یه جوری این روزا کارگر بی مزد و مواجب خانواده ام که حس میکنم اون دوازده سال مدرسه رو در حقشون ظلم کردم رفتم ...🙃
و من حالا تنهاییام را محکمتر از قبل بغل کردهام.
میدانی؟ آدم ها مرا از آنچه هستم غمگین تر میکنند!
مستقیم از ۲۰ ۳۰ سالگی رفتیم ۹۰ سالگی!
چایی میخوریم،اخبار چک میکنیم،هی از قدیم و قیمت ها میگیم،کمردرد داریم،هرجا صندلی ببینیم میشینیم،فحش میدیم.
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی…
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
سهراب سپهری