گفتگو با خداوند
خدایا! همیشه ناظر بر کارهایم باش تا گناهی نکنم. همیشه در کنارم باش تا احساس قدرت بیشتری نمایم.
خدایا! کمکم کن تا از قدرتم در راه خیر استفاده کنم و قدرت تشخیص خیر از شرّ را به من بده و آرامش وعشق پاک کودکیم را به من بازگردان.
خدایا! در هنگام بیپناهی، پناهم ده. آنقدر ظرف وجودیم را بزرگ ساز تا هرگز از ناملایمتها لبریز نشود.
خدایا کینهها را از ذهنم دور ساز. کمکم کن تا در موقع خشم، سخنی به زبان نیاوردم، در مقابل کمکهایم به دیگران، انتظار محبت و کمک متقابل نداشته باشم. غمهای گذشته و نگرانیهای آینده را از خود دور سازم و در لحظهٔ حال زندگی کنم.
خدایا! دوستهایم را زیاد و دشمنهایم را کم کن.
خداوندا! سلامتیام را زیاد و بیماریام را کم کن.
خدایا! شادیم را زیاد و غمهایم را کم کن. آرامشم را زیاد و اضطرابم را کم کن.
خدایا! صبرم را زیاد و بیقراریم را کم کن.
دانائیام را زیاد و جهلام را کم کن.
خدایا! عشقم را زیادو نفرتم را کم کن.
خدایا! آنچنانم کن که لیاقت داشتن نام انسان را که اشرف مخلوقات توست، داشته باشم و بتوانم دیگران را نیز در موهبتهائی که به من عطا میفرمائی، سهیم گردانم.
خدایا! مرا از امتحانهای زندگیم سربلند بیرون آور.
بودنت بودن جان است ،خودت میدانی
نفس و تاب و توان است،خودت میدانی
بروی چون زبرم .جان ز تنم رفته ببین
رفتنت رفتن جان است ، خودت میدانی
چومسیحایی و من تشنه ی انفاس توام
نفست روح جوان است ،خودت میدانی
چوهزاری که زند نغمه به عشق گل سرخ
تو صدایت ضربان است . خودت میدانی
با تو دل شادم و از هر چه غم و درد بری
بیتودل، گیرو دمان است،خودت میدانی
همه احساس منی ، در همه ابیات غزل
نام تو ورد زبان است ، خودت میدانی
#پرویزغلامی
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
هم عفَالله ز صبا کز تو پیامی میداد
ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره هندوی تو بود
بگشا بند قبا تا بگشاید دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود
به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود
🌼🌼🌼
خدا.....✨
رئوف هست و مهربان...
فقط کافیست
به آسمان نگاه کنی....!!!
تا ناز دل شکسته ات🍂
را یکجا بخرد....
⭐️⭐️⭐️
کم گوی و
بجز مصلحت خویش مگوی
چیزی که
نپرسند ، تو از پیش مگوی
دادند دو
گوش و یک زبان از آغاز
یعنی که
دو بشنو و یکی بیش مگوی!
💕💕💕