My heart 🤍💜
پارت چهارم My heart 💜🤍 (عصر ) دیانا ، الو مشنگ بیا پایین دیگه آیسان ، الو اومدم عشگم دیانا ، بدو
پارت پنجم
My heart 💜🤍
آیسان ، بریم
گیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
دیانا ، بریم با سرعت رفتیم خونه
آیسان ، وقتی رسیدیم یه مرد بود قیافش برام خیلی آشنا بود با داداش دیانا رفتیم جلو
دیانا ، سلام داداشی
آرمین ، سلام عجبی الآنم نمیومدی
دیانا ، ایش
آیسان، اون مرد که آشنا بود امیر بود اکسم بغضم گرفت
دینا ، دوستم آیسان
امیر ، با اسم آیسان ماتم برد
آرمین ، خوشبختم .
آیسان ، همچنین
آرمین ، دوستم امیر
دیانا ، خوشبختم. آیسان بیا بریم اتاقم
آیسان ، رفتیم اتاق دیانا که رسیدیم دیگه نتونستم جلوی بغضم رو بگیرم و زدم زیر گریه
دیانا ، چیشد خوبی آیسان
آیسان ، امیر بود اکسم
دیانا ، واقعا
آیسان ،اوهوم
دیانا ، رفتم دلداری آیسلن دادم
امیر ، داداش دختره دوست آبجیت دیدیش اکسم بود
آرمین ، میگم چرا بعضش گرفت
امیر ، واقعا
آرمین ، آره
امیر ، دلم براش تنگ شده
آرمین ، دختر قشنگیه
https://eitaa.com/MLKAMg
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_t0pc49k&btn=نظر.خودت.رو.بگو.واقعا
بچه ها نظرتون رو بگید خوشحال میشم بشنوم
My heart 🤍💜
پارت پنجم My heart 💜🤍 آیسان ، بریم گیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی دیانا ، بریم با سرعت ر
پارت ششم
My heart 💜🤍
امیر ، آره ولی دیانا هم دختر قشنگیه جای خواهری
آرمین ، ها جون عمت
امیر ، به جون عمم
آرمین ، 😂 ولی منم از آیسان خوشم میاد نظرت چیه بش بگم
امیر ، نمدونم ولی باس دیانا رو بدی به منا
آرمین ، چشم امر دیگه عباس آقا
امیر ، فعلا نیس
آرمین ، نظرت چیه بگیم آماده شن بریم پارک
امیر ، آره خوبه
آرمین ، خب من میرم به دیانا بگم
امیر ، برو ولی من لباس نیاوردم نمیتونم با تیشرت و شرتک بیام که
آرمین ، لباس های من ، هست
https://eitaa.com/MLKAMg
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_t0pc49k&btn=نظر.خودت.رو.بگو.واقعا
بچه ها نظرتون رو بگید خوشحال میشم بشنوم
رمان در مورد بیبی رایدر
تیکه از رمان
آیسان بدو
دیگه هعی ذرت و ذرت نپر ب.ل داداشم
آیسان . ایش اصلا به تو چه
به من چه وقتی تو اتاق آرمین زندانیت کردم میفهمی
دیانا دوستش رو تو اتاق داداشش با هم زندانی میکنه🤭
https://eitaa.com/MLKAMg
My heart 🤍💜
پارت ششم My heart 💜🤍 امیر ، آره ولی دیانا هم دختر قشنگیه جای خواهری آرمین ، ها جون عمت امیر ، به
پارت هفتم
My heart 💜🤍
آرمین ، دیانا دیانا
دیانا ، رفتم دم در اتاق ) بله داداشی
آرمین ، آماده شید بریم شهر بازی
دیانا، آیسان حالش خوب نیست ما نمیایم
آیسان، نه چیزه من خوبم
دیانا ، مطمئنی
آیسان ، نمیخوام بخاطر من نری
آرمین، پس آماده شید زود
دیانا ، آیسان تو الان ناراحتی میتونی بری پارک
آیسان ، آره فقط لباس بیرونی ندارم
دیانا، مال من هست
آیسان ، اوک آماده شو به منم بده بپوشم
دیانا ، بیا هر کدوم میخوای بردار
آیسان، لباس پوشیدم رفتیم بیرون آرمین خیلی بد نگام میکرد
دیانا، رفتیم بیرون که امیر یه جوری نگام میکرد
دیانا، رفتیم جلو خب بریم
آرمین، بریم تو با امیر بیا منم با آیسان
امیر ، بریم
آیسان، پشت آرمین رفتم و درو برام باز کرد
آرمین، درو برای آیسان باز کردم که نشست و منم رفتم سوار شدم
https://eitaa.com/MLKAMg