⭕️ عدلیه اولویت شناس است!
🔹کارمند خبرگزاری قوه قضاییه مدعی است خانم طالبی دارستانی به عنوان مطلع فراخوانده شده و ضابط در ساختمان دادسرا از ایشان تحقیق کرده است.
🔹خانم طالبی دارستانی از مطالبه گران حوزه حجاب و عفاف است و در چند سال اخیر مشغول نوشتن و گفتن در جهت رعایت احکام شرعی و قوانین ملی مربوط به حجاب و عفاف بوده است!
🔹اما تا کنون نشنیده و ندیده ایم که:
▪️بیژن زنگنه(بانی تحمیل قرارداد کرسنت به کشور با خسارت چند میلیارد دلاری )،
▪️مالک اصلی بانک آینده(با تحمیل ۵۰۰ هزار میلیارد تومان خسارت به اقتصاد کشور)،
▪️عباس آخوندی(مسئول بیچارگی میلیونها ایرانی در عرصه مسکن)،
▪️صادرکنندگان گردن کلفت(که در سالهای اخیر دهها میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات را به کشور برنگردانده اند)،
▪️بدهکاران عمده بانکی(که هر یک دهها هزار«همت» به اقتصاد ملی و بیت المال زیان وارد کرده اند)،
▪️متهم حقیقی پرونده سرقت فرشهای نفیس و تاریخی از کاخ سعدآباد،
▪️جواد ظریف و همکار ارجمندش(که با اهمال و بی دقتی موجب تحمیل مکانیزم ماشه به ملت ایران شدند)،
▪️حسن فریدون(مسئول اصلی مشکلات اقتصادی،معیشتی،امنیتی و فرهنگی کشور از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱)،
به عنوان مطلع به دادسرا فراخوانده شده و توسط ضابط مورد تحقیق قرار بگیرند!
🔹احتمالا فعالیتهای خانم طالبی دارستانی خطرناک تر از اقدامات افراد فوق بوده که قبل از آنها به دادسرا احضار و توسط ضابط مورد تحقیق قرار گرفته،چون عدلیه و ضابطان آن اهل رعایت اولویت در انجام وظایف اند و بر اساس آن افراد مطلع را به دادسرا فرا خوانده و مورد تحقیق قرار می دهند!
کوشکی
◾️ @MASHOUF401
آرمانگرایی و واقعگرایی.pdf
حجم:
214.3K
🖇 سیاهمشق گفتار
▪️گفتگو با موضوع آرمانگرایی و واقعگرایی
▪️شبکۀ چهار، برنامۀ سوره
▪️مهدی جمشیدی و شبیر فیروزیان
🔻فیلم کامل را در اینجا ببینید:
https://share.google/aDtUYsICjt4BIwbqt
▪️بازپخش برنامه: امروز حدود ساعت ۱۳:۳۰
22.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖇 قطعۀ ۱
#امامجامعه
#حقیقتومصلحت
#موقعیتوتکلیف
#تولیدشرایطاجتماعی
#آیتاللهمصباح
#همبستگیاجتماعی
▪️گفتگو با موضوع آرمانگرایی و واقعگرایی
▪️شبکۀ چهار، برنامۀ سوره
▪️مهدی جمشیدی و شبیر فیروزیان
🔻فیلم کامل را در اینجا ببینید:
https://share.google/aDtUYsICjt4BIwbqt
43.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖇 قطعۀ ۲
#دلیلتجربی
#ایدئولوژی
#آرمانگراییعینی
#بنبستمذاکره
▪️گفتگو با موضوع آرمانگرایی و واقعگرایی
▪️شبکۀ چهار، برنامۀ سوره
▪️مهدی جمشیدی و شبیر فیروزیان
🔻فیلم کامل را در اینجا ببینید:
https://share.google/aDtUYsICjt4BIwbqt
947K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️ شما از چی میترسی؟!
....
....
◾️ @MASHOUF401
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیت الکرسی
🌸🌺🌸🌺 ویژه روز زن
◾️ @MASHOUF401
*دوستان خوب دقت کنید*.
⭕️ تاریخ عکس:حدود ۲۰ روز قبل از شهادت حاج قاسم
به ترتیب از
چپ:
-میکی برگمن افسر بلند پایه سابق ارتش رژیم تروریستی اسراییل با سابقه حضور در جنگ علیه حزب الله.
-بیل ریچاردسون آمریکایی از حامیان گروهک منافقین توی آمریکا
امیدوارم آقای ظریف برای این ملاقات و از اون مهمتر برای این عکس یادگاری توضیحی داشته باشه!
بصیرت: به نظر بنده حذف دوتابعتی ها برای این شخص کمه 😱🤷♀😱
*جواد ظریف آمریکایی وحسن روحانی
◾️ @MASHOUF401
*✅ماجرای عجیب جعبه کفش پاره و پدری که با چشمان خیس مغازه را ترک کرد!*
عصر پنجشنبه بود و مغازه کفشفروشی شلوغ. مردی میانسال با کاپشنی که رنگ و رویش رفته بود، دست دختربچهی ۷-۸ سالهای را گرفته بود و وارد شد. چشمان دخترک برق میزد. یکراست رفت سراغ کفشهای صورتی چراغدار که پشت ویترین دیده بود.
