eitaa logo
"گمـشـده‌ای‌درـجنـگل‌کـاج²"
31 دنبال‌کننده
6 عکس
5 ویدیو
0 فایل
☾ اینجا احتمالاً آهنگ، ۳ نصفه‌شب، بارون، تیکه‌کتاب، فیلم، عکس‌های تار و یه مشت فکرِ نصفه‌نیمه پیدا میشه. و شاید اینجا یه مکان امن واسه ستاره‌ کوچولوها باشه⁦⁦⁦.☆ — ناشناسِ چنل: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_5tb86md&btn=نامه‌های‌گمشده
مشاهده در ایتا
دانلود
گمشدهٔ من؟ پیدات می‌کنم.
نیرای جنگل های کاج:)
.٭๑°•✭ اشک‌هایم آرام می‌ریختند، مانند قطره‌هایی که از سقف نمور می‌چکد. پوست صورتم داغ بود اما دست‌هایم روی زانو، یخ زده و بی‌جان مانده بود. کلمات، قبل از اینکه شکل بگیرند، در هق‌هق‌م گم می‌شدند. هوای اتاق سنگین شده بود، انگار همه درها بسته‌اند و پنجره‌ها نفس نمی‌کشند. و بعد حس کردم چیزی زیر پوستم تکان می‌خورد. انگشت‌هایم کشیده‌تر شدند و بند بندشان مثل چوب خشک صدا داد. گوی رنگ کهنه بالا زد، یارش مانده روی صورتی که مدت‌ها پیش مرده. رنگ سرخ لب‌هایم مثل خون خشک شده پخش شد، خط سیاه دور چشم‌هایم ترک برداشت و به پایین خزید. لباسم حالا سنگین بود، با پارچه ضخیم و پرچین و دکمه‌های بزرگ زردی که سردیشان تا استخوانم نفوذ کرده بود. هر نفس، سخت‌تر از قبل می‌آمد. صداها یکی یکی خاموش شدند. تنها چیزی که ماند، صدای خنده آرام و خفه بود، نه از بیرون، بلکه از پشت دنده‌هایم. سرم را بلند کردم، آینه روبرویم ایستاده بود. اما چشم‌هایی که به من نگاه می‌کردند، دیگر مال من نبود. پوست رنگ پریده، دهان پهن و بی‌حالت، لبخندی که من نزده بودم. و ان لحظه فهمیدم دیگر دیر شده، دلقک از درونم بیرون آمده و من پشت نقاب او گیر افتادم.
عسلی، خانوم‌قارچی، خاله‌بابونه، همه‌ستاره‌های‌نانازیم✨✨🌀
هدایت شده از ‌ ‌𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄-𝗁𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 ℳ𝗂𝗌𝖺
این پیام رو فوروارد کنید تا بهتون بگیم اگه مسئول رخ دادن یه قتل می‌بودید ، چجور پرونده‌ای رو رغم می‌زدید و من بهتون بگم که: - به عنوان یه قاتل ، چجور پرسونایی می‌داشتید. - از چه روشی برای پایان دادن زندگی مقتول استفاده می‌کردید. و عسل بهتون بگه که: - انگیزه‌ای که شما رو وادار به قتل کرده چی بوده. - چجوری قانون گریبانتون رو میگیره و حکمتون چیه و چگونه اجرا میشه. و درنهایت ، به صورت رندم سه نفرتون رو انتخاب میکنیم و من یه قطعه‌ی گیتار و عسل یه قطعه‌ی پیانو براتون می‌زنه. Limit: 50, 100 لینک چنل هاتونم بفرستید برای من ( @LtrlLegend ) بوج
اگر شَبی به مَزارم رِسیدی و باد وَزید، بِدان سلام مَن بود که گونِه‌ات را نَوازش کرد؛ مَن رَفته‌ام اما میانِ خاطراتَت هَنوز راه میرَوَم!
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✭که بخوانیم. که بهتر بنویسیم، داستان چگونگی‌مان را. که عاشق شویم در کتاب‌ها. که زندگی کنیم هزاران داستان و زندگی را. که فرار کنیم از دنیای تاریک اطرافمان. بهتر است که بخوانیم هر انچه کلماتی را که هرگز نمیتوانیمخودمان بیانشان کنیم.๑