پرش ذهنی شدیدی که دارم ،
اجازه نمیده معنی کلمه (آرامش) رو در
آروم ترین حالت ممکنمم بفهمم.
ما درحالِ سقوط بودیم؛اما هرکسی مارا دید
جای اینکه دستِمان را بگیرد،نصیحتمان کرد..
افسردگی تا جلو در باشگاه همراهیم میکنه،
میگه برو ورزش کن و مراقب باش،
برگرد که جلو در منتظرتم.
دارم مسیری رو میرم که هیچکس انتخابش نکرده
ولی من همینو میخوام.
حتی اگه تصمیم من غلطه،
مال من و مدل منه.
تصمیم درست بقیه برای من زندگی نمیشه(:
ᴍَᴀʟɪُ /مَــلِیُّ
خیلی حسارو ندارم چون خیلی چیزارو دیدم!
یهو به خودت میای میبینی دیگه هیچ حسی به هیچ اتفاقی نداری.
(خنده داره نه؟!😂)