درباره اسرائیل مدام عبارات «مرد انعطاف‌ناپذیر»، «مذاکرات سخت» و «اشتباهات جدی» را به کار می‌برد و سپس قطر «کشوری شجاع» خطاب می‌کند؛ نشانه خوبی نیست.» او همچنین هشدار داد: «از سوی دیگر می‌بینیم که عربستان سعودی با پاکستان و ترکیه همسو شده است. شاید ما شاهد یک خاورمیانه جدید هستیم، اما این خاورمیانه‌ای نیست که ما می‌خواستیم پس از جنگ با ایران ببینیم.» او در پاسخ به مقایسه توافق فعلی و برجام گفت: «در سال ۲۰۱۵، واقعاً یک توافق هسته‌ای وجود داشت. اینجا هنوز هیچ توافق هسته‌ای وجود ندارد. فقط توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز وجود دارد. آنها ۶۰ روز در مورد مسئله هسته‌ای گفتگو خواهند کرد. اگر به رسانه‌هایی مانند فاکس نیوز بنگرید، می‌گویند ترامپ غنی‌سازی را تأیید نخواهد کرد، کاری که اوباما انجام داد و اجازه غنی‌سازی در سطح پایین را داد؛ انواع و اقسام چیزهایی از این قبیل، اما در نهایت باید به خاطر داشت که در حال حاضر هیچ توافق هسته‌ای وجود ندارد.» او توضیح داد که این توافق خواستار بازگشایی تنگه هرمز در ازای لغو محاصره است، چیزی که دایان آن را «قوی‌ترین اهرمی که آمریکایی‌ها در اختیار داشتند» توصیف کرد؛ در حالی که افزود جنبه مالی این توافق برای اجرای آن کلیدی خواهد بود. او گفت: «یا پول وجود خواهد داشت یا نخواهد بود. ما چیزهای پوچی می‌شنویم، ۳۰۰ میلیارد دلار برای تقویت اقتصاد ایران. لیندسی گراهام به درستی آن را چیزی شبیه طرح مارشال پس از جنگ جهانی دوم توصیف کرد، فقط نازی‌ها در قدرت باقی ماندند. هیچ محدودیت موشکی وجود ندارد و هیچ سخنی از نیروی نیابتی وجود ندارد، اما رژیم پابرجاست.» @LiveLebanon