امیرالمؤمنینعلیهالسلام:
شما را به ترک دنیایی سفارش میکنم؛
که شما را ترک میکند،
اگرچه شما جدایی از آن را دوست ندارید..
نهجالبلاغه، خطبه ۹۹
عدی بن حاتم
از شخصیت امیرالمومنینﷺ
برای معاویه میگفت:
• که اگر کمکی از او میخواستیم
قبول میکرد،
• از ما فاصله نمیگرفت!
• از خودمان بود؛
• اما آنقد هیبت داشت
که جرئت صحبت کردن
در مقابل او را نداشتیم!
• آنقدر عظمت داشت که
نمیتوانستیم به او خیره شویم...
علیخورشیدبیغروب،ص۱۲۰
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
به امام حسنﷺ و حسینﷺ
توصیه میکرد که:
به پدرتان،
با نام " امیرالمومنین " سلام کنید!
عیونالاخبار الرضا،ج۲،ص۶۸
حضرت سخن
هوا و هوس، برخاسته از فراغت است! _ علیبنابیطالبعلیهالسلام غررالحکم،حدیث۹۲۵۱
انسان،
اغلب از کارکردن فرار میکند؛
در حالیکه اغلب بیماری هایش،
نتیجهی بیکاری اوست!
روزی عبدالله ابن زبیر به شوخی
به معاویه گفت:
یا امیر؛ اگر موافق باشی
با هم کُشتی بگیریم!
معاویه گفت:
میبینم که از دلیری و شجاعت حرف میزنی!
عبدالله گفت:
مگر تو منکر شجاعت منی؟!
من کسی بودم که
به مصاف علی رفتم و با او جنگیدم!
معاویه گفت:
هرگز اینطور نیست و دروغ است!
تو اگر لحظهای در برابر علی می ایستادی؛
تو و پدرت را با دست چپ خود میکُشت؛
در حالی دست راستش خالی و فارغ بود...!
فضیلتآناستکهدشمنانبرآنگواهیدهند
معارف و معاریف،ج۷،ص۴۴۸
با پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله
کنار کعبه نشسته بودند، که ناگاه
پيرمردی خمیده، كه از پیری
ابروهایش روی چشمهایش افتاده بود،
و عصائی به دست و كلاه سرخی،
بر سر داشت، نزديك پيامبراکرم آمد،
و گفت: يا رسول اللّه؛
برای من آمرزش بخواه.
پيغمبر فرمود: پيرمرد،
تلاشت سودی ندارد و تو گمراهی!
وقتی پیرمرد رفت،
پیامبر به امیرالمومنینﷺ فرمود:
ای ابا الحسن، او را شناختی؟!
فرمود: نه،
پیامبر فرمود: اين لعين، ابليس است!
امیرالمومنین به دنبالش دوید،
و همینکه به او رسید او را به خاک انداخت،
بر سينهاش نشست،
و دستش را به گلویش فشار میداد
تا او را خفه کند.
شیطانگفت: ای ابا الحسن
به خود زحمت نده، چون من،
تا روزی معین و معلوم مهلت دارم.
بخدا، ای علی؛
من به حقيقت تو را دوست دارم!
و بدان کسی با تو دشمنی نمیکند
مگر اینکه در نطفه پدرش شریک شده ام!
و زنا زاده است،
امیرالمومنین لبخند زد و او را رها كرد...
فضیلتآناستکهدشمنانبرآنگواهیدهند
| بحار الانوار،ج۲۷،ص۱۴۸