12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مالک بیا که دست علی را نفاق بست
دل را معاویه به همین اتفاق بست
تیغ خواص روی رگ گردن علیست
قرآنِ رفته بر سر نی دشمنِ علیست
در فتنهی مذاکره، حرف از ظرایف است
مالک علیالاصول علی خود، مخالف است
گاهی عوامِ جامعه تأخیر میکنند
در بین مصلحتطلبان گیر میکنند
چشمِ خواص در پی نان معاویهست
بر سینهی خواص نشانِ معاویهست
تا عمرو عاص منتظر حرف و گفتگوست
منبر شکسته باد! اگر اشعری بر اوست
مالک بههوش باش و کنار علی بمان
میثم صبور باش و به دار علی بمان
عمار با اقامهی تبیین قیام کن
تنهاست مرتضی، تو به او یک سلام کن
ده ضربه مانده، جنگ رسیده به انتها
دستت به تیغ باشد و چشمت به مرتضی
مالک در این میانه تو با مرتضی بمان
از این به بعد منتظر کربلا بمان
امر فقط امر سید مجتبی
حکم فقط حکم سید مجتبی
ای جوانمرد!
این زندگانیِ دنیا باد است.
تا بِنگری از دست رفته و این دنیا چون خندهی دیوانگان است و گریهی مَستان. دیوانه بیشادی خندد و مست بیاندوه گِرید.
- خواجه عبدالله انصاری -