🔴 رمزگشایی از یک سند تاریخی؛ وقتی «آری» امام، معنای «نه» میدهد
در روزهای پرتلاطم کنونی، شاید کمتر سندی به اندازه نامه سرگشاده و تاریخی امام خمینی(ره) درباره انفصال آیتالله منتظری، جای خالیاش در میان بحثهای سیاسی و اجتماعی احساس میشود. نامهای که نه فقط یک حکم اداری، که یک کلاس درس در باب «مشروعیت و مصلحت» در نظام ولایی است.
امام خمینی در فرازی از این نامه، با سوگندهایی تکاندهنده، پرده از یک معمای مهم در علم سیاست برمیدارد: «و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم...»؛ «و الله قسم، من با نخستوزیری بازرگان مخالف بودم...»؛ «و الله قسم، من رأی به ریاستجمهوری بنیصدر ندادم...».
سوال اینجاست: چطور امضای پای حکم نخستوزیر بازرگان، رئیسجمهور بنیصدر و قائممقامی منتظری پای این اسناد حک شده، اما در دل، امام با آنها مخالف بوده است؟
این تناقض ظاهری، ما را به مفهومی عمیق در حکمرانی دینی میرساند: «اذن اکراهی». یعنی جایی که ولی جامعه، به دلیل «اقتضائات حکمرانی» و نه از روی رضایت قلبی، به امری اذن میدهد. این اذن به معنای «موافقت» نیست، بلکه به تعبیری «عدم مخالفت» تاکتیکی است برای حفظ کلانمنافع نظام.
از صلح امام حسن (ع) و پذیرش حکمیت در ماجرای صفین تا پروندههای معاصر سیاسی؛ تاریخ پر از مواردی است که رهبران دینی، برای عبور از بحرانها، ناگزیر به این نوع «اذن» شدهاند.
نخستین دستاورد این نگاه، پرهیز از یک اشتباه راهبردی است و آن استناد صرف به اذن و امضا برای اثبات رضایت کامل رهبر است. به ویژه در موضوعات سرنوشتساز، نمیتوان صرفا با استناد به یک اذن، تیر انتقادها را به سوی منتقدان نشانه رفت و دهان آنها را بست.باید در اصول همیشگی و بیانیههای مکرر یک رهبر به دنبال«نظر واقعی» او گشت، نه در حاشیه یک مجوز مقطعی.
دومین ثمره این تحلیل آن است که هیچ کس حق ندارد با پشت گرمی یک «اذن» یا «امضا»، خود را در هالهای از تقدس مصون از نقد بداند. چه بسیار کارگزارانی که با تکیه بر یک حکم، دهان منتقدان را بستند و خسارتها به بار آوردند. تلخترین مثال در تاریخ معاصر، ماجرای #برجام است.
برجام که به تعبیر امام شهيد «خسارت محض» بود، با همین ترفند توجیه شد: اگر رهبری مخالف بود، چرا اذن دادند؟ غافل از اینکه امام شهيد بارها از آن روند انتقاد کرده و انتساب آن را به خود نفی فرمودند. اما چون «اذن اکراهی» ایشان برای مذاکرات هرگز تبیین نشد، عدهای از آن به عنوان «سپر دفاعی» برای فرار از پاسخگویی استفاده کردند و خسارتها را به نام رهبری فاکتور زدند.
سومین درس این نامه، خطاب به مردم و امت است: شما نیز نباید هر اذنی را نشانه «رضایت و حب قلبی» ولی بدانید. گاهی حرکت در مسیر یک «اذن اکراهی»، دقیقاً به معنای حرکت در خلاف مسیر «رضایت حقیقی» رهبری است. همین ناآگاهی است که گاهی اوقات، غربت تلخ یک رهبر و امام جامعه را رقم میزند؛ جایی که او در دل میگوید «نه»، اما امت به پای یک «بله» تاکتیکی، او را تنها میگذارند.
جمعبندی آنكه نامه امام به منتظری، فقط یک سند عزل و نصب نیست؛ یک «کتاب راهنما» برای امروز ماست. درسی که میگوید: برای اینکه «انقلابی» بمانیم، باید بتوانیم بین «اذن مقطعی» و «رضایت همیشگی» امام جامعه تمایز قائل شویم. وگرنه هر روز، شاهد تکرار برجام و تکرار غربتی خواهیم بود که نامش حمایت از رهبری است، اما حقیقتش خسارت به نام امام و تنها گذاشتن ايشان است.
✍محمد تقی نظريان مفيد
#اللّهُمّ_عَجّلْ_لِوَلیّکَ_الفَرج🤲
◾️@MASHOUF401
⭕️ پست اینستاگرامی حسین دهباشی سازنده مستند انتخاباتی حسن روحانی که بسیار پر بحث شده است :
آمریکا آن قدر ترور خواهد کرد تا کسی جز روحانی نماند....
......
.....