دخترک با ذوق کفش را پوشید و شروع کرد به کوبیدن پاهایش روی زمین تا چراغهای پاشنهی کفش روشن شود. خنده از لبش نمیافتاد. رو کرد به پدرش و گفت: «بابا! همین خوبه؟ همینه که قول داده بودی؟»
پدر لبخند تلخی زد. آرام به سمت فروشنده رفت و قیمت را پرسید.
فروشنده گفت: «۹۵۰ هزار تومان.»
مرد انگار آب سردی رویش ریخته باشند، یخ کرد. دستش را بیاختیار روی جیبش گذاشت. میدانستم کل موجودیاش شاید به سیصد هزار تومان هم نرسد.
به سمت دخترش برگشت. نمیدانست چطور بگوید «نه». زانو زد و آرام گفت: «دخترم... این کفش یکم برات تنگ نیست؟ انگار پات رو اذیت میکنه... بریم یه مدل دیگه ببینیم؟»
دخترک با بغض گفت: «نه بابا، اندازهمه... به خدا پام راحته... قول میدم خرابش نکنم...»
نگاههای سنگین مشتریان دیگر روی این پدر و دختر بود. پدر داشت خرد میشد. عرق سردی روی پیشانیاش نشسته بود. دست دخترش را گرفت تا با ناامیدی از مغازه بیرون بروند.
ناگهان شاگرد مغازه که پسری جوان بود، با صدای بلند گفت: «آقا صبر کنید! اون کفش رو نذارید سر جاش!»
همه برگشتند. پسر جوان با عجله دوید و جعبه کفش را از دست دختر گرفت و با حالتی جدی به صاحبکارش (فروشنده اصلی) گفت:
«اوستا! این همون جفته که لنگهش توی انبار زیر نور آفتاب رنگش یه پرده رفته بودا! همونی که زدیم تو لیست حراجیِ انبارگردانی.»
بعد رو کرد به پدر و با صدایی که همه بشنوند گفت: «آقا شانس آوردید! این مدل چون تکسایز شده و یه ایراد جزئی رنگ داره (که اصلا معلوم نبود)، قیمتش شده ۱۸۰ هزار تومان. اگه نمیخواید بذارم برای مشتری بعدی؟»
پدر با ناباوری به پسر جوان نگاه کرد. او میدانست کفش هیچ ایرادی ندارد. نگاهی به چشمان پسر انداخت و مهربانیِ زلال را در آن دید.
با صدایی لرزان گفت: «بله... بله میخوایم.»
پول را داد. وقتی داشتند میرفتند، دخترک خوشحالترین بچه دنیا بود و پدر، با قامتی که انگار دوباره راست شده بود، دست دخترش را فشرد. موقع خروج، پدر برگشت و با نگاهی خیس از اشک، فقط یک بار سرش را برای شاگرد مغازه تکان داد. آن نگاه، هزاران کلمه تشکر داشت.
بعد از رفتن آنها، صاحب مغازه که تا آن لحظه ساکت بود، جلو رفت و به شاگردش گفت: «پسر! اون کفش سالم بود! چرا ضرر زدی به دخل؟»
شاگرد لبخندی زد و گفت: «اوستا، اون کفش چراغش فقط زیر پای اون دختر روشن میشد، اما چراغ دلِ اون پدر، با این کار تا آخر عمر روشنه... مابهالتفاوتش رو از حقوق خودم کم کنید.»
صاحب مغازه اشک در چشمانش جمع شد، صورت شاگردش را بوسید و گفت: «امروز بهترین کاسبی عمرم را یادم دادی. حلالت باشد...»
نتیجه اخلاقی:
گاهی برای اینکه «دلی» نشکند، باید قانونی را شکست.
بخشندگی فقط پول دادن نیست؛ گاهی «بهانهتراشی» برای حفظ غرور یک پدر، بالاترین عبادت است.
یادمان باشد: صدایی که هنگام شکستن غرور یک پدر شنیده میشود، عرش خدا را میلرزاند.
بیایید تمرین کنیم:
اگر دستی میگیریم، حواسمان باشد که چشمی را گریان و سری را خم نکنیم.
مهربانی باید «باوقار» باشد، نه «ترحمآمیز».
اگر این داستان قلبت را لرزاند، به اشتراک بگذار تا شاید دلیلی شویم برای حفظ آبروی پدری دیگر. ❤️
عزیزان گلم لطفاً درحدتوان همدیگر را یاری نمایم . مخصوصاً به آنهایی که نیاز دارند .خدا لعنتشون کنه این دزدان وغارتگران کشور را که مردم را بیچاره کردن .بیایم همراه به اندازه توان یاری دهیم کسانی را که نیاز دارند و آبرومندانه زندگی می کنند
حق یارتان فامیل باوفا
الهی که همیشه سالم و تندرست باشید سربلند به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
....
....
◾️ @MASHOUF